وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ

جانم فدای امام نقی(ع) - هفته پاسداشت مقام امام نقی(ع) در فضای مجازی
جمعه 5 خرداد 1391 شهادت امام علی النقی هادی علیه السلام است ...
 
همانطور که مطلع هستید مدتی است عده ای افراد ضد دین در داخل و خارج از کشور اقدام به پیاده سازی موجی در توهین به ائمه اطهار بخصوص امام هادی(ع) نموده اند که علت غربت حضرت امام هادی نیز عدم فعالیت و تولید محتوای شیعیان در مورد ایشان در اینترنت است.

متاسفانه دشمنان نیز از این خلا استفاده کرده و غربت و مظلومیت امام هادی(ع) را دوچندان نموده اند.

پس از راه افتادن این موج عده از دوستان فعال اینترنت نیز برای پاسخ به این موج طرحی با مضمون دهه بزرگداشت امام هادی در اینترنت را راه اندازی نموده اند که مورد استقبال نیز قرار گرفت اما این دوستان اشتباه بزرگی در این طرح کرده اند که بجای بکار بردن لقب نقی در این طرح از لقب هادی استفاده کردند.

یکی از اهداف این طرح غیر از تکر یم حضرت هادی(ع) می بایست تغییر ریزالت ها یا پاسخ های جستجوی متن ، عکس و فیلم در موتور های جستجو از محتوای توهین آمیز به امام به محتوای مثبت و مذهبی در مورد ایشان باشد. اما این دوستان بدون توجه به این موضوع طرح را استارت زدند و هم اکنون در حال اجرای طرح می باشند.

اگر می خواهید دقیقا متوجه منظور شود این دو واژه را در گوگل سرچ کنید:

یک: امام هادی

دو: امام نقی

با جستجوی واژه دوم متوجه می شوید هتاکان به امام فقط بر روی  تگ یا کلید واژه امام نقی فعالیت می کنند و تا زمانی که دوستان ارزشی بر روی کلید واژه امام هادی کار کنند هیچ تغییر در رنک وب سایت های هتاکان در موتور های جستجو اتفاق نخواهد افتاد.


پشنهادات ما جهت افزایش رنک سایت ها و محتواهای ما در کلید واژه امام نقی:
 
- کد لوگوی رزمایش را که در سمت چپ سایت موجود است در وبلاگ خود قرار دهید.
- لوگوی وبلاگ خود را به عکس مقابل تغییر دهید.
- خبر مربوط به رزمایش را در وربلاگ خود بصورت پست ثابت قراردهید.
- عنوان وبلاگ خود را به جانم فدای امام نقی(ع) - هفته پاسداشت مقام امام نقی(ع) در فضای مجازی تغییر دهید.
چنانچه نمیخواهید عنوان وبلاگ خود را پاک کنید بعد از عنوان ویلاگ خود عبارت
"جانم فدای امام نقی(ع) - هفته پاسداشت مقام امام نقی(ع) در فضای مجازی"
را قرار دهید.
- بعد از انجام مراحل بالا فرم مربوطه را جهت اعلام حمایت از این طرح پر نمایید.
- تا 5 خرداد هر چقدر به امام نقی (ع) ارادت دارید نسبت به انتشار محتوا و عکس و پوستر و فیلم در مورد این امام مهربان در وبلاگ خود اقدام نمایید.

- بکار بردن واژه امام نقی بجای امام هادی در تمام محتواهای مرتبط با حضرت امام هادی(امام نقی) علیه السلام
- گذاشتن تگ هایی از قبیل: امام نقی کمپین امام نقی شیعه نقی علی هادی و کلید واژه های مرتبط
- لینک مطالب و محتوای مرتبط با امام نقی در هر سایت یا وبلاگی یا شبکه اجتماعی که وجود دارد( هر چقدر تعداد لینک های محتوای مرتبط با کلید واژه امام نقی بیشتر باشد رنک محتوا بالاتر می رود)
- بسیار مهم: وقتی محتوای عکسی را در پایگاه خود منتشر می کنید حتما در تگ img  آن title و alt را مساوی با کلمه امام نقی قرار دهید
- وقتی می خواهید تکست یا عکسی را لینک کنید حتما در تگ a مقدار title آن را برابر امام نقی قرار دهید
- وب سایت هایی که از تکنیک های url rewriting یا routing استفاده می کنند وقتی می خواهند لینک مطلبشان را در جایی ارسال کنند علاوی بر تایتلی که به لینکشان اضافه شده کلمه امام نقی را نیز اضافه کنند حتی اگر لینکشان با این موضوع مرتبط نبود
- حتی اگر تعداد عکس ها یا فیلم هایتان پیرامون موضوع امام نقی کم است همان عکس را بار ها در جاهای مختلف با کلید واژه امام نقی در جاهای مختلف ارسال کنید
- کمترین کار ممکن در شبکه های اجتماعی بخصوص فیس بوک و یوتیوب این است که محتوا ، روم یا فیلمی که می بینید در آن به امام نقی(ع) هتاکی شده را به آن شبکه گزارش تخلف کنید
- تعدادی لینک وب سایت هایی که محتوایشان در مورد امام نقی(ع) است را انتخاب و روزانه چندین بار بر روی آنها کلیک و وب سایت ها را باز کنید حتی اگر نمی خواهید محتوای آن را بخوانید
- حتما در متا تگ های کد قالب وبلاگ یا وب سایتتان از کلمه امام نقی استفاده کنید
- کلمات امام هادی و امام نقی که در محتوای متن وبلاگ یا وب سایتتان قرار دارد را Bold کنید و در کد آن دقت کنید بجای قرار گیری در تگ b در تگ strong قرار گرفته باشند.

 
این رزمایش تا تاریخ 5خرداد ادامه خواهد داشت.
 
 

برای مطالعه بیشتر درمورد این امام همام و انتشار در وبلاگ های خود می توانید به لینک های زیر مراجعه نمایید
** ویژه نامه تبیان
** ویژه نامه راسخون
** ویژه نامه آوینی
** ویژه نامه موسسه جهانی سبطین
** ویژه نامه مرکز پاسخ گویی به سوالات دینی



[ ]
[ مرتبط با ] : پیامبر و اهل بیت
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391
حضرت امام علی النقی الهادی (ع )

تولد امام دهم شیعیان حضرت امام علی  النقی  (ع ) را نیمه ذیحجه سال 212 هجری قمری  نوشته اند . پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربیت مقام ولایت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نیکو وظیفه مادری را به انجام رسانید و بدین مأموریت خدایی قیام کرد . نام آن حضرت - علی - کنیه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادی " و " نقی " بود . حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسید و دوران امامتش 33 سال بود . در این مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربیت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت . نه تنها تعلیم و تعلم و نگاهبانی فرهنگ اسلامی را امام دهم (ع ) در مدینه عهده دار بود ، و لحظه ای  از آگاهانیدن مردم و آشنا کردن آنها به حقایق مذهبی  نمی آسود ، بلکه در امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه پنهان و آشکار با خلیفه ستمگر وقت - یعنی  متوکل عباسی - آنی آسایش نداشت . به همین جهت بود که عبدالله بن عمر والی مدینه بنا بر دشمنی دیرینه و بدخواهی درونی ، به متوکل خلیفه زمان خود نامه ای  خصومت آمیز نوشت ، و به آن امام بزرگوار تهمتها زد ، و نسبتهای ناروا داد و آن حضرت را مرکز فتنه انگیزی و حتی ستمکاری وانمود کرد و در حقیقت آنچه در شأن خودش و خلیفه زمانش بود به آن امام معصوم (ع ) منسوب نمود ، و این همه به جهت آن بود که جاذبه امامت و ولایت و علم و فضیلتش مردم را از اطراف جهان اسلام به مدینه می کشانید و این کوته نظران دون همت که طالب ریاست ظاهری و حکومت مادی دنیای فریبنده بودند ، نمی توانستند فروغ معنویت امام را ببینند . و نیز " مورخان و محدثان نوشته اند که امام جماعت حرمین ( = مکه و مدینه ) از سوی دستگاه خلافت ، به متوکل عباسی نوشت : اگر تو را به مکه و مدینه حاجتی است ، علی بن محمد ( هادی ) را از این دیار بیرون بر ، که بیشتر این ناحیه را مظیع و منقاد خود گردانیده است " . این نامه و نامه حاکم مدینه نشان دهنده نفوذ معنوی امام هادی (ع ) در سنگر مبارزه علیه دستگاه جبار عباسی است . از زمان حضرت امام محمد باقر (ع ) و امام جعفر صادق (ع ) و حوزه چهار هزار نفری آن دوران پربار ، شاگردانی در قلمرو اسلامی تربیت شدند که هر یک مشعلدار فقه جعفری و دانشهای  زمان بودند ، و بدین سان پایه های دانشگاه جعفری و موضع فرهنگ اسلامی ، نسل به نسل نگهبانی شد و امامان شیعه ، از دوره حضرت رضا (ع ) به بعد ، از جهت نشر معارف جعفری آسوده خاطر بودند ، و اگر این فرصت مغتنم در زمان امام جعفر صادق (ع ) پیش نیامده بود ، معلوم نبود سرنوشت این معارف مذهبی به کجا می رسید ؟ به خصوص که از دوره زندانی شدن حضرت موسی بن جعفر (ع ) به بعد دیگر چنین فرصتهای وسیعی برای تعلیم و نشر برای امامان بزرگوار ما - که در برابر دستگاه عباسی دچار محدودیت بودند و تحت نظر حاکمان ستمکار - چنان که باید و شاید پیش نیامد . با این همه ، دوستداران این مکتب و یاوران و هواخواهان ائمه طاهرین - در این سالها به هر وسیله ممکن ، برای رفع اشکالات و حل مسائل دینی خود ، و گرفتن دستور عمل و اقدام - برای فشرده تر کردن صف مبارزه و پیشرفت مقصود و در هم شکستن قدرت ظاهری  خلافت به حضور امامان والاقدر می رسیدند و از سرچشمه دانش و بینش آنها ، بهره مند می شدند و این دستگاه ستمگر حاکم و کارگزارانش بودند که از موضع فرهنگی و انقلابی امام پیوسته هراس داشتند و نامه حاکم مدینه و مانند آن ، نشان دهنده این هراس همیشگی آنها بود . دستگاه حاکم ، کم کم متوجه شده بود که حرمین ( مکه و مدینه ) ممکن است به فرمانبری از امام (ع ) درآیند و سر از اطاعت خلیفه وقت درآورند . بدین جهت پیک در پیک و نامه در پی  نامه نوشتند ، تا متوکل عباسی دستور داد امام هادی (ع ) را از مدینه به سامرا - که مرکز حکومت وقت بود - انتقال دهند . متوکل امر کرد حاجب مخصوص وی  حضرت هادی (ع ) را در نزد خود زندانی کند و سپس آن حضرت را در محله عسکر سالها نگاه دارد تا همواره زندگی امام ، تحت نظر دستگاه خلافت باشد . برخی  از بزرگان مدت این زندانی و تحت نظر بودن را - بیست سال - نوشته اند . پس از آنکه حضرت هادی (ع ) به امر متوکل و به همراه یحیی بن هرثمه که مأمور بردن حضرت از مدینه بود ، به سامرا وارد شد ، والی بغداد اسحاق بن ابراهیم طاهری از آمدن امام (ع ) به بغداد با خبر شد ، و به یحیی بن هرثمه گفت : ای مرد ، این امام هادی فرزند پیغمبر خدا (ص ) می باشد و می دانی  متوکل نسبت به او توجهی ندارد اگر او را کشت ، پیغمبر (ص ) در روز قیامت از تو بازخواست می کند . یحیی گفت : به خدا سوگند متوکل نظر بدی نسبت به او ندارد . نیز در سامرا ، متوکل کارگزاری ترک داشت به نام وصیف ترکی . او نیز به یحیی سفارش کرد در حق امام مدارا و مرحمت کند . همین وصیف خبر ورود حضرت هادی را به متوکل داد . از شنیدن ورود امام (ع ) متوکل به خود لرزید و هراسی  ناشناخته بر دلش چنگ زد . از این مطالب که از قول یحیی بن هرثمه مأمور جلب امام هادی (ع ) نقل شده است درجه عظمت و نفوذ معنوی امام در متوکل و مردان درباری به خوبی آشکار می گردد ، و نیز این مطالب دلیل است بر هراسی که دستگاه ستمگر بغداد و سامرا از موقعیت امام و موضع خاص او در بین هواخواهان و شیعیان آن حضرت داشته است . باری ، پس از ورود به خانه ای که قبلا در نظر گرفته شده بود ، متوکل از یحیی پرسید : علی بن محمد چگونه در مدینه می زیست ؟ یحیی گفت : جز حسن سیرت و سلامت نفس و طریقه ورع و پرهیزگاری و بی اعتنایی به دنیا و مراقبت بر مسجد و نماز و روزه از او چیزی ندیدم ، و چون خانه اش را - چنانکه دستور داده بودی - بازرسی  کردم ، جز قرآن مجید و کتابهای علمی چیزی نیافتم . متوکل از شنیدن این خبر خوشحال شد ، و احساس آرامش کرد . با آنکه متوکل از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود و بنا به دستور او بر قبر منور حضرت سیدالشهداء (ع ) آب بستند و زیارت کنندگان آن مرقد مطهر را از زیارت مانع شدند ، و دشمنی یزید و یزیدیان را نسبت به خاندان رسول اکرم (ص ) تازه گردانیدند ، با این همه در برابر شکوه و هیبت حضرت هادی (ع ) همیشه بیمناک و خاشع بود . مورخان نوشته اند : مادر متوکل نسبت به مقام امام علی النقی (ع ) اعتقادی  به سزا داشت . روزی متوکل مریض شد و جراحتی پیدا کرد که اطباء از علاجش درماندند . مادر متوکل نذر کرد اگر خلیفه شفا یابد مال فراوانی خدمت حضرت هادی (ع ) هدیه فرستد . در این میان به فتح بن خاقان که از نزدیکان متوکل بود گفت : یک نفر را بفرست که از علی بن محمد درمان بخواهد شاید بهبودی یابد . وی کسی را خدمت آن حضرت فرستاد امام هادی فرمود : فلان دارو را بر جراحت او بگذارید به اذن خدا بهبودی  حاصل می شود . چنین کردند ، آن جراحت بهبودی یافت . مادر متوکل هزار دینار در یک کیسه چرمی سر به مهر خدمت امام هادی (ع ) فرستاد . اتفاقا چند روزی از این ماجرا نگذشته بود که یکی از بدخواهان به متوکل خبر داد دینار فراوانی  در منزل علی بن محمد النقی دیده شده است . متوکل سعید حاجب را به خانه آن حضرت فرستاد . آن مرد از بالای بام با نردبان به خانه امام رفت . وقتی امام متوجه شد ، فرمود همان جا باش چراغ بیاورند تا آسیبی به تو نرسد . چراغی افروختند . آن مرد گوید : دیدم حضرت هادی به نماز شب مشغول است و بر روی سجاده نشسته . امام فرمود : خانه در اختیار توست . آن مرد خانه را تفتیش کرد . چیزی جز آن کیسه ای که مادر متوکل به خانه امام فرستاده بود و کیسه دیگری  سر به مهر در خانه وی نیافت ، که مهر مادر خلیفه بر آن بود . امام فرمود : زیر حصیر شمشیری است آن را با این دو کیسه بردار و به نزد متوکل بر . این کار ، متوکل و بدخواهان را سخت شرمنده کرد . امام که به دنیا و مال دنیا اعتنایی نداشت پیوسته با لباس پشمینه و کلاه پشمی روی حصیری که زیر آن شن بود مانند جد بزرگوارش علی (ع ) زندگی می کرد و آنچه داشت در راه خدا انفاق می فرمود . با این همه ، متوکل همیشه از اینکه مبادا حضرت هادی (ع ) بر وی خروج کند و خلافت و ریاست ظاهری  بر وی به سر آید بیمناک بود . بدخواهان و سخن چینان نیز در این امر نقشی  داشتند . روزی به متوکل خبر دادند که : " حضرت علی بن محمد در خانه خود اسلحه و اموال بسیار جمع کرده و کاغذهای زیاد است که شیعیان او ، از اهل قم ، برای او فرستاده اند " . متوکل از این خبر وحشت کرد و به سعید حاجب که از نزدیکان او بود دستور داد تا بی خبر وارد خانه امام شود و به تفتیش بپردازد . این قبیل مراقبتها پیوسته - در مدت 20سال که حضرت هادی (ع ) در سامره بودند - وجود داشت . و نیز نوشته اند : " متوکل عباسی سپاه خود را که نود هزار تن بودند از اتراک و در سامرا اقامت داشتند امر کرد که هر کدام توبره اسب خود را از گل سرخ پر کنند ، و در میان بیابان وسیعی ، در موضعی روی هم بریزند . ایشان چنین کردند . و آن همه به منزله کوهی بزرگ شد . اسم آن را تل " مخالی " نهادند آنگاه خلیفه بر آن تل بالا رفت و حضرت امام علی النقی ( علیه السلام ) را نیز به آنجا طلبید و گفت : شما را اینجا خواستم تا مشاهده کنید سپاهیان من را . و از پیش امر کرده بود که لشکریان با آرایشهای نظامی و اسلحه تمام و کمال حاضر شوند ، و غرض او آن بود که شوکت و اقتدار خود را بنمایاند ، تا مبادا آن حضرت یا یکی از اهل بیت او اراده خروج بر او نمایند " . در این مدت 20سال زندگی امام هادی (ع ) در سامرا ، به صورتهای مختلف کارگزاران حکومت عباسی  ، مستقیم و غیر مستقیم ، چشم مراقبت بر حوادث زندگی  امام و رفت و آمدهایی  که در اقامتگاه امام (ع ) می شد ، داشتند از جمله : " حضور جماعتی از بنی  عباس ، به هنگام فوت فرزند امام دهم ، حضرت سید محمد - که حرم مطهر وی  در نزدیکی سامرا ( بلد ) معروف و مزار است - یاد شده است . این نکته نیز می رساند که افرادی از بستگان و مأموران خلافت ، همواره به منزل امام سر می زده اند . "

اصحاب و یاران امام دهم (ع )
در میان اصحاب امام دهم ، برمی خوریم به چهره هایی  چون " علی بن جعفر میناوی " که متوکل او را به زندان انداخت و می خواست بکشد . دیگر ادیب معروف ، ابن سکیت که متوکل او را شهید کرد . و علت آن را چنین نوشته اند که دو فرزند متوکل خلیفه عباسی در نزد ابن سکیت درس می خواندند . متوکل از طریق فرزندان خود کم کم ، متوجه شد که ابن سکیت از هواخواهان علی (ع ) و آل علی (ع ) است . متوکل که از دشمنان سرسخت آل علی (ع ) بود روزی ابن سکیت را به حضور خود خواست و از وی پرسید : آیا فرزندان من شرف و فضیلت بیشتر دارند یا حسن و حسین فرزندان علی  (ع ) ؟ ابن سکیت که از شیعیان و دوستداران باوفای خاندان علوی بود ، بدون ترس و ملاحظه جواب داد : فرزندان تو نسبت به امام حسن (ع ) و امام حسین (ع ) که دو نوگل باغ بهشت و دو سید جنت ابدی الهی اند قابل قیاس و نسبت نیستند . فرزندان تو کجا و آن دو نور چشم دیده مصطفی کجا ؟ آنها را با قنبر غلام حضرت (ع ) هم نمی توان سنجید . متوکل از این پاسخ گستاخانه سخت برآشفت . در همان دم دستور داد زبان ابن سکیت را از پشت سر درآوردند و بدین صورت آن شیعی خالص و یار راستین امام دهم (ع ) را شهید کرد . دیگر از یاران حضرت هادی (ع ) حضرت عبدالعظیم حسنی است . بنا بر آنچه محدث قمی در منتهی الآمال آورده است : " نسب شریفش به چهار واسطه به حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام منتهی می شود ... " از اکابر محدثین و اعاظم علماء و زاهدان و عابدان روزگار خود بوده است و از اصحاب و یاران حضرت جواد (ع ) و حضرت امام هادی  (ع ) بود . صاحب بن عباد رساله ای مختصر در شرح حال آن جناب نوشته . نوشته اند : " حضرت عبدالعظیم از خلیفه زمان خویش هراسید و در شهرها به عنوان قاصد و پیک گردش می کرد تا به ری آمد و در خانه مردی از شیعیان مخفی  شد ... " . " حضرت عبدالعظیم ، اعتقاد راسخی به اصل امامت داشت . چنین استنباط می شود که ترس این عالم محدث زاهد از قدرت زمان ، به خاطر زاهد بودن و حدیث گفتن وی نبوده است ، بلکه به علت فرهنگ سیاسی او بوده است . او نیز مانند دیگر داعیان بزرگ و مجاهد حق و عدالت ، برای نشر فرهنگ سیاسی صحیح و تصحیح اصول رهبری در اجتماع اسلامی  می کوشیده است ، و چه بسا از ناحیه امام ، به نوعی  برای این کار مأموریت داشته است . زیرا که نمی شود کسی با این قدر و منزلت و دیانت و تقوا ، کسی که حتی عقاید خود را بر امام عرضه می کند تا از درست بودن آن عقاید ، اطمینان حاصل کند - به طوری که حدیث آن معروف است - اعمال او ، به ویژه اعمال اجتماعی  و موضعی او ، بر خلاف نظر و رضای امام باشد . حال چه به این رضایت تصریح شده باشد ، یا خود حضرت عبدالعظیم با فرهنگ دینی و فقه سیاسی بدان رسیده باشد " .

صورت و سیرت حضرت امام هادی  (ع )
حضرت امام دهم (ع ) دارای قامتی نه بلند و نه کوتاه بود . گونه هایش اندکی برآمده و سرخ و سفید بود . چشمانش فراخ و ابروانش گشاده بود . امام هادی (ع ) بذل و بخشش بسیار می کرد . امام آن چنان شکوه و هیبتی داشت که وقتی بر متوکل خلیفه جبار عباسی وارد می شد او و درباریانش بی درنگ به پاس خاطر وی و احترامش برمی خاستند . خلفایی که در زمان امام (ع ) بودند : معتصم ، واثق ، متوکل ، منتصر ، مستعین ، معتز ، همه به جهت شیفتگی نسبت به قدرت ظاهری و دنیای فریبنده با خاندان علوی و امام همام حضرت هادی دشمنی دیرینه داشتند و کم و بیش دشمنی  خود را ظاهر می کردند ولی همه ، به خصال پسندیده و مراتب زهد و دانش امام اقرار داشتند ، و این فضیلتها و قدرتهای علمی و تسلط وی را بر مسائل فقهی و اسلامی به تجربه ، آزموده و مانند نیاکان بزرگوارش (ع ) در مجالس مناظره و احتجاج ، وسعت دانش وی را دیده بودند . شبها اوقات امام (ع ) پیوسته به نماز و طاعت و تلاوت قرآن و راز و نیاز با معبود می گذشت . لباس وی جبه ای  بود خشن که بر تن می پوشید و زیر پای خود حصیری پهن می کرد . هر غمگینی که بر وی نظر می کرد شاد می شد . همه او را دوست داشتند . همیشه بر لبانش تبسم بود ، با این حال هیبتش در دلهای مردم بسیار بود .

زن و فرزندان امام هادی  (ع )
حضرت هادی (ع ) یک زن به نام سوسن یا سلیل و پنج فرزند داشته است . 1 - ابومحمد حسن علیه السلام ( امام عسکری (ع ) یازدهمین اختر تابناک ولایت و امامت است ) . 2 - حسین . 3 - سید محمد که یک سال قبل از پدر بزرگوارش فوت کرد ، جوانی بود آراسته و پرهیزگار که بسیاری  گمان می کردند مقام ولایت به وی منتقل خواهد شد . قبر مطهرش که مزار شیعیان است در نزدیکی سامرا می باشد . 4 - جعفر . 5 - عایشه ، یا به نقل شادروان شیخ عباس قمی " علیه " .

شهادت امام هادی  (ع )
امام دهم ، حضرت هادی (ع ) در سال 254هجری  به وسیله زهر به شهادت رسید . در سامرا در خانه ای  که تنها فقط فرزندش امام حسن عسکری بر بالین او بود . معتمد عباسی امام دهم را مسموم کرد . از این سال امام حسن عسکری پیشوای  حق شد و بار تعهد امامت را بر دوش گرفت . و در همان خانه ای که در آن بیست سال زندانی و تحت نظر بود ، سرانجام به خاک سپرده شد .

 



[ ]
[ مرتبط با ] : پیامبر و اهل بیت
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : پنجشنبه 4 خرداد 1391
احادیث امام نقی علیه السلام

صفحه اختصاصی حدیث و آیاتامام هادى علیه‏السلام : مَن أطاعَ اللّه‏َ یُطاعُ ؛ 

امام هادى علیه‏السلام :هر كس از خدا فرمان ببرد ، از او فرمان برند .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام : العُقوقُ یُعقِبُ القِلَّةَ و یُؤدِّی إلَى الذِّلَّةِ ؛

امام هادى علیه‏السلام :عاقّ [والدین] ، نادارى در پى‏دارد و به خوارى مى‏كشاند .


صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام : الغَضَبُ عَلى مَن لاتَملِكُ عَجزٌ و عَلى مَن تَملِكُ لَومٌ ؛ 

امام هادى علیه‏السلام :خشم بر كسى كه اختیارش به دست تو نیست ، نشانه ناتوانى و بر آن‏كه اختیارش به دست تو است ، مایه سرزنش است .


صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام : مَن یَزرَع خَیرا یَحصُد غِبطَةً و مَن یَزرَع شَرّا یَحصُد نَدامَةً ؛ 

امام هادى علیه‏السلام : هر كه بذر خوبى بكارد ، شادمانى بدرود و هر كه تخم بدى بیفشاند ، پشیمانى مى‏درود

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام : مَن رَضِیَ عَن نَفسِهِ كَثُرَ السّاخِطونَ عَلَیهِ ؛ 

امام هادى علیه‏السلام :آن كه از خودش راضى شود ، ناراضیان از او فراوان شوند .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام : إنَّمَا الأعیادُ أربَعَةٌ لِلشّیعَةِ : الفِطرُ و الأضحى و الغَدیرُ و الجُمُعَةُ ؛ 

امام هادى علیه‏السلام :شیعیان فقط چهار عید دارند : فطر ، قربان ، غدیر و جمعه .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام به حمّاد رازى فرمودند : إذا أشكَلَ عَلَیكَ شَى‏ءٌ مِن أمرِ دینِكَ بِناحِیَتِكَ ، فَسَلْ عَن عَبدِ العَظیمِ بنِ عَبدِاللّه‏ِ الحَسَنِیِّ علیه‏السلام ؛ 

امام هادى علیه‏السلام به حمّاد رازى فرمودند : هرگاه در قلمرو خود در كار دین به مشكلى دچار شدى ، آن را با عبد العظیم حسنى در میان بگذار .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام : مَرحَبا بِكَ یا أبَاالقاسِمِ أنتَ وَلِیُّنا حَقا ؛ 

امام هادى علیه‏السلام :اى ابوالقاسم ! خوش آمدى ، تو حقیقتاً دوستدار ما هستى .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام به مردى از اهالى رى كه به زیارت امام حسین علیه‏السلام رفته بود فرمودند : أما إنَّكَ لَو زُرتَ قَبرَ عَبدِالعَظیم عِندَكمُ لَكُنتَ كَمَن زارَ الحُسَینَ علیه‏السلام ؛ 

امام هادى علیه‏السلام به مردى از اهالى رى كه به زیارت امام حسین علیه‏السلام رفته بود فرمودند : اگر قبر عبد العظیم را در شهر خود زیارت كنى ، چنان است كه گویى امام حسین علیه‏السلام را زیارت كرده‏اى.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات حضرت عبد العظیم علیه‏السلام از امام هادى علیه‏السلام چنین روایت مى‏كند : ‏ إنَّمَا اتَّخَذَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ إبراهِیمَ خَلیلاً لِكَثرَةِ صَلاتِهِ عَلى مُحَمَّدٍ و أهلِ بَیتِهِ علیهم‏السلام؛ 

حضرت عبد العظیم علیه‏السلام از امام هادى علیه‏السلام چنین روایت مى‏كند :خداوند متعالی ، ابراهیم علیه‏السلام را دوست خود برگرفت ؛ زیرا او بر محمّد و اهل بیت او بسیار درود مى‏فرستاد .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام : یا مَن دَعاهُ المُضطَرّونَ فَأجابَهُم و لَجَأ إلَیهِ الخائفُونَ فَآمَنَهُم و عَبَدَهُ الطّائِعونَ فَشَكَرَهُم و حَمِدَهُ الشّاكِرُونَ فَأثابَهُم ؛ 

امام هادى علیه‏السلام :اى آن‏كه درماندگان او را مى‏خوانند و اجابتشان مى‏كند ، بیم‏ناكان به او پناه مى‏برند و امانشان مى‏دهد ، مطیعان او را عبادت مى‏كنند و سپاسشان مى‏گوید و شاكران او را سپاس مى‏گویند و پاداششان مى‏دهد .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام : مَن جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ و رَأیَهُ فَاجمَعْ لَهُ طاعَتَكَ ؛ 

امام هادى علیه‏السلام :هر كس نهایت دوستى و رأى[نیكش] را به تو عرضه كرد ، تو نیز نهایت فرمانبرى‏ات را به او ابراز كن .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام : اُذكُر حَسَراتِ التَّفریطِ بِأخذ تَقدیمِ الحَزمِ ؛ 

امام هادى علیه‏السلام :حسرت كوتاهى كردن را با پیشه كردن دور اندیشى ، یاد كن .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات امام هادى علیه‏السلام : مَن أَطاعَ اللّه‏َ لَم یُبالِ سَخَطَ المَخلُوقِینَ ؛ 

امام هادى علیه‏السلام :كسى كه از خدا اطاعت مى‏كند ، از خشم مردم باكى ندارد .



[ ]
[ مرتبط با ] : پیامبر و اهل بیت احادیث و روایات
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : چهارشنبه 3 خرداد 1391
شرح کامل عملیات بیت المقدس

سوم خرداد سالروز آزاد سازی خرمشهر گرامی باد

در حالی كه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این كشور برای وادار ساختن ایران به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد.

 



[ ادامه مطلب ]
[ مرتبط با ] : شهدا و شهادت و دفاع مقدس
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : چهارشنبه 3 خرداد 1391
حضرت امام محمد باقر ( ع )

ولادت با سعادت حضرت امام محمد باقر ( ع ) بر عموم شیعیان جهان مبارك باد

نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ، بدین جهت که : دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است . کنیه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسین ( ع ) می رسید . پدرش حضرت سیدالساجدین ، امام زین العابدین ، علی بن الحسین ( ع ) است . تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدینه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد . دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است . در دوره امامت امام محمد باقر ( ع ) و فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) مسائلی مانند انقراض امویان و بر سر کار آمدن عباسیان و پیدا شدن مشاجرات سیاسی و ظهور سرداران و مدعیانی مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانی  و دیگران مطرح است ، ترجمه کتابهای فلسفی و مجادلات کلامی در این دوره پیش می آید ، و عده ای از مشایخ صوفیه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پیدا می شوند . قاضیها و متکلمانی به دلخواه مقامات رسمی و صاحب قدرتان پدید می آیند و فقه و قضاء و عقاید و کلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراکز قدرت خلافت شرح و تفسیر می نماید ، و تعلیمات قرآنی - به ویژه مسأله امامت و ولایت را ، که پس از واقعه عاشورا و حماسه کربلا ، افکار بسیاری از حق طلبان را به حقانیت آل علی ( ع ) متوجه کرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمکاران اموی و دین به دنیا فروشان برگرفته بود ، به انحراف می کشاندند و احادیث نبوی را در بوته فراموشی قرار می دادند . برخی نیز احادیثی به نفع دستگاه حاکم جعل کرده و یا مشغول جعل بودند و یا آنها را به سود ستمکاران غاصب خلافت دگرگون می نمودند . اینها عواملی بود بسیار خطرناک که باید حافظان و نگهبانان دین در برابر آنها بایستند . بدین جهت امام محمد باقر ( ع ) و پس از وی امام جعفر صادق ( ع ) از موقعیت مساعد روزگار سیاسی ، برای نشر تعلیمات اصیل اسلامی و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشیع و علوم اسلامی  را پایه ریزی نمودند . زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقی تعلیمات پیامبر ( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند ، و می بایست به تربیت شاگردانی عالم و عامل و یارانی شایسته و فداکار دست یازند ، و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس کنند . به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مرکز علماء و دانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود . در مکتب تربیتی امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته می شد . ابوجعفر امام محمد باقر ( ع ) متولی صدقات حضرت رسول ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) و پدر و جد خود بود و این صدقات را بر بنی هاشم و مساکین و نیازمندان تقسیم می کرد ، و اداره آنها را از جهت مالی به عهده داشت . امام باقر ( ع ) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود . سیرت و صورتش ستوده بود . پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید . در کمال وقار و شکوه حرکت می فرمود . از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس کهنه و کم ارزش می پوشید ، تو چرا لباس فاخر بر تن می کنی ؟ پاسخ می داد : مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز ، که محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند ، چنان بود . من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار ، نمی توانم تعظیم شعائر دین کنم . امام پنجم ( ع ) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود . با همه اصحاب مصافحه می کرد و دیگران را نیز بدین کار تشویق می فرمود . در ضمن سخنانش می فرمود : مصافحه کردن کدورتهای درونی  را از بین می برد و گناهان دو طرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - می ریزد . امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامی مانند دستگیری از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین و عیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینی ، کمال مواظبت را داشت . می خواست سنتهای جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده کند و مکارم اخلاقی  را به مردم تعلیم نماید . در روزهای گرم برای رسیدگی به مزارع و نخلستانها بیرون می رفت ، و با کارگران و کشاورزان بیل می زد و زمین را برای  کشت آماده می ساخت . آنچه از محصول کشاورزی - که با عرق جبین و کد یمین - به دست می آورد در راه خدا انفاق می فرمود . بامداد که برای ادای نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) می رفت ، پس از گزاردن فریضه ، مردم گرداگردش جمع می شدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره مند می گشتند . مدت بیست سال معاویه در شام و کارگزارانش در مرزهای دیگر اسلامی در واژگون جلوه دادن حقایق اسلامی - با زور و زر و تزویر و اجیر کردن عالمان خود فروخته - کوشش بسیار کردند . ناچار حضرت سجاد ( ع ) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر ( ع ) پس از واقعه جانگداز کربلا و ستمهای  بی سابقه آل ابوسفیان ، که مردم به حقانیت اهل بیت عصمت ( ع ) توجه کردند ، در اصلاح عقاید مردم به ویژه در مسأله امامت و رهبری ، که تنها شایسته امام معصوم است ، سعی بلیغ کردند و معارف حقه اسلامی را - در جهات مختلف - به مردم تعلیم دادند تا کار نشر فقه و احکام اسلام به جایی رسید که فرزند گرامی  آن امام ، حضرت امام جعفر صادق ( ع ) دانشگاهی با چهار هزار شاگرد پایه گذاری  نمود ، و احادیث و تعلیمات اسلامی را در اکناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد . امام سجاد ( ع ) با زبان دعا و مناجات و یادآوری از مظالم اموی و امر به معروف و نهی از منکر و امام باقر ( ع ) با تشکیل حلقه های درس ، زمینه این امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم دینی  را برای مردم روشن فرمود . رسول اکرم اسلام ( ص ) در پرتو چشم واقع بین و با روشن بینی وحی الهی  وظایفی را که فرزندان و اهل بیت گرامی اش در آینده انجام خواهند داد و نقشی  را که در شناخت و شناساندن معارف حقه به عهده خواهند داشت ، ضمن احادیثی  که از آن حضرت روایت شده ، تعیین فرموده است . چنان که در این حدیث آمده است : روزی جابر بن عبدالله انصاری که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد . صدای کودکی  را شنید ، پرسید کیستی ؟ گفت من محمد بن علی بن الحسینم ، جابر گفت : نزدیک بیا ، سپس دست او را گرفت و بوسید و عرض کرد : روزی خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم . فرمود : شاید زنده بمانی و محمد بن علی بن الحسین که یکی از اولاد من است ملاقات کنی . سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد . علم و دین را نشر بده . امام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینی و تعلیم حقایق قرآنی  و احادیث نبوی ( ص ) پرداخت . این جابر بن عبدالله انصاری همان کسی است که در نخستین سال بعد از شهادت حضرت امام حسین ( ع ) به همراهی عطیه که مانند جابر از بزرگان و عالمان با تقوا و از مفسران بود ، در اربعین حسینی به کربلا آمد و غسل کرد ، و در حالی  که عطیه دستش را گرفته بود در کنار قبر مطهر حضرت سیدالشهداء آمد و زیارت آن سرور شهیدان را انجام داد . باری ، امام باقر علیه السلام منبع انوار حکمت و معدن احکام الهی بود . نام نامی آن حضرت با دهها و صدها حدیث و روایت و کلمات قصار و اندرزهایی همراه است ، که به ویژه در 19سال امامت برای ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شایسته خود بیان فرموده است . بنا به روایاتی که نقل شده است ، در هیچ مکتب و محضری  دانشمندان خاضعتر و خاشعتر از محضر محمد بن علی ( ع ) نبوده اند . در زمان امیرالمؤمنین علی ( ع ) گوئیا ، مقام علم و ارزش دانش هنوز - چنان که باید - بر مردم روشن نبود ، گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگنای حیات مادی بیرون ننهاده و از زلال دانش علوی جامی  ننوشیده بودند ، و در کنار دریای  بیکران وجود علی ( ع ) تشنه لب بودند و جز عده ای  معدود قدر چونان گوهری را نمی دانستند . بی جهت نبود که مولای متقیان بارها می فرمود : سلونی قبل از تفقدونی  پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید . و بارها می گفت : من به راههای آسمان از راههای زمین آشناترم . ولی کو آن گوهرشناسی که قدر گوهر وجود علی را بداند ؟ اما به تدریج ، به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت و معارف اسلامی را درک می کردند ، و مانند تشنه لبی  که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد ، زلال گوارای دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمی امام ( ع ) شدند ، و به قول یکی از مورخان : " مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشی  متوجه فتح دروازه های علم و فرهنگ شدند " . امام باقر ( ع ) نیز چون زمینه قیام بالسیف ( قیام مسلحانه ) در آن زمان - به علت خفقان فراوان و کمبود حماسه آفرینان - فراهم نبود ، از این رو ، نشر معارف اسلام و فعالیت علمی را و هم مبارزه عقیدتی و معنوی با سازمان حکومت اموی را ، از این طریق مناسب تر می دید ، و چون حقوق اسلام هنوز یک دوره کامل و مفصل تدریس نشده بود ، به فعالیتهای ثمر بخش علمی در این زمینه پرداخت . اما بدین خاطر که نفس شخصیت امام و سیر تعلیمات او - در ابعاد و مرزهای مختلف - بر ضرر حکومت بود ، مورد اذیت و ایذاء دستگاه قرار می گرفت . در عین حال امام هیچگاه از اهمیت تکلیفی  شورش ( علیه دستگاه ) غافل نبود ، و از راه دیگری  نیز آن را دامن می زد : و آن راه ، تجلیل و تأیید برادر شورشی اش زید بن علی بن الحسین بود . روایاتی در دست است که وضع امام محمد باقر ( ع ) که خود - در روزگارش - مرزبان بزرگ فکری و فرهنگی بوده و نقش مهمی در نشر اخلاق و فلسفه اصیل اسلامی  و جهان بینی خاص قرآن ، و تنظیم مبانی فقهی و تربیت شاگردانی " مانند امام شافعی " و تدوین مکتب داشته ، موضع انقلابی برادرش " زید " را نیز تأیید می کرده است چنانکه نقل شده امام محمد باقر ( ع ) می فرمود : خداوندا پشت من را به زید محکم کن . و نیز نقل شده است که روزی زید بر امام باقر ( ع ) وارد شد ، چون امام ( ع ) زید بن علی  را دید ، این آیه را تلاوت کرد : " یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله " . یعنی : " ای  مؤمنان ، بر پای دارندگان عدالت باشید و گواهان ، خدای را " . آنگاه فرمود : انت و الله یا زید من اهل ذلک ، ای زید ، به خدا سوگند تو نمونه عمل به این آیه ای . می دانیم که زید برادر امام محمد باقر ( ع ) که تحت تأثیر تعلیمات ائمه ( ع ) برای اقامه عدل و دین قیام کرد . سرانجام علیه هشام به عبدالملک اموی ، در سال ( 120یا 122) زمان امامت امام جعفر صادق ( ع ) خروج کرد و دستگاه جبار ، ناجوانمردانه او را به قتل رساند . بدن مقدس زید را سالها بر دار کردند و سپس سوزانیدند . و چنانکه تاریخ می نویسد : گرچه نهضت زید نیز به نتیجه ای  نینجامید و قیامهای دیگری نیز که در این دوره به وجود آمد ، از جهت ظاهری به نتایجی نرسید ، ولی این قیامها و اقدامها در تاریخ تشیع موجب تحرک و بیداری  و بروز فرهنگ شهادت علیه دستگاه جور به شمار آمده و خون پاک شیعه را در جوشش و غلیان نگهداشته و خط شهادت را تا زمان ما در تاریخ شیعه ادامه داده است . امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) گرچه به ظاهر به این قیامها دست نیازیدند ، که زمینه را مساعد نمی دیدند ، ولی  در هر فرصت و موقعیت به تصحیح نظر جامعه درباره حکومت و تعلیم و نشر اصول اسلام و روشن کردن افکار ، که نوعی  دیگر از مبارزه است ، دست زدند . چه در این دوره ، حکومت اموی رو به زوال بود و فتنه عباسیان دامنگیر آنان شده بود ، از این رو بهترین فرصت برای نشر افکار زنده و تربیت شاگردان و آزادگان و ترسیم خط درست حکومت ، پیش آمده بود و در حقیقت مبارزه سیاسی به شکل پایه ریزی  و تدوین اصول مکتب - که امری  بسیار ضروری بود - پیش آمد . اما چنان که اشاره شد ، دستگاه خلافت آنجا که پای مصالح حکومتی پیش می آمد و احساس می کردند امام ( ع ) نقاب از چهره ظالمانه دستگاه برمی گیرد و خط صحیح را در شناخت " امام معصوم ( ع ) " و امامت که دنباله خط " رسالت " و بالاخره " حکومت الله " است تعلیم می دهد ، تکان می خوردند و دست به ایذاء و آزار و شکنجه امام ( ع ) می زدند و گاه به زجر و حبس و تبعید ... برای شناخت این امر ، به بیان این واقعه که در تاریخ یاد شده است می پردازیم : " در یکی از سالها که هشام بن عبدالملک ، خلیفه اموی ، به حج می آید ، جعفر بن محمد ، امام صادق ، در خدمت پدر خود ، امام محمد باقر ، نیز به حج می رفتند . روزی در مکه ، حضرت صادق ، در مجمع عمومی  سخنرانی می کند و در آن سخنرانی تأکید بر سر مسأله پیشوایی و امامت و اینکه پیشوایان بر حق و خلیفه های  خدا در زمین ایشانند نه دیگران ، و اینکه سعادت اجتماعی و رستگاری در پیروی  از ایشان است و بیعت با ایشان و ... نه دیگران . این سخنان که در بحبوحه قدرت هشام گفته می شود ، آن هم در مکه در موسم حج ، طنینی بزرگ می یابد و به گوش هشام می رسد. هشام در مکه جرأت نمی کند و به مصلحت خود نمی بیند  که متعرض آنان شود . اما چون به دمشق می رسد ، مأمور به مدینه     می فرستد و از فرماندار مدینه می خواهد که امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق   روانه کرد ، و چنین می شود . حضرت صادق ( ع ) می فرماید : چون وارد دمشق شدیم ، روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید . هنگامی که به مجلس او درآمدیم ، هشام بر تخت پادشاهی خویش نشسته و لشکر و سپاهیان خود را در سلاح کامل غرق ساخته بود ، و در دو صف در برابر خود نگاه داشته بود . نیز دستور داده بود تا آماج خانه ای ( جاهایی که در آن نشانه برای تیراندازی می گذارند ) در برابر او نصب کرده بودند ، و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازی بودند . هنگامی  که وارد حیاط قصر او شدیم ، پدرم در پیش می رفت و من از عقب او می رفتم ، چون نزدیک رسیدیم ، به پدرم گفته : " شما هم همراه اینان تیر بیندازید " پدرم گفت : " من پیر شده ام . اکنون این کار از من ساخته نیست اگر من را معاف داری بهتر است " . هشام قسم یاد کرد : " به حق خداوندی که ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامی داشت ، تو را معاف نمی دارم " . آنگاه به یکی از بزرگان بنی  امیه امر کرد که تیر و کمان خود را به او ( یعنی امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شرکت کند . پدرم کمان را از آن مرد بگرفت و یک تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بکشید و بر میان نشانه زد . سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تا آنکه نه تیر پیاپی افکند . هشام از دیدن این چگونگی خشمگین گشت و گفت : " نیک تیر انداختی ای ابوجعفر ، تو ماهرترین عرب و عجمی در تیراندازی . چرا می گفتی من بر این کار قادر نیستم ؟ ... بگو : این تیراندازی را چه کسی به تو یاد داده است " . پدرم فرمود : " می دانی که در میان اهل مدینه ، این فن شایع است . من در جوانی چندی  تمرین این کار کرده ام " . سپس امام صادق ( ع ) اشاره می فرماید که : هشام از مجموع ماجرا غضبناک گشت و عازم قتل پدرم شد . در همان محفل هشام بر سر مقام رهبری و خلافت اسلامی  با امام باقر ( ع ) سخن می گوید . امام باقر درباره رهبری رهبران بر حق و چگونگی  اداره اجتماع اسلامی و اینکه رهبر یک اجتماع اسلامی باید چگونه باشد ، سخن می گوید . اینها همه هشام را - که فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام - بیش از پیش ناراحت می کند . بعضی نوشته اند که : امام باقر را در دمشق به زندان افکند . و چون به او خبر می دهند که زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شده اند ، امام را رها می کند و به شتاب روانه مدینه می نماید . و پیکی  سریع ، پیش از حرکت امام از دمشق ، می فرستد تا در آبادیها و شهرهای سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق - ع - ) تبلیغ کنند تا بدین گونه ، مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند . با این وصف امام ( ع ) در این سفر ، از تماس با مردم - حتی مسیحیان - و روشن کردن آنان غفلت نمی ورزد . جالب توجه و قابل دقت و یادگیری است که امام محمد باقر ( ع ) وصیت می کند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) که مقداری  از مال او را وقف کند ، تا پس از مرگش ، تا ده سال در ایام حج و در منی  محل اجتماع حاجیها برای سنگ انداختن به شیطان ( رمی جمرات ) و قربانی کردن برای  او محفل عزا اقامه کنند . توجه به موضوع و تعیین مکان ، اهمیت بسیار دارد . به گفته صاحب الغدیر  زنده یاد علامه امینی - این وصیت برای آن است که اجتماع بزرگ اسلامی ، در آن مکان مقدس با پیشوای حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد ، و از دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد ، و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهی .

شهادت امام باقر ( ع )
حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگی کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت ، نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامی  ، تعلیم شاگردان ، رهبری  اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهای جد بزرگوارش در میان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبری و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعی و امام معصوم ، که تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است ، پرداخت و لحظه ای  از این وظیفه غفلت نفرمود . سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114هجری در سن 57سالگی در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند .

زنان و فرزندان
فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشته اند : ابوعبدالله جعفر بن محمد الصادق ( ع ) و عبدالله که مادرشان ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر بود . ابراهیم و عبیدالله که از ام حکیم بودند و هر دو در زمان حیات پدر بزرگوارشان وفات کردند . علی و زینب و ام سلمه که از ام ولد بودند .



[ ]
[ مرتبط با ] : پیامبر و اهل بیت
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : سه شنبه 2 خرداد 1391
احادیث امام نقی علیه السلام

صفحه اختصاصی حدیث و آیاتمَنِ اتَّقَى اللّه‏َ یُتَّقى ، ومَن أطاعَ اللّه‏َ یُطاعُ؛

هر كه از خدا پروا كند ، از او پروا كنند [و حرمتش را نگه دارند] و هر كه ازخدا فرمان بَرد ، فرمانش بَرند.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات مَن أطاعَ الخالِقَ لَم یُبالِ سَخَطَ المَخلوقِینَ؛

هر كه از آفریدگار فرمان بَرد ، از خشم آفریدگان پروا ندارد.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات مَن كانَ عَلى بَیِّنَةٍ مِن رَبِّهِ هانَت عَلَیهِ مَصائِبُ الدُّنیا و لَو قُرِضَ ونُشِرَ؛

هر كه را از جانب پروردگارش حجّتى باشد ، هرچند مصیبت‏هاى دنیا او را با قیچى تكّه‏تكّه كنند و پراكنده‏اش سازند ، بر او سبُك آید.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات اَلشاكِرُ أسعَدُ بِالشُّكرِ مِنهُ بِالنِّعمَةِ الَّتی أوجَبَتِ الشُّكرَ لِأنَّ النِّعَمَ مَتاعٌ‏وَالشُّكرَ نِعَمٌ و عُقبى؛

شكرگزار را ، به جهت شكرگزارى ، سعادتى است بزرگ‏تر از نعمتى كه شكرگزارى را بر او واجب كرده است ؛ زیرا نعمت ، كالایى است و شكر ، نعمتى همراه با آخرت .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات إنَّ الظّالِمَ الحالِمَ یَكادُ أن یُعفى عَلى ظُلمِهِ بِحِلمِهِ ، وإنَّ المُحِقَّ السَّفیهَ یَكادُأن یُطفِئَنُورَ حَقِّهِ بِسَفَهِهِ؛

دور نیست كه ستمِ ستمگرِ بردبار ، به سبب بردبارى‏اش بخشوده شود ، و حق به جانبِ نابخرد ، نزدیك است كه به سبب نابخردى‏اش ، نور حقّانیت خود را خاموش كند .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات مَن جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ ورَأیَهُ فَاجمَع لَهُ طاعَتَكَ؛

هر كه تمامت دوستى خود را براى تو فراهم آورْد ، تو نیز تمامت طاعت خود را برایش فرآهم آور .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات مَن هانَت عَلَیهِ نَفسُهُ فَلا تَأمَن شَرَّهُ؛

هر كه خود را سبُك شمارَد ، از گزند او ایمن مباش.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات اَلدُّنیا سُوقٌ رَبِحَ فیها قَومٌ وخَسِرَ آخَرونَ؛

دنیا بازارى است ؛ گروهى در آن سود بَرَند و گروهى دیگر ، زیان ببینند.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیـارَةِ الجامِعَـةِ الَّتی یُـزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ ـ : أشهَدُ أنَّكُمُ الأَئِمَّةُ الرّاشِدونَ ، المَهدِیّونَ المَعصومونَ المُكَرَّمونَ ... عَصَمَكُمُ اللّه‏ُ مِنَ الزَّلَلِ ، وآمَنَكُم مِنَ الفِتَنِ ، وطَهَّرَكُم مِنَ الدَّنَسِ ، وأذهَبَ عَنكُمُ الرِّجسَ وطَهَّرَكُم تَطهیرًا

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه كه با خواندن آن امامان را زیارت مى‏كنند ـ : من گواهى مى‏دهم كه شما امامان رهیافته هستید و هدایت شدگان معصوم و گرامى هستید كه خداوند از هر گونه لغزشى مصونتان داشته است و از فتنه‏ها ایمنتان ساخته است و از ناپاكى پاكتان گردانیده و از پلیدى و پلشتى، دور و كاملاً پاكتان كرده است.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : أشهَدُ أنَّكُمُ الأَئِمَّةُ الرّاشِدونَ المَهدِیّونَ ... أیَّدَكُم بِروحِهِ، ورَضِیَكُم خُلَفاءَ فی أرضِهِ

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه با خواندن آن مزار ائمّه علیهم‏السلامزیارت مى‏شود ـ : گواهى مى‏دهم كه شما امامان راهیافته و هدایت شده هستید... شما را با روح خود تأیید كرده و شما را در زمینش به سان جانشینان خود برگزیده است.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : مَوالِیَّ لا اُحصی ثَناءَكُم، ولا أبلُغُ مِنَ المَدحِ كُنهَكُم ، ومِنَ الوَصفِ قَدرَكُم ، وأنتُم نورُ الأَخیارِ ، وهُداةُ الأَبرارِ ، وحُجَجُ الجَبّارِ ، بِكُم فَتَحَ اللّه‏ُ ، وبِكُم یَختِمُ ، وبِكُم یُنزِلُ الغَیثَ ، وبِكُم یُمسِكُ السَّماءَ أن تَقَعَ عَلَى الأَرضِ إلاّ بِإِذنِهِ

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه كه امامان را با آن زیارت مى‏كنند ـ : اى سرورانم! من نمى‏توانم ستایش شما را شماره كنم و به كُنه مدح شما برسم و به توصیف منزلت شما دست یابم. شما نور برگزیدگان و هدایتگر نیكان و حجّتهاى خداوند جبّار هستید كه خداوند به سبب شما هر كارى را آغاز مى‏كندوپایان هر كارى را به سبب شما مقرّر مى‏فرماید و در پرتو وجود شما باران‏فرو مى‏ریزد وبا شما آسمان را نگاه مى‏دارد تا مگر به اذن او فرو نیفتد.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : السَّلامُ عَلَیكُم یا أهلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ ، ومَعدِنَ الرِّسالَةِ ، ومُختَلَفَ المَلائِكَةِ ، ومَهبَطَ الوَحیِ ، ومَعدِنَ الرَّحمَةِ

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه با آن امامان را زیارت مى‏كنند ـ : سلام بر شما اى اهل بیت نبوّت و كان رسالت و جایگاه آمد و شد فرشتگان و محلّ فرود وحى و معدن رحمت.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : الحَقُّ مَعَكُم وفیكُم ، ومِنكُم وإلَیكُم ، وأنتُم أهلُهُ ومَعدِنُهُ

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه امامان را با آن زیارت مى‏كنند : حقّ با شما و در میان شما و از شما و به سوى شماست، شمایید اهل حقّ و معدن آن .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : بِكُم فَتَحَ اللّه‏ُ ، وبِكُم یَختِم

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه با آن مزار امامان را زیارت مى‏كنند ـ : خداوند با شما آغاز كرد و با شما پایان مى‏بخشد.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام : نَحنُ الكَلِماتُ الَّتی لا تَنفَدُ ، لا تُدرَكُ فَضائِلُنا

امام هادى علیه‏السلام : ما كلمات (خدا) هستیم كه پایان نمى‏پذیرد و فضیلتهاى ما درك نمى‏شود.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : السَّلامُ عَلى
أئِمَّةِ الهُدى ، ومَصابیحِ الدُّجى ، وأعلامِ التُّقى ، وذَوِی النُّهى ، واُولِی الحِجى ، وكَهفِ الوَرى ، ووَرَثَةِ الأَنبِیاءِ ، والمَثَلِ الأَعلى ، والدَّعوَةِ الحُسنى ، وحُجَجِ اللّه‏ِ عَلى أهلِ الدُّنیا والآخِرَةِ والاُولى ، ورَحمَةُ اللّه‏ِ وبَرَكاتُهُ

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه مزار امامان را با آن زیارت مى‏كنند ـ : سلام بر امامان هدایت و چراغهاى تاریكى و نشانه‏هاى تقوا و صاحبان خرد و فرزانگان و پناهگاه مردم و وارثان پیامبران و الگوهاى والا و صاحبان دعوت نیكو و حجّت‏هاى خدا بر اهل دنیا و آخرت و نخستینیان و رحمت و بركات خدا بر ایشان باد.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فی زِیارَةِ صاحِبِ الأَمرِ ـ : اللّهُمَّ وصَلِّ عَلَى الأَئِمَّةِ الرّاشِدینَ ، والقادَةِ الهادینَ ، والسّادَةِ المَعصومینَ ، والأَتقِیاءِ الأَبرارِ ، مَأوَى السَّكینَةِ والوَقارِ ، وخُزّانِ العِلمِ، ومُنتَهَى الحِلمِ والفَخارِ ، ساسَةِ العِبادِ ، وأركانِ البِلادِ ، وأدِلَّةِ الرَّشادِ ، الأَلِبّاءِ الأَمجادِ ، العُلَماءِ بِشَرعِكَ
الزُّهّادِ ، ومَصابیحِ الظُّلَمِ ، ویَنابیعِ الحِكَمِ ، وأولِیاءِ النِّعَمِ ، وعِصَمِ الاُمَمِ ، قُرَناءِ التَّنزِیل وآیاتِهِ ، واُمَناءِ التَّأویلِ ووُلاتِهِ ، وتَراجِمَةِ الوَحیِ ودَلالاتِه

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت صاحب الامر ـ : بار الها بر امامان راست رو و جلوداران هدایتگر و سروران معصوم و پرهیزگاران نیك كه جایگاه آرامش و وقار و گنجوران علم و پایان خرد و بالیدن و گردانندگان بندگان و پایه‏هاى بلاد و رهنمایان راست رفتارى و خردمندان بزرگوار و عالمان شریعت تو كه تقواپیشه‏اند وچراغهاى تاریكى و سرچشمه‏هاى حكمت و صاحبان نعمت ونگاهدارنده‏هاى امّتها و همسنگهاى قرآن و آیات آن و معتمدان در تأویل وعهده‏داران آن‏وبازگوكنندگان وحى‏ورهنمودهاى آن مى‏باشند، درود فرست.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام : اِسمُ اللّه‏ِ الأَعظَمُ ثَلاثَةٌ وسَبعونَ حَرفًا ، كانَ عِندَ آصَفَ حَرفٌ فَتَكَلَّمَ بِهِ فَانخَرَقَت لَهُ الأَرضُ فیما بَینَهُ وبَینَ سَبَأٍ ، فَتَناوَلَ عَرشَ بِلقیسَ
حَتّى صَیَّرَهُ إلى سُلَیمانَ، ثُمَّ انبَسَطَتِ الأَرضُ فی أقَلَّ مِن طَرفَةِ عَینٍ ، وعِندَنا مِنهُ اثنانِ وسَبعونَ حَرفًا ، وحَرفٌ عِندَ اللّه‏ِ مُستَأثَرٌ بِهِ فی عِلمِ الغَیب

امام هادى علیه‏السلام : اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرف دارد كه آصف تنها یك حرف از آن را مى‏دانست و آن را بر زبان جارى ساخت و زمین میان او و سبأ شكافته شد و تخت بلقیس را برگرفت و آن را به سلیمان رساند و سپس زمین در مدّتى كمتر از یك چشم بر هم زدن هموار گشت و هفتاد و دو حرف آن نزد ماست و یك حرف را خداوند در علم غیب به خود اختصاص داده است.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام : إنَّ اللّه‏َ لم یُظهِر عَلى غَیبِهِ أحَدًا إلاّ مَنِ ارتَضى مِن رَسولٍ ، فَكُلُّ ما كانَ عِندَ الرَّسولِ كانَ عِندَ العالِمِ ، وكُلُّ مَا اطَّلَعَ عَلَیهِ الرَّسولُ فَقَدِ اطَّلَعَ أوصِیاؤُهُ عَلَیهِ ، لِئَلاّ تَخلُوَ أرضُهُ مِن حُجَّةٍ ، یَكونُ مَعَهُ عِلمٌ یَدُلُّ عَلى صِدقِ مَقالَتِهِ وجَوازِ عَدالَتِه.

امام هادى علیه‏السلام : خداوند، غیب خود را بر هیچ كس آشكار نمى‏سازد مگر رسولى را كه خود برگزیند. هر آن چه نزد رسول است، نزد عالم نیز هست و هر چه رسول بر آن آگاهى داشته باشد، جانشینانش نیز بر آن آگاهى دارند تا زمین از حجّت تهى نماند و علمى با او همراه است كه گواه درستى گفتار او و جواز عدالت اوست.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمام الهادی علیه‏السلام ـ فِی الزِّیارَةِ الجامِعَةِ الَّتی یُزارُ بِهَا الأَئِمَّةُ علیهم‏السلام ـ : كَلامُكُم نورٌ ، وأمرُكُم رُشدٌ ، ووَصِیَّتُكُمُ التَّقوى ، وفِعلُكُمُ الخَیرُ ، وعادَتُكُمُ الإِحسانُ ، وسَجِیَّتُكُمُ الكَرَمُ ، وشَأنُكُمُ الحَقُّ وَالصِّدقُ وَالرِّفقُ  .

امام هادى علیه‏السلام ـ در زیارت جامعه‏اى كه امامان را با آن زیارت مى‏كنند ـ : سخن شما نور و فرمان شما هدایت و سفارش شما تقوا و كار شما خیر و عادت شما احسان و، سرشت شما بخشندگى و شأن شما حقّ و راستى و نرمخویى است.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : المَقادیرُ تُریكَ ما لَم یَخطُرْبِبالِكَ

امام هادى علیه ‏السلام : مقدّرات چیزهایى را كه به‏ذهنت خطور نمى‏كند ، نشانت مى‏دهد.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : الفَقرُ شَرَهُ النفسِ وشِدَّهُ‏القُنوطِ . 

امام هادى علیه ‏السلام : فقر ، سیرى ناپذیرى نفس است‏و نومیدى شدید .

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : الغِنى قِلَّةُ تَمَنِّیكَ والرِّضابما یَكفِیكَ . الفَقرُ شَرَهُ النّفسِ وشِدَّةُ القُنُوطِ .

امام هادى علیه ‏السلام : توانگرى، آن است كه تمنّایت كم باشد و به آنچه تو را بسنده است خرسند باشى، و فقر یعنى سیرى ناپذیرى نفس و نومیدى شدید.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : النّاسُ فِی الدّنیا بِالأموالِ ، وفیالآخِرَةِ بِالأعمالِ

امام هادى علیه ‏السلام : مردم در دنیا با اموال سر و كار دارند و در آخرت با اعمال.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : إنّ الخالِقَ لا یُوصَفُ إلّا بِما وَصَفَ بِهِ نَفسَهُ ، وأنّى یُوصَفُ الخالِقُ الّذی تَعجُزُ الحَواسُّ أن تُدرِكَهُ ، والأوهامُ أن تَنالَهُ ، والخَطَراتُ أن تَحُدَّهُ ، والأبصارُ عَنِ الإحاطَةِ بِهِ ؟ ! جلَّ عَمّا یَصِفُهُ الواصِفونَ ، وتَعالى عَمّا یَنعَتُهُ الناعِتونَ . 

امام هادى علیه ‏السلام : آفریدگار جز آن گونه كه خود خویشتن را وصف كرده است ، وصف نمى‏شود. چگونه وصف شود آفریدگارى كه حواسّ از درك او ناتوانند و وهمها از رسیدن به او درمانده‏اند و اندیشه‏ها از تعریف و تحدید او عاجزند و دیدگان از احاطه بر او ناتوانند؟ برتر از وصف توصیفگران است و والاتر از نعت نعت‏گویان.

صفحه اختصاصی حدیث و آیات الإمامُ الهادیُّ علیه ‏السلام : مَن جَمَعَ لَكَ وُدَّهُ ورَأیَهُ فَاجمَعْ‏لَهُ طاعَتَكَ . 

امام هادى علیه ‏السلام : هر كه تمام دوستى و اندیشه‏اش را در اختیار تو گذاشت ، تو نیز تمام اطاعتت را در اختیار او گذار



[ ]
[ مرتبط با ] : پیامبر و اهل بیت احادیث و روایات
ن : سرباز سایبری ولایت
ت : سه شنبه 2 خرداد 1391
 

 


 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.