تبلیغات
سربازان سایبری ولایت - مطالب مرداد 1392
 
سربازان سایبری ولایت
وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ
درباره وبلاگ


خــدا خالق عشقه
محـمد گل عشقه
عـلی مظهر عشقه
زهـرا وجود عشقه
حسـن نمادعشقه
حسـین سالارعشقه
عبــاس ساقی عشقه
زیــنـب شاهد عشقه
سجــاد راوی عشقه
باقـــر کلام عشقه
صــادق احیای عشقه
کــاظم صابرعشقه
رضــا ضامن عشقه
تقـــی جمال عشقه
نقـــی پاکی عشقه
حســن بقای عشقه
مهـدی قیام عشقه

اللهم عجل لولیک الفرج


مدیر وبلاگ : سرباز سایبری ولایت
تولد و نیاکان:
  محمد باقر مجلسی، فرزند محمد تقی مجلسی، در سال 1037(هـ ق) یك سال قبل از مرگ شاه‌عباس صفوی، در اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش محمد تقی مجلسی، از شاگردان بزرگ شیخ بهائی، در علوم اسلامی بود و از سرآمدان روزگار خود به شمار می‌رفت. وی دارای تألیفات بسیاری از جمله «احیاء الاحادیث فی شرح تهذیب الحدیث» است.[1] 
  مادر علامه مجلسی دختر "صدرالدین محمد عاشوری" است، كه خود از پرورش یافتگان، خاندان علم و فضیلت بود. خاندان علامه مجلسی، در اصل اهل جبل عامل، منطقه‌ای در لبنان می‌باشند، كه با هجرت بزرگ علمای آن دیار، به سمت ایران، این خاندان نیز وارد ایران شدند، اما وجه نامگذاری این خاندان به مجلسی به این دلیل بود، كه پدربزرگ علامه مجلسی بنام «ملا مقصود» از دانشمندان با تقوا و از مروجین مذهب تشیع بود، ولی به خاطر كلام زیبا و اشعار دلنشین و رفتار و گفتار نیكو در محافل و مجالس به «مجلسی» لقب یافت و خاندان عالیقدر آنان نیز به این نام، شهرت یافتند.[2]
 
تحصیلات:
  مرحوم علامه مجلسی، درس و بحث را از چهارده سالگی آغاز كرد، هوش سرشار و شگفت‌آور او به حدی بود كه در چهارده سالگی از فیلسوف بزرگ اسلام مرحوم ملاصدرا، اجازه روایت گرفت. علامه مجلسی كه به دانستن عشق می‌ورزید، در اندك زمانی در علوم گوناگون حوزه درسی آن زمان، مثل صرف و نحو، معانی و بیان، لغت و ریاضی، تاریخ و فلسفه، حدیث و رجال، درایه و اصول، و نیز فقه و كلام، به درجه استادی رسید. و در بعضی از این دانش‌ها كتاب‌های سودمندی به رشته تحریر در آورد. علامه در دوران جوانی خود از محضر دانشمندان و عالمانی عالیقدر همچون: ملاعبدالله شوشتری، شیخ عبدالله بن جابر آملی، شیخ علی جبل عاملی و سایر بزرگان دین به ویژه فقیه و حكیم و محدث نامی ملا محسن فیض كاشانی (كه در سفری به اصفهان آمده و در آن دیار ماندگار شده بود) بهره‌های كافی می‌برد.[3]
  علامه مجلسی كه در مدرسه ملا عبدالله به اقامه نماز و تدریس اشتغال داشت، بعد از رحلت پدر بزرگوارش در مسجد جامع اصفهان به اقامه نماز و تدریس مشغول گشت. میرزا عبدالله اصفهانی در كتاب «ریاض العلما» می‌گوید: بیش از هزار نفر در پای درس علامه حاضر می‌شدند.
 
آثار و شاگردان:
 از جمله شاگردان برجسته علامه می‌توان به بزرگانی چون: سید نعمت‌الله جزائری، عبدالله بن عیسی التبریزی معروف به افندی، سید محمد صالح بن عبدالواسع خاتون آبادی، ملا محمد كاظم شوشتری، عبدالحسین مازندرانی، ملا محمد باقر لاهیجی و ... نام برد كه بعدها هر یك ستاره‌ای درخشان در آسمان علم و فقاهت بودند.[4]
  علامه از همان آغاز جوانی تمام زندگی خود را وقف احیای علوم نقلی (آیات و روایات) كرد و در اولین گام كتب اربعه را به درس و بحث حوزه‌های علمیه آن زمان كشاند. ضمن نگاشتن شرحی بر «اصول كافی» و «التهذیب» یكی از شاگردانش را به نوشتن شرح «استبصار» تشویق كرد.[5]
  علامه در مقدمه بحارالانوار چنین می‌نگارد: «در آغاز كار به مطالعه كتاب‌های معروف و متداول پرداختم و بعد از آن به كتابهای دیگر كه در طی اعصار گذشته به علل مختلف متروك و مهجور مانده بود رو آوردم. هر جا كه نسخه حدیثی بود سراغ گرفتم. و به هر قیمتی كه ممكن شد، بهره برداری می‌كردم. شرق و غرب را جویا گشتم تا نسخه‌های بسیاری را گردآوری نمودم. در این امر مهم جماعتی از برادران دینی مرا یاری نمودند و به شهرها و قصبه‌ها و بلاد دور سر كشیدند تا به فضل الهی مصادر لازم را به دست آوردند.... بعد از تصحیح و تنقیح كتابها بر محتوای آنها واقف شدم، نظم و ترتیب كتابها را نامناسب دیدم و دسته‌بندی احادیث را در فصلها و ابواب متنوع راهگشای محققان و پژوهشگران نیافتم، از این رو به ترتیب فهرستی همت گماشتم كه از هر جهت جالب و مفید باشد. در سال 1070 هجری از فهرست بندی سایر كتابها دست كشیدم كه اقبال عمومی را مطلوب ندیدم و سران جامعه را فاسد و نامطبوع دیدم... ترسیدم كه در روزگاری بعد از من باز هم نسخه‌های تكثیر شده من در طاق نسیان متروك و مهجور شود و یا مصیبتی از ستم غارتگران زحمات مرا در تهیه نسخه‌های بر باد دهد، لذا راه خود را عوض كردم، از خدا یاری طلبیدم و به كتاب بحارالانوار پرداختم...»[6]
«...در نظر دارم كه اگر مرگ مهلت دهد و فضل الهی مساعدت نماید، شرح كاملی متضمن بر بسیاری از مقاصدی كه در مصنفات سایر علما باشد بر آن «بحارالانوار» بنویسیم و برای استفاده خردمندان، قلم را به قدر كافی پیرامون آن به گردش درآورم.[7]
 
سخن امام خمینی (ره) پیرامون بحارالانوار:
«بحار خزانه­ی همه‌ی اخباری است كه به پیشوایان اسلام نسبت داده شده، چه درست باشد یا نادرست، در آن كتابهایی هست كه خود صاحب بحار آن‌ها را درست نمی‌داند و او نخواسته كتاب علمی بنویسد، تا  كسی اشكال كند كه چرا این كتابها را فراهم كردی![8]
 
تألیفات علامه:
  با توجه به نیاز فرهنگی مردم زمان خود دست به تألیف كتابهای گوناگونی می‌زد. زمانی احساس می‌كرد مردم به علم نجوم نیازمندند، پس كتاب «اختیارات» را می‌نوشت. و چون احساس می‌كرد جامعه به سوی جدا شدن از خدا سوق داده می‌شود، كتابی در تهذیب اخلاق چون «عین الحیاة» را می‌نوشت.
  آثار فارسی او به سود دین و دنیای مردم بود و زمینه هدایت مردم را فراهم می‌ساخت. كمتر خانه‌‌ای از شیعیان بود كه از كتابهای وی در آن یافت نشده و مورد بهره‌وری قرار نگرفته باشد. كتابهای او چنان بود كه عرب و فارسی، جاهل و عارف مردان و زنان و حتی كودكان هم استفاده می‌كردند. تألیفات فارسی او عبارتند از:  
  حق الیقین، عین الحیاة، حلیة المتقین، حیوة القلوب، مشكوة‌الانوار، جلاء العیون، زادالمعاد، تحفة الزائر، مقیاس المصابیح (علامه جلد 22 بحارالانوار را در مراجعت از حج در نجف اشرف تألیف كرد. و در مراجعت از سفر خراسان در بین راه ترجمه خطبه امام رضا (ع) و رساله و جیزه رجب را نگاشت.[9]
 
فعالیت های سیاسی و اجتماعی:
  علامه مجلسی، قهرمان عرصه سیاست است. علامه بعد از فوت مرحوم محمد باقر سبزواری در سال 1090 هجری به منصب شیخ الاسلامی دست یافت. و در این منصب، خدمات بسیاری را در مقوله‌های گوناگون سیاسی و اجتماعی به ایران و تشیع نمود، بزرگ‌ترین كار علامه مجلسی در صحنه‌ی سیاست كه به نفع تشیع و مكتب آن ختم شد، مبارزه با صوفیان بود.[10]
  پس از مرگ شاه سلیمان درباریان و خواجه سرایان، حسین میرزا (سلطان حسین) را كه مورد علاقه "مریم بیگم" عمه شاه بود، بر تخت نشاندند. نفوذ علامه مجلسی در دربار به حدی بود كه "سلطان حسین" اجازه نداد صوفیان رسم بستن شمشیر به كمر شاه را انجام دهند و از علامه مجلسی خواست تا این كار را انجام دهد. پس از اتمام كار، شاه رو به علامه كرد و گفت:
به ازای این خدمت چه تقاضایی داری و چه پاداشی می‌طلبی؟
  علامه گفت:
تقاضا دارم شاه فرمانی صادر كند و نوشیدن مسكرات، جنگ میان فرقه‌ها، و كبوتر بازی را نهی فرماید.
 و شاه پذیرفت و او را ترغیب به طرد صوفیان از شهر كرد. نكته مهم در سیاست علامه در دربار این است كه در زمان علامه هیچ برخوردی بین ایران و همسایگان اهل سنت رخ نداد و به هیچ یك از ولایتهای اهل سنت ایران از سوی شیعیان تعدی نشد.
 
رحلت علامه مجلسی
   هنگامی كه او در 27 رمضان 1111 (ه ق)، چشم از جهان فرو بست، شمارش معكوس سقوط دولت صفویه آغاز شد.[11]پیكر پاكش را در كنار مسجد جامع اصفهان و جنب پدر علامه‌اش ملا محمد تقی مجلسی (ره) به خاك سپردند.به همین مناسبت، شهر اصفهان یك هفته به سوگ نشست و مجالس عزاداری او مدت‌ها ادامه داشت.[12]
 
 


نوع مطلب : تاریخ و آثار تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

دکتر مصدق در اردیبهشت ماه 1330 به نخست وزیری رسید و در تیر ماه سال بعد که شاه حاضر نشد وزارت جنگ را به وی واگذار نماید استعفا نمود. به دنبال آن پس از پیامی که آیت اله کاشانی صادر نمود در 30 تیر موج قیام و شورش تهران را فرا گرفت و اغلب شهرهای بزرگ در گیر تظاهرات بود تا اینکه نیروهای شاه برای مقابله با تظاهرات مردم مبادرت به تیراندازی و قتل عام کردند شاه که در خارج از کشور بود سرانجام در 28 مرداد 1332 آمریکا طی یک کودتا حکومت مصدق را سرنگون کرده و دوباره شاه را بر تخت نشاند.
طرفداران مصدق که از اقدام شاه خشمگین بودند با تظاهرات و سخنرانی احساسات خود را بیان کردند. حزب توده نیز که در روزهای گذشته از احتمال کودتا خبرداده بود شروع به سازماندهی تظاهرات در تهران و شهرستان‌ها کرد. عوامل بریتانیا و امریکا در نقش طرفداران مصدق یا حزب توده با استفاده از این جو به شایعه پراکنی و اقدامات تندروانه از قبیل تهدید روحانیون و توهین به مقدسات مذهبی مردم و درخواست الغای سلطنت و حتی رئیس‌جمهور شدن مصدق پرداختند. مصدق که تظاهرات را در خدمت کودتاگران می‌دانست دستور جلوگیری از تظاهرات را به پلیس و ارتش ابلاغ کرد. از ساعات اولیه صبح ۲۸ مرداد جمعیتی از سمت جنوب به سمت مرکز شهر تهران به راه افتادند.
از اینکه هسته ابتدایی را چه کسانی تشکیل می‌‌دادند، روایت های متعددی شده است اما به نظر می‌‌رسد پولی که کارگزاران بریتانیا، بویژه برادران رشیدیان و نمایندگان سازمان اطلاعات امریکا (سیا) برای بسیج افراد و گروه های آشوب طلب پرداخت کرده بودند، نقشی بسزا در شروع حرکت داشته است. بسیاری از غوغاگران پس از کودتای ناموفق ۲۵ مرداد و فرار شاه از ایران، انگشت اتهام را بسوی مصدق گرفته بودند.


برای "شاهدوستان"، رانده شدن شاه از کشور دستاویزی بود تا با کمک آن به مقابله با دولت بپردازند و عامل تعیین کننده دیگر پولی بود که امریکایی ها برای تبلیغ علیه مصدق و مسموم کردن جو جامعه، در روزها و چند ماه منتهی به کودتا در ایران خرج کرده بودند.
با شروع تظاهرات، گروه هایی از مردم نیز تحت تأثیر این جوّ به صف شعاردهندگان علیه مصدق پیوستند و از سوی دیگر، نظامیانی که با دریافت پول به شرکت در کودتا رضایت داده بودند، همراه جمعیت شدند. اسناد منتشر شده در امریکا نشان می‌‌دهد که در همین زمان، بیشتر مقام های ارشد نظامی و حتی خود فضل الله زاهدی مخفی شده یا به امریکایی ها پناه برده بودند.
چند ساعت پس از شروع تظاهرات، غوغاگران به پشت گرمی تانک ها دفتر نزدیکان به مصدق و روزنامه‌های هوادار او را غارت کردند. در این میان، دفتر حزب توده نیز از یورش "شاهدوستان" و "کمونیسم ستیزان" در امان نماند. دولت مصدق و حتی حامیان او در ارتش واکنشی به این تحولات نشان ندادند.
روایت های متعددی از دلایل بی تحرکی مصدق و هواداران او شده است: جدی نگرفتن خطر، ضعف در تصمیم گیری بموقع، عدم ارتباط مناسب در سطوح بالا یا فرسودگی توأم با نا امیدی مصدق و یارانش، نمونه‌هایی از این روایات است. به هر روی، ساعاتی پس از ظهر درگیری های بین طرفداران و مخالفان مصدق به اطراف خانه او کشیده شد. عده اندکی از نظامیان وفادار به مصدق با همه توان در برابر یورش جمعیت و نظامیان حامی کودتا مقاومت کردند اما تصرف ساختمان رادیو، پایان واقعی ماجرا بود. در ساعات پایانی روز، مقاومت در اطراف خانه نخست وزیر هم شکسته شد، جمعیت خانه مصدق را غارت کردند و او از طریق بام خانه اش جان به در برد.
عوامل کودتا با پیگیری و خرج کردن مبلغ زیادی پول نیروهائی از اوباش و زنان بدنام محلات مختلف را بسیج کردند و صبح روز چهارشنبه ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ خیابان‌های تهران شاهد حرکت این نیروها و نیروهای نظامی با شعار "جاوید شاه" بود. تا بعد از ظهر خیابان‌ها در کنترل اوباشی بود که به طرفداران مصدق حمله می‌کردند. دفترهای احزاب و نشریات طرف‌دار مصدق یا حزب توده غارت شد و به آتش کشیده شد. منزل دکتر مصدق نیز با تانک و مسلسل مورد حمله نیروهای نظامی کودتا قرار گرفت و مصدق دستور عدم مقاومت به نیروی محافظ نخست ‌وزیری داد و در خانه همسایه‌اش پناه گرفت. اوباش و نظامیان به غارت منزل دکتر مصدق پرداختند.

میر اشزفی فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی را از رادیو خواند. سرلشکر زاهدی که در این مدت نزد ماموران امریکائی مخفی بود از مخفی گاه به در آمد. مردم با سکوت و حیرت این رویدادها را ناظر بودند. نه مصدق، نه طرفداران مصدق و نه حزب توده که وعده "تبدیل کودتا به ضد کودتا" را در روزهای گذشته می‌داد اقدامی برای مقابله نکردند و کودتا پیروز شد.
پس از روی کار آمدن مجدد دکتر مصدق، او خواهان افزایش اختیارات بود و آیت الله کاشانی که ریاست مجلس هفدهم شورای ملی را بر عهده داشت، برای ایجاد اتحاد و جلوگیری از تفرقه، به این لایحه نخست وزیر رأی داد. با این حال مصدق، در صدد منزوی کردن مجلس بود و اختیارات بیشتری می خواست. این در حالی بود که آیت الله کاشانی معتقد بود که مجلس، کمال همکاری  را با دولت دارد و نیازی به اختیارات بیشتری نیست. از همین زمان، اختلاف نظر در امور مختلف بین دکتر مصدق و آیت الله کاشانی آغاز شد و این اختلافات پس از درخواست تقاضای تمدید اختیارات نخست وزیر به مدت یک سال از جانب مصدق، شکل جدی و گسترده به خود گرفت. 
مصدق می خواست با اخذ اختیارات وسیع، نقش مجلس را در قانون گذاری کمرنگ سازد و خواسته های خود را به صورت قانون درآورد. این اختلاف و شکاف در جبهه ملی و مذهبی، باعث شد که دشمنان با سوء استفاده از این فرصت در صدد کودتا علیه دولت و حذف مصدق باشند. در این میان آیت الله کاشانی، بارها در ضمن نامه ها و سخنرانی های خود، مصدق را از خطر وقوع کودتا آگاه کرد ولی مصدق، مغرور به قدرت خود و پشتیبانی مردم، نصایح دلسوزانه آیت الله کاشانی را نشنیده گرفت.
سرانجام با خروج شاه از کشور و به وجود آمدن شرایط لازم برای کودتا علیه دکتر مصدق، در حالی که بیش از 13 ماه از پیروزی چشمگیر مردم در قیام 30 تیر 1331 ش نگذشته بود، این موفقیت با کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 توسط ایادی سلطنت طلب به شکست انجامید و مصدق سرنگون شد. از آن پس عامل کودتا، سپهبد فضل الله زاهدی، که در دولت مصدق سمت وزارت کشور را داشت به قدرت رسید و پس از مدتی محمدرضا پهلوی به کشور انتخاب مجدد و بار دیگر بر تخت سلطنت تکیه زد.
مقدمات کودتایی که در روز 28 مرداد 1332، به عمر حکومت مصدق خاتمه داد، از ده ماه قبل از آن، در پاییز 1331 فراهم آمده بود و طرح اولیه آن نیز پس از بازگشت چرچیل به مقام نخست وزیری انگلستان در مهرماه 1331، تهیه گردید. این کودتا با همکاری آمریکا و انگلستان در ایران به وقوع پیوست و از آن پس، ایران به طور مستقیم تحت نفوذ رژیم استکباری آمریکا درآمد. پس از این کودتا، اوضاع ایران آنچنان بر وفق مراد آمریکا گردید که تا بیست و پنج سال، حکومت ایران مهم ترین دست نشانده برای دولت آمریکا بود و آن دولت استکباری بر تمامی جریان ها و امور کشور ایران خیمه زد. 
انگلیسی ها طی درخواست از نمایندگان طرفدار انگلیس در مجلس ایران برای کمک به قوام و پشتیبانی از طرح وی برای پایان دادن به کشمکش نفت، از قوام پشتیبانی کردند. آنها برای رسیدن به هدف خود به دنبال بهانه ای می گشتند تا بتوانند خواسته خود را به کرسی بنشانند . در این میان مصدق پس از آنکه در کوشش خود برای داشتن کنترل بر ارتش، و در اختیار گرفتن کنترل آن به جای شاه با پاسخ منفی روبرو شد، با استعفا از مقام نخست وزیری، واکنش نشان داد.

 



نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

26 مرداد، سالروز بازگشت آزادگان جنگ تحمیلی به

آغوش ملت گرامی باد.


آزادگان در کلام امام(ره)

امام خمینی (ره)

اسرا در چنگال دژخیمان سرود آزادی اند و احرار جهان را زمزمه می کنند.

اسرا در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی اند و احرار جهان آن را زمزمه می کنند. مفقودین عزیز، محور دریای بیکران خداوندی اند و فقرای ذاتی دنیای دون در حسرت مقام والایشان در حیرتند.

2/11/62

سلام بر معلولین و مفقودین و اسرای عزیزی که افتخار اسلام و میهن اسلامی خویش می باشند و رحمت خداوند بر این دامنهای پاکی که پروراننده این جوانان شیردل می باشند.

 2/11/62

در اقدام شریف مادران بزرگواری که در دامنهای مطهر خود چنین فرزندانی را تربیت کرده اند، چه می توان نثار کرد؟ و برای اسیرانی که در زندان های مخوف دشمن، شجاعانه بر سر دشمنان بشریت فریاد می کشند، چگونه توان تعظم نمود؟

5/6/63

خداوند انشاءالله این اسرای ما را، این کسانی که محبوب ما هستند، محبوب ملت ما هستند، این معلولین را، کسانی را که آنجا در بند هستند، همه اینها را خداوند انشاءالله آزاد کند و ما را هم به وظیفه خودمان آشنا کند.

30/12/66

خدایا! اسرا، این شیرمردان دربند را با سلامت و پیروزی به اوطان خود بازگردان و ما را خدمتگزار این ملت و ملت را قدرشناس زحمات شهیدانمان گردان.

6/11/65

در صورتی که این حرف دروغ است و مملکت ما این اسرا را به طور انسانی، به طور اسلامی و خوب رفتار می کند و از آنها پذیرایی می کند.هر کسی از دنیا که می خواهد بیاید،بیایند ببینند.

18/10/59

فرق است میان آنان که با اسرای جنگی خویش که در حال جنگ با آنان به اسیری در آمده اند چون برادران خویش رفتار می کنند با آنان که با اسرایی که از ایران گرفته اند و اکثر آنها مردم عرب روستاها یا شهر بوده و در جنگ دخالت نداشته اند دژخیمانه رفتار می کنند.

29/11/61

ما با اسرا عملی کردیم که هیچ کس با اسرای خودش آن عمل را نمی کند.ما مثل برادر های خودمان با آنها عمل کردیم در صورتی که اسرایی که از ما آنها گرفتند تحت شکنجه هستند.حتی وزیر نفت ما الان تحت شکنجه است.

22/11/59



نوع مطلب : شهدا و شهادت ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت          صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

ffbc1329262199a88b989ef8d30452a2 اس ام اس تبریک عید فطر 91

طبیعت با بهار طراوت می یابد و معنویت با بهار رمضان اوج می گیرد. بهار طبیعت با نوروز آغاز می شود و بهار معنویت با ماه رمضان. سردی طبیعت با شکوفه های بهاری و سرود بلبلان رخت بر می بندد و یخهای عصیان و نافرمانی، با زمزمه های نیمه شب رمضان و ترنم دعای رمضانیان آب می شود. در رمضان است که می توان هفت شهر عشق را پیمود و دیو نفس را بر زمین افکند و در عید فطر پیروزی فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.
اگر گردش زمین دور خورشید، آغازگر سال شمسی است واگر تکاپوی ماه بر گرد زمین، نوید بخش سال قمری؛ حرکت سالک عاشق در رمضان المبارک در مدار توحید، طلایه دار سال معنوی است و پیروزی قلب سلیم بر شهوت بدخیم، نوروز آن.

11d803a180ecae708d1d79e3943b627d اس ام اس عید فطر 91

رضای آل محمد علیهم السلام را سخنی شنیدنی است:«اِنَّما جُعِلَ یَوْمُ الْفِطْرِ الْعیدَ لِیَکُونَ لِلْمُسْلِمینَ مُجْتَمَعا یَجْتَمِعُونَ فیهِ وَ یُبْرِزُونَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَیُمَجِّدُونَهُ عَلی ما مَنَّ عَلَیْهِمْ فَیَکُونُ یَوْمَ عیدٍ وَ یَوْمَ اِجْتِماعٍ وَ یَوْمَ فِطْرٍ وَ یَوْمَ زَکاةٍ وَ یَوْمَ رَغْبَةٍ وَ یَوْمَ تَضَرُّعٍ. وَ لأَِنَّهُ اَوَّلُ یَوْمٍ مِنَ السَّنَةِ یَحِلُّ فیهِ الاَْکْلُ وَالشُّرْبُ لاَِنَّ اَوَّلَ شُهُورِ السَّنَةِ عِنْدَ اَهْلِ الْحَقِّ شَهْرُ رَمَضانَ فَأَحَبَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ اَنْ یَکْونَ لَهُمْ فی ذلِکَ مَجْمَعٌ یَحْمِدُونَهُ فیهِ وَ یُقَدِّسُونَهُ؛
همانا روز فطر، عید قرار داده شده تا برای مسلمانان روز اجتماعی باشد که در آن روز گرد هم آیند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز کنندو به خاطر منّتی که بر آنان نهاده است، او را ستایش کنند، پس روز عید و روز گردهم آیی و روز افطار، روز زکات، روز گرایش به یکدیگر و روز تضرّع [به پیشگاه حق تعالی] است، [و نیز روز فطر، روز عید قرار داده شده] به دلیل آنکه روز فطر اولین روز سال است که خوردن و آشامیدن در آن جایز شمرده شده است، چرا که نزد اهل حق اولین ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عید فطر، مسلمانان اجتماع کنند و با یکدیگر به ستایش و تقدیس او بپردازند.»
در صبحدم این عید آسمانی است که هاتفی ملکوتی، پیروزمندان میدان جهاد اکبر را به دریافت پاداششان فرا می خواند، پاداشی فراتر از پاداشهای خاکی و غیرقابل مقایسه با هدایای پادشاهان زمینی.
امام باقر علیه السلام ازپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کردند: «اِذا کانَ أَوَّلُ یَوْمٍ مِنْ شَوّال نادی مُنادٍ: اَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلی جَوائِزِکُمْ. ثُمَّ یا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَیْسَتْ کَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوکِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ یَوْمُ الْجَوائِزِ؛ هنگاهی که روز اول ماه شوال فرا می رسد، منادی ندا می دهد: هان ای مؤمنان! برای دریافت جوایزتان صبح زود بشتابید. ای جابر، جوایز خداوند همانند جوایز پادشاهان نیست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوایز است.»
فاتحان و مدال آوران جهاد اکبر را شایسته نیست که از پس این پیروزی بزرگ، در گرداب معصیت و نافرمانی در غلطند و دیگر بار اسیر نفس فرومایه شوند و عزت خدایی را با ذلّت شیطانی معاوضه کنند. امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه های عید فطر، مردم را به دوری از معصیت در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی، و... دعوت می فرماید.
امام علی علیه السلام در عید فطر خطبه خواند تا آنجا که فرمود: «اَطیعُوا اللّه فیما نَهاکُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَ اِتْیانِ الْفاحِشَةِ وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ بَخْسِ الْمِکْیالِ وَ شَهادَةِ الزُّوْرِ وَ الْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ؛ فرمان خداوند را در خودداری از کارهایی که شما را از آن برحذر داشته است، عمل کنید [که از آن جمله است:] نسبت ناروا به زنان عفیف، شهوترانی حرام، شراب خواری، کم فروشی، شهادت ناحق و فرار از جهاد.»
از همین رو است که پاکان و سالکان را در تعظیم این عید عظیم آدابی است و در تحکیم شعائر آن احکامی.

 

 



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 

جریان انتفاضه فلسطین و اندیشه حضرت امام خمینی(ره)

سخن گفتن از امام خمینی(ره) و فلسطین سخن از بزرگترین مرد قرن و مهمترین ماجرای قرن ماست. سخن از مردی نستوه و نیرومند است که به گفته یک روزنامه نگارغربی: از قرن هفتم میلادی (صدر اسلام) آمده تا در قرن بیستم جای گیرد. مردی که چکیده عدالت مظلوم تاریخ بشری است.

آیا تصادف است که مهمترین مسئله قرن بیستم (یعنی تجاوز اسراییل به سرزمین های فلسطینی) مورد توجه و نقطه محوری اهتمام و تلاش او باشد؟ یا همان کشمکش و نبرد مقدسی است که سنت الهی از آن یاد کرده و وعده پیروزی اش را داده است.

آیا تعجب آور نیست که مردی در فعالیت هایش این همه اهمیت و مرکزیت به فلسطین بدهد، حال آنکه از لحاظ جغرافیایی فاصله زیادی با آن دارد؟ چنین توجهی از جانب حضرت امام(ره) به ما می گوید، فلسطین تنها یک محدوده جغرافیایی نیست، بلکه یک نشانه از جدال حق و باطل است که قرآن وعده پیروزی آن را داده است. 1

اهمیت مسئله فلسطین از نگاه حضرت امام(ره)

امام خمینی(ره) در اوج قدرت نظام ستم شاهی، افشاگر روابط پنهان رژیم شاه واسراییل بود و مقابله با خطر اسراییل برای جهان اسلام را بسیار جدی و پی گیرانه دنبال می کرد.

امام خمینی(ره) اولین مرجع تقلید و پیشوای بزرگ مذهبی بود که مجوز حمایت از مبارزان فلسطینی از محل وجوهات شرعی و زکات و صدقات را صادر کرد و در جریان جنایت رژیم اشغالگر قدس در به آتش کشیدن مسجدالاقصی برخلاف مشی دیگران که بازسازی مسجد را وجهه همت خود قرار داده بودند، با دوراندیشی تمام بر حفظ آثار جنایت اسراییل(به عنوان عامل سمبلیک در جهت تحریک و تشویق مسلمانان بر علیه رژیم اشغالگر) تأکید می نمودند. ایشان از همان آغاز وجهه اسلامی و بُعد اعتقادی مبارزه با اسراییل را کارسازترین روش برای بسیج ملت مظلوم فلسطین و جلب حمایت امت اسلام از آنان معرفی کرد و اتخاذ مشی های دیگری، همچون: تکیه بر قومیت عربی و نگرش های ناسیونالیستی و دیگر ایدئولوژی های وارداتی و غیراسلامی را انحراف در مسیر مبارزه برای آزادی می دانست.

ایشان به مشکلات درونی جهان اسلام و از جمله ضعف و ناتوانی یا وابستگی بعضی از سران کشورهای اسلامی وقوف کامل داشت، به همین دلیل بر آگاهی و شعور عمومی جهان اسلام، منبعث از اصول اعتقادی و مشترکات ایمانی و فرهنگی امت و پرهیز از اختلافات فرقه ای تأکید می نمود و سران دولت های اسلامی را به متابعت از این جریان فرا می خواند و معتقد بود که دولت ها تا آنجا که با این شعور و خواست عمومی مسلمانان همسو وهمراه باشند، شأن رهبری و مسئولیت هدایت مبارزه را عهده دار خواهند بود و الا ملت های مسلمان می بایست با آنان همان کنند که ملت مسلمان ایران با شاه کرد. 2

درک ماهیت طرح استعماری

امام خمینی(ره) در پاسخ به نامه دانشجویان مسلمانان مقیم آمریکا و کانادا در سال 1972 م (1351ش) می فرماید: اسراییل با تبانی و همفکری دولت های استعماری غرب و شرق، زاییده شد و برای سرکوبی و استعمار ملل اسلامی به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمایت و پشتیبانی می شود 3.

حضرت امام بارها خطر توسعه طلبی اسراییل را گوشزد کرده و خاطر نشان می ساختند: همه باید بدانند که هدف دولت های بزرگ از ایجاد اسراییل تنها با اشغال فلسطین پایان نمی پذیرد آنها در این نقشه اند که پناه بر خدا تمامی کشورهای عربی را به همان سرنوشت فلسطین دچار کنند. 4

و همچنین فرموده اند: اگر ملت اسلام بیدار نشوند و به وظایف خود آگاه نگردند، اگر علمای اسلام احساس مسئولیت نکنند و به پا نخیزند، اگر اسلام واقعی که عامل وحدت و تحرک کلیه فرق مسلمانان در مقابل بیگانگان است و ضامن سیادت و استقلال ملل مسلمان و کشورهای اسلامی می باشد به دست عوامل و ایادی اجانب و در زیر پرده سیاه استعماری افروخته گردد، روزهای سیاهت و نکبت بارتری برای جامعه های اسلامی در پیش است و خطر ویران کننده ای متوجه اساس اسلام و احکام قرآن است. 5

حضرت امام اینها را عوامل اساسی تسلط بر سرزمین های مقدس اسلامی و انحطاط جامعه بزرگ مسلمانان دانسته اند.

لزوم دفاع از فلسطین

امام خمینی (ره) در دفاع از حقوق مظلومین فلسطین در مسیر بسیج ملل اسلامی در حمایت از قیام فلسطینیان معتقد بود: دفاع از نوامیس مسلمانان و دفاع از همه حیثیات مسلمانان امری است لازم و ما باید خودمان را برای مقاصد الهی و دفاع از مسلمانان مهیا کنیم و خصوصاً در این شرایطی که فرزندان واقعی فلسطین اسلامی و لبنان اسلامی؛ یعنی حزب الله و مسلمانان انقلابی سرزمین غصب شده و لبنان با نثار خون و جان خود فریاد یاللمسلمین  سر می دهند، با تمام قدرت معنوی و مادی در مقابل اسراییل و متجاوزین بایستیم و در مقابل آن همه سفاکی ها و دد منشی ها مقاومت و پایمردی کنیم و به یاری آنان بشتابیم. 6

حضرت امام(ره) با رویکردی آگاهانه آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز قدس نامیدند و فرمودند: روز قدس یک روز جهانی است، روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است، روز حیات اسلام است، روزی است که باید به همه ابر قدرت ها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره شما و عمال خبیث شما واقع نخواهد شد. 7

و همین طور فرمودند: مسئله قدس یک مسئله شخصی نیست و یک مسئله مخصوص به یک کشور و با یک مسئله مخصوص به مسلمانان جهان در عصر حاضر نیست، بلکه حادثه ای است برای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته، و حال و آینده، از روزی که مسجدالاقصی پی ریزی شد تا آنگاه که این سیاره در نظام هستی در گردش است. و چه ننگ است برای دولت های اسلامی که با در دست داشتن شریان حیاتی ابرقدرتهای جهان بنشینند و تماشاگر باشند که آمریکا ابر جنایتکار تاریخ یک عنصر فاسد بی ارزش را در مقابل آنان علم کند و با عدها ی ناچیز عبادتگاه مقدس و قبله گاه اول آنان را از آنان غصب نموده و با کمال وقاحت در مقابل همه آنان قدرت نمایی کند. 8

بر عموم دولت های ممالک اسلامی و خصوص دول عربی لازم است که با توکل به خدای متعال و تکیه بر قدرت لایزال همه قوا و نیروی خویش را بسیج ساخته و به یاری مردان فداکاری که در خط اول جبهه چشم امید به ملت اسلام دوخته اند بشتابند و برای آزادی فلسطین و احیای مجد و شرف و عظمت اسلامی، در این جهاد مقدس شرکت کنند.9

همچنین ایشان با اختصاص ثلث سهم امام زمان (ع) از وجوهات شرعی به مبارزان فلسطینی و طرح مشکل فلسطین در حج بار دیگر همگان را برای یاری رساندن به فلسطینیان فراخواندند و در این زمینه می فرمایند:

اکیداً شایسته و بلکه واجب است که قسمتی از وجوه شرعی مانند زکوات و سایر صدقات به مقدار کافی به این مجاهدان راه خدا اختصاص داد... و کمک به آنان با تمام نیروها و امکانات واجب است.10

و درباره نقش کنگره حج در افشای طرح های خائنانه دشمنان اسلام وتوجه مسلمانان جهان به مسئله فلسطین چنین می فرماید: اعلان برائت از مشرکان که از ارکان توحیدی و واجبات سیاسی حج است باید در ایام حج به صورت تظاهرات و راهپیمایی با صلابت و شکوه هر چه بیشتر و بهتر برگزار شود و حجاج محترم ایرانی و غیر ایرانی فریاد کوبنده برائت از مشرکان و ملحدان استکبار جهانی و در رأس آنان امریکای جنایتکار را در کنار خانه توحید طنین اندازند و از ابراز بغض و کینه خود نسبت به دشمنان خدا وخلق غافل نشوند.11

سرانجام با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران همزمان مبارزات ضد صهیونیستی مسلمانان شدت گرفت و روند مبارزه فلسطینی ها نیز تغییر یافت، زیرا سرنگونی شاه و حاکمیت نظام اسلامی در ایران نخستین ضربه مهلکی بود که اهداف توسعه طلبانه صهیونیست ها را به طور جدی به مخاطره افکند.

تأثیر پیام انقلاب اسلامی و رهبری آن بر افکار عمومی آن چنان گسترده بود که وقتی انور سادات  معاهده سازش را در کمپ دیوید امضا کرد دولت مصر از جرگه اعراب و حتی از جمع رژیم های مرتجع عرب نیز اخراج شد و در انزوای کامل قرار گرفت. لذا طبیعی بود که پیام انقلاب اسلامی ایران، مسلمانان را تکان دهد و احساسات آنها را برانگیزد و مواضع رهبری انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) مورد توجه مسلمانان مبارز در جهان از جمله مجاهدان فلسطینی قرار گیرد. همین تفکر بود که غرور ملی و دینی و بیداری اسلامی را در فلسطینیان اوج داد و موجب انتفاضه جدیدی در سرزمین های اسلامی شد که هم اکنون اسراییل و حامیانش را بیمناک ساخته است. 12

 


نوع مطلب : صهیونیسم و استکبار جهانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شب قدر

چنان ‏كه درك شب قدر، كاری مشكل است، بیان جایگاه و «قدر» شب قدر عملی است دشوار كه تنها راه ‏یافتگان به آن شب عزیز می‏توانند واقعیت و حقیقت آن را بیان دارند؛ چرا كه قرآن به پیامبر خدا فرمود: «و تو چه دانی شب قدر چیست؟»

در وصف آن همین بس كه «از هزار ماه برتر است» و مسائلی بر قدر و منزلت این شب افزوده است، از جمله:

 

1- نزول قرآن

نزول جامع‏ترین، كامل‏ترین و ماندگارترین كتاب الهی بر عظمت و منزلت شب قدر افزوده است. قرآن خود می‏گوید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی اُنْزِلَ فیهِ الْقُرْانَ»(1)؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهی است كه در آن قرآن نازل شده است.» اما در چه شبی از شب‌های آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آیه دیگر بیان می‏كند كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (2)؛ «به راستی، آن [قرآن] را در شبی پر بركت نازل كردیم.» و این شب مبارك را در سوره قدر مشخص فرموده كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ» (3)؛ «به حقیقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آوردیم.» پس باید گفت نزول قرآن در چنین شبی بر عظمت آن می‏افزاید. این نكته را هم اضافه كنیم كه این نزول، نزول دفعی است بر قلب رسول گرامی اسلام، نه نزول تدریجی كه آغاز آن با آغاز بعثت یعنی بیست و هفتم رجب همراه است.

 

2- تقدیر امور

در نام‏گذاری شب قدر بیان‌های مختلفی وارد شده است: برخی آن را به معنای شبی با عظمت و بزرگ «لَیْلَةُ الْعَظَمَة» (4) گرفته‌‏اند؛ چرا كه قدر در قرآن به معنای منزلت و بزرگی خداوند آمده، در آیه‏ای می‏خوانیم: «ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ»(5) ؛ «قدر ندانستند (و نشناختند) خدا را آنگونه كه حقّ عظمت او بود.»

«قدر» به معنای تقدیر و اندازه‌‏گیری و تنظیم است. این معنی را هم لغت تأیید می‏كند و هم قرآن و روایات. راغب اصفهانی می‏گوید: «لَیْلَةُ الْقَدْرِ اَیْ لَیْلَةٌ قَیَّضَها لِأُمُورٍ مَخْصُوصَة » (6)؛ شب قدر یعنی شبی كه (خداوند) برای [تنظیم و تعیین] امور مخصوصی آن را آماده [و مقرّر] نموده است.» و قرآن كریم می‏فرماید: در آن شب «یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكیمٍ» (7) «هر كاری بر طبق حكمت [خداوند] جدا (و تعیین و تنظیم) می‏گردد.»

در بحارالانوار روایتی آمده كه: «هر كس در شب‏ قدر، از روی ایمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را می‏بخشد.»

و امام صادق علیه‏ السلام فرمود: «التَّقْدیرُ فی لَیْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ فی لَیْلَةِ اِحْدی وَ عِشْرینَ وَالْاِمْضاءُ فی لَیْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرینَ (8)؛ « تقدیر امور و سرنوشت‌ها در شب قدر، یعنی شب نوزدهم، تحكیم آن در شب بیست و یكم، و امضا ‏آن در شب بیست و سوم صورت می‏گیرد.»

و امام رضا علیه ‏السلام فرمود: «... یُقَدَّرُ فیها ما یَكُونُ فی السَّنَةِ مِنْ خَیْرٍ اَوْ شَرٍّ اَوْ مَضَرَّةٍ اَوْ مَنْفَعَةٍ اَوْ رِزْقٍ اَوْ اَجَلٍ وَ لِذلِكَ سُمِّیَتْ لَیْلَةُ الْقَدْر (9)؛ در آن شب (قدر) آنچه كه در سال واقع می‏شود، تقدیر و اندازه‌‏گیری می‏شود، از نیكی و بدی و سود و زیان و روزی و مرگ. به همین جهت نیز شب قدر شب اندازه‌گیری نامیده شده است.»

و طبق روایات فراوانی (10) سرنوشت افراد برای سال بعد، مانند: رزق و روزی، مرگ و میرها، خوشی و ناخوشی‌ها، حج رفتن و حوادث دیگر زندگی، بر اساس استعدادها و لیاقت‌ها، رقم می‏خورد، و این تقدیر حكیمانه هم، در انسان هیچ گونه «اجبار» و «سلب اختیاری» به وجود نمی‌‏آورد. می‏توان بین تمام اقوال این گونه جمع كرد كه در این شب با عظمت و بزرگ، با فرود ملائكه آسمانی، تقدیرات یك سال مشخص و بر قلب حجّت زمان علیه‏السلام عرضه می‏شود.

شب قدر



نوع مطلب : رمضان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شب قدر

جمعیت از خود بی‌خود شده است. چراغ‏ها خاموش است. در تاریكى صداى گریه و ناله از هر سو برمى‌خیزد. انگار اینها همان انسان‏هایى نیستند كه ساعتى پیش در كوچه و خیابان راه مى‏رفتند از بقالى و لبنیاتى و نانوایى خرید مى‏كردند، گاهى بر هم اخم مى‏كردند و از یكدیگر دلگیر مى‏شدند. پیش خود هزار جور حساب و كتاب داشتند. انگار اینها از یك سیاره دیگر آمده‏اند، از سیاره عشق و دوستى؛ از سیاره دل‌هاى نرم و آماده. از سیاره‏اى كه در آن كسى به فكر مزه خورشتى كه با نان فردا شب خواهد خورد نیست. آنجا دیگر كسى به فكر بزرگى و كوچگى خانه، زیبایى و زرق و برق اتومبیل و لباس، تفاخر و رفاه و دنیاطلبى نیست. اینها از كجا آمده‏اند كه این‏طور ضجه مى‏زنند. این‏گونه از خود بی‌خود مى‏شوند. شانه به شانه هم مى‏نشینند و تكان‏هاى شانه یكدیگر را حس مى‏كنند. اینها از كجا آمده‏اند كه فضاى خاموش مصلى را با امواج آسمانى و عرشى خود به فضایى سرشار از نفس فرشتگان تبدیل كرده است.

صداى آرام بخش مجرى مراسم، فریادها را به سكوت مبدل مى‏كند: گوش كن امشب فرض كن اینجا تنهایى، فرض كن هیچ كس جز تو نیست. تنهاى تنها. فرض كن در تنهایى قبر و در تاریكى قبر به خودت آمدى، یك عمر معصیت كردن، یك عمر خلاف اوامر الهى رفتار كردن، یك عمر جواب محبت‏هاى او را با بى اعتنایى دادن تمام شده است. حالا آوردنت اینجا در آرامگاه ابدى، جایى كه هیچ برگشتى نیست، هیچ فریادرسى نیست. جایى كه تو هستى و نتیجه اعمال تو كه به صورت مار و مور و عقرب به جانت مى‏افتد. این تاریكى، همان تاریكى شب قبر است. فكر كن كه عذاب‏هاى الهى در راه هستند. تو را به جان على ‏(علیه السلام) كه امشب فرقش در محراب شكافته مى‏شود! این محیط را فراموش كن.

«امشب چشم من به روى چیزهایى باز شد كه پیش از این نمى‏دیدم، اگر هم جسته و گریخته، گاهى كسى در این مورد حرفى مى‏زد، برایم خیلى مهم نبود. اما حالا حس مى‏كنم سبك شده‏ام، حس مى‏كنم پاك شده‏ام، حالا من هم مى‏توانم او را صدا بزنم.»

حالا یك نفر از تو مى‏پرسد شب‏هاى قدر چه كردى؟ از شب‏هاى قدر چه توشه‏اى برداشتى؟ وقتى درهاى رحمت ‏به رویت ‏باز بود، چرا استفاده نكردى؟ خدایا من امشب آمده‏ام كه بگویم اشتباه كردم. آمده‏ام بگویم نفهمیدم، نمى‏خواستم با توى مهربان، مخالفت كنم. خدایا اگر قرار است امشب مرا نیامرزى، همین الان مرا از دنیا ببر. حالا قرآن‏ها را روى سر بگیرید. قرآن خیلى عزیزه. قرآن را روى سرهاى خود بگیرید و در تاریكى قبر فریاد بزنید: الهى بك یا الله ...

صداى جمعیت ‏یك بار دیگر اوج مى‌گیرد هیچ كس حال خود را نمى‏فهمد. هیچ كس به فكر وضع ظاهرى خود نیست. گویا در این جمعیت هر كس در خلوت خود ناله مى‏كند؛ گویى هر كس از بدى اعمال خود ضجه مى‏زند.

این جمله را هم گوش كن: تو را به جان آقایى كه مرغابى‏هاى خانه دخترش هم براى او اشك مى‏ریختند، گوش كن. مى‏خواهم در همین حالى كه دارى یك دعا بخوانم. خدایا اگر امشب در سرنوشت ‏یك‌ ساله ما مقدر كردى كه این آخرین شب قدرى باشد كه آن را درك مى‏كنیم، خدایا كارى كن كه امشب، شب آمرزش ما باشد. شب بخشیده شدن گناهان ما باشد.

شب قدر

صداى آمیخته با گریه مداح در میان فریادهاى حاضران گم مى‏شود. مراسم شب نوزدهم پایان یافته است. چراغ‏ها روشن مى‏شود، چهره‏ها هنوز اشك‏آلود است. جمعیت‏ به آرامى از فضاى مصلى خارج مى‏شوند.

براى گفت‏ و گو جوان هجده ساله‏اى را انتخاب مى‏كنم كه با شلوار لى و بلوز نوشته‏دارى كه بر تن دارد، كاملا شبیه جوان‏هاى امروزى است؛ همان‏ها كه بعضى‏ها اصلا انتظار دیدنشان را در چنین جاهایى ندارند. او را از وقتى كه با ناله‏هاى دلخراشش، در تاریكى مصلى بر سر و رو خود مى‏زد، نشانه كرده بودم. چند قدمى به دنبالش مى‏روم كاملا از فضاى مصلى خارج شدیم. دو سه قدم در كنارش برمى‏دارم و هنگامى كه توجهش جلب مى‏شود، مى‏گویم:

- قبول باشه، مراسم با حالى بود.

این جمله را هم گوش كن: تو را به جان آقایى كه مرغابى‏هاى خانه دخترش هم براى او اشك مى‏ریختند، گوش كن. مى‏خواهم در همین حالى كه دارى یك دعا بخوانم. خدایا اگر امشب در سرنوشت ‏یك‌ ساله ما مقدر كردى كه این آخرین شب قدرى باشد كه آن را درك مى‏كنیم، خدایا كارى كن كه امشب، شب آمرزش ما باشد. شب بخشیده شدن گناهان ما باشد.

- سرى تكان مى‏دهد، به علامت تایید و مى‏خواهد در سكوت، راهش را ادامه دهد كه باز مى‏گویم بچه كدام محله‏اى؟ با كنجكاوى نگاهم مى‏كند، نگاهش آن چنان نافذ است كه بیش از آن نمى‏توانم مقاومت كنم و ناگهان ماجراى تهیه گزارش را مى‏گویم. با تعجب گوش مى‏كند. مثل این ‏كه اولین بارى است كه در چنین موقعیتى قرار مى‏گیرد. شاید هم اصلا انتظارش را نداشته كه در چنین جایى مورد نظرخواهى قرار بگیرد. اما هر چه هست، انگار با خودش كنار مى‏آید كه چند كلمه‏اى از احساسش در شب قدر صحبت كند:

«امشب چشم من به روى چیزهایى باز شد كه پیش از این نمى‏دیدم، اگر هم جسته و گریخته، گاهى كسى در این مورد حرفى مى‏زد، برایم خیلى مهم نبود. اما حالا حس مى‏كنم سبك شده‏ام، حس مى‏كنم پاك شده‏ام، حالا من هم مى‏توانم او را صدا بزنم.»

منبع:مجله دیدار آشنا، ش 18، محسن قائمى



نوع مطلب : رمضان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شهادت جانگداز مولای متقیان حضرت امیرالمومنین علی (ع)

 را به همه شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می کنم

والپیپر های ولادت و شهادت حضرت علی ( علیهم السلام )

والپیپر های ولادت و شهادت حضرت علی ( علیهم السلام )

والپیپر های ولادت و شهادت حضرت علی ( علیهم السلام )

والپیپر های ولادت و شهادت حضرت علی ( علیهم السلام )



نوع مطلب : پیامبر و اهل بیت، عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

امام علی (ع)

سال 40 هجری قمری: ضربت خوردن حضرت علی(ع) در مسجد كوفه

عبدالرحمن بن ملجم مرادی، از گروه خوارج و از آن سه نفری بود كه در مكه معظمه با هم پیمان بسته و هم سوگند شدند، كه سه شخصیت مؤثر در جامعه اسلامی، یعنی امام علی بن ابی طالب(ع)، معاویه بن ابی سفیان و عمرو بن عاص را در یك شب واحد ترور كرده و آن ها را به قتل رسانند.

هر كدام به سوی شهرهای محل مأموریت خویش رهسپار شدند و عبدالرحمن بن ملجم مرادی به سوی كوفه رفت و در بیستم شعبان سال 40 قمری وارد این شهر بزرگ شد. (نگاه كنید: بیستم شعبان سال 40 هجری قمری) 

وی به همراهی شبیب بن بجره اشجعی، كه از همفكران وی بود و هر دوی آن ها از سوی "قطام بنت علقمه" تحریك و تحریث شده بودند، در سحرگاه شب نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 40 قمری در مسجد اعظم كوفه كمین كرده و منتظر ورود امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) شدند.(1) هم چنین قطام، شخصی به نام "وردان بن مجالد" را كه از افراد طایفه اش بود، به یاری آن دو نفر فرستاد.(2)

روایت شده، كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علی(ع)، زمین به لرزه در آمد و دریاها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهای مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سیاهی وزید، به طوری كه جهان را تیره و تاریك ساخت.

أشعث بن قیس كندی كه از ناراضیان سپاه امام علی(ع) و از دو چهرگان و منافقان واقعی آن دوران بود، آنان را راهنمایی، پشتیبانی و تقویت روحی می نمود.(3)

حضرت علی(ع) در شب نوزدهم ماه مبارك رمضان، مهمان دخترش ام كلثوم(س) بود و در آن شب حالت عجیبی داشت و دخترش را به شگفتی درآورد.

روایت شده كه آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به آسمان نظر می كرد و می فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است. این است آن شبی كه به من وعده شهادت دادند.(4)

به هر روی، آن حضرت به هنگام نماز صبح وارد مسحد اعظم كوفه شد و خفته گان را برای ادای نماز بیدار كرد. از جمله، خود عبدالرحمن بن ملجم مرادی را كه به رو خوابیده بود، بیدار و خواندن نماز را به وی گوش زد كرد.

هنگامی كه آن حضرت وارد محراب مسجد شد و مشغول خواندن نماز گردید و سر از سجده اول برداشت، نخست شبیث بن بجره با شمشیر برّان بر وی هجوم آورد، ولیكن شمشیرش به طاق محراب اصابت كرد و پس از او، عبدالرحمن بن ملجم مرادی فریادی برداشت: "لله الحكم یا علی، لا لك و لا لأصحابك"! و شمشیر خویش را بر فرق نازنین حضرت علی(ع) فرود آورد و سر مباركش را تا به محل سجده گاهش شكافت.(5)

حضرت علی(ع) در محراب مسجد، افتاد و در همان هنگام فرمود: بسم الله و بالله و علی ملّه رسول الله، فزت و ربّ الكعبه؛ سوگند به خدای كعبه، رستگار شدم.(6)

نمازگزاران مسجد كوفه، برخی در پی شبیب و ابن ملجم رفته تا آن ها را بیابند و برخی در اطراف حضرت علی(ع) گرد آمده وبه سر و صورت خود می زدند و برای آن حضرت گریه می نمودند.

حضرت علی(ع)، در حالی كه خون از سر و صورت شریفش جاری بود، فرمود: هذا ما وعدنا الله و رسوله؛(7) این همان وعده ای است كه خداوند متعال و رسول گرامی اشت به من داده اند.

حضرت علی(ع) كه توان ادامه نماز جماعت را نداشت، به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) فرمود كه نماز جماعت را ادامه دهد و خود آن حضرت، نمازش را نشسته تمام كرد.

روایت شده كه آن حضرت در آن شب بیدار بود و بسیار از اتاق بیرون می رفت و به آسمان نظر می كرد و می فرمود: به خدا سوگند، دروغ نمی گویم و به من دروغ گفته نشده است. این است آن شبی كه به من وعده شهادت دادند.

روایت شد، كه در هنگام ضربت زدن عبدالرحمن بن ملجم بر سر مطهر حضرت علی(ع)، زمین به لرزه در آمد و دریاها مواج و آسمان ها متزلزل شدند و درهای مسجد به هم خوردند و خروش از فرشتگان آسمان ها بلند شد و باد سیاهی وزید، به طوری كه جهان را تیره و تاریك ساخت و جبرئیل امین در میان آسمان و زمین ندا داد و همگان ندایش را شنیدند. وی می گفت: تهدمت و الله اركان الهدی، و انطمست أعلام التّقی، و انفصمت العروه الوثقی، قُتل ابن عمّ المصطفی، قُتل الوصیّ المجتبی، قُتل علیّ المرتضی، قَتَله أشقی الْأشقیاء؛(8) سوگند به خدا كه اركان هدایت درهم شكست و ستاره های دانش نبوت تاریك و نشانه های پرهیزكاری بر طرف گردید و عروه الوثقی الهی گسیخته شد. زیرا پسر عموی رسول خدا(ص) شهید شد، سید الاوصیا و علی مرتضی به شهادت رسید. وی را سیاه بخت ترین اشقیاء، ] یعنی ابن ملجم مرادی [ به شهادت رسانید.

بدین گونه پیشوایی شایسته، امامی عادل، خلیفه ای حق جو، حاكمی دلسوز و یتیم نواز، كامل ترین انسان برگزیده خدا و جانشین بر حق محمد مصطفی(ص)، به دست شقی ترین و تیره بخت ترین انسان روی زمین، یعنی ابن ملجم مرادی ملعون، از پای درآمد و به سوی ابدیت و لقاء الله و هم نشینی با پیامبران الهی و رسول خدا(ص) رهسپار گردید و امت را از وجود شریف خویش محروم نمود.

 

 



نوع مطلب : پیامبر و اهل بیت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ * لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ *

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ * سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ * . (2)

اى عفو تو شامل گناهان

كوى تو پناه بى پناهان

بر خسته دلان شفاى دردى

محروم نكرده دردمندى

باز است درت بر آزمندان

اى عشق دل نیازمندان

جز تو كه نظر به حال ما كرد

یا گوش بر این مقال ما كرد

بخشنده هر گناهى اى دوست

بر گم شدگان پناهى اى دوست

اى راز دل شكسته من

اى مرهم قلب خسته من

اى مونس من انیس جانم

اى یار و رفیق در نهانم

اى راه مرا چراغ روشن

آب و گل من زتست گلشن

امید منى به هر دو عالم

دورم منما زخویش یك دم

بنگر ز گنه چه تیره روزم

چون شمع به درگهت بسوزم

باشد كه نظر كنى به حالم

بخشى به عنایتت كمالم

یادى زغریب بى نوا كن

از لطف, تو درد من دوا كن

مسكین به در تو دردمند است

دل خسته و زار و مستمند است(3)

ما, آن (قرآن) را در ((شب قدر))نازل كردیم و تو, چه مى دانى ((شب قدر))چیست؟ شب قدر, از هزارماه بهتر است, فرشتگان و ((روح)) در آن شب به اذن پروردگار خود, براى تقدیر هر كارى نازل مى شوند, آن شب انباشته از سلامت و بركت و رحمت, تا طلوع صبح است.

درباره سوره قدر, شب قدر, معناى قدر, تعیین شب قدر, تكالیف شب قدر و شیوه هاى بهره جویى از این شب بزرگ و ارتباط با خداوند مهربان, مطالب قابل اهمیتى وجود دارد, كه ما خلاصه آن را مورد مطالعه قرار مى دهیم.

ثواب قرائت

امام باقر(ع) فرموده است:

هر كس سوره ((انا انزلناه)) را با صداى بلند بخواند, مثل كسى خواهد بود كه شمشیر به دوش گرفته و در راه خداوند جهاد مى كند و هر كس آن را پنهان و آهسته بخواند, مانند كسى است كه در راه خدا, به خون خود غلتیده است.(4)

معناى ((شب قدر))

چرا این شب, ((شب قدر))نامیده شده, در آن چه اسرارى نهفته و چه وقایع و حوادثى در آن رخ داده و رخ مى دهد؟

مفسران قرآن كریم با استفاده از قرآن و احادیث پیشوایان معصوم(علیهم السلام), درباره نام گذارى این شب به ((شب قدر))مطالب و دلایل زیادى آورده اند, كه مهم ترین و مناسب ترین آن ها بدین شرح است:

1ـ شب قدر, یعنى شب بزرگ و با عظمت, زیرا در قرآن كریم((قدر))به معناى منزلت وبزرگى خداوند عالم آمده هم چنان كه در این آیه مى خوانیم: ((ما قدروا الله حق قدره))(5) آنان عظمت خداوند را نشناختند. و ((حبیش)) در كتاب ((وجوه القرآن)) لیله القدر را به لیله العظمه معنا كرده(6) رمز این بزرگى هم در خود سوره((قدر))بیان گردیده است آن جا كه مى فرماید: شب قدر, از هزار ماه بهتر است.

2 ـ شب با ارزش و پر قیمت, جهت دیگرى براى معناى ((قدر)) مى تواند باشد, زیرا از یك سو در همین سوره مى خوانیم: ((عبادت)) در این شب از عبادت در هزار ماه بهتر و با ارزش تر است در فارسى هم مى گوییم: ((قدر جوانى, ((قدر))سلامت ونعمتى را كه در اختیار دارى, بدان)).

 



نوع مطلب : رمضان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
بیداری افکار،شبستر


گل نرگس

جهت ورود به سایت بچه شیعه کلیک کنید