تبلیغات
سربازان سایبری ولایت - مطالب شعر ، داستان
 
سربازان سایبری ولایت
وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ
درباره وبلاگ


خــدا خالق عشقه
محـمد گل عشقه
عـلی مظهر عشقه
زهـرا وجود عشقه
حسـن نمادعشقه
حسـین سالارعشقه
عبــاس ساقی عشقه
زیــنـب شاهد عشقه
سجــاد راوی عشقه
باقـــر کلام عشقه
صــادق احیای عشقه
کــاظم صابرعشقه
رضــا ضامن عشقه
تقـــی جمال عشقه
نقـــی پاکی عشقه
حســن بقای عشقه
مهـدی قیام عشقه

اللهم عجل لولیک الفرج


مدیر وبلاگ : سرباز سایبری ولایت

بوی کربلا

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد
دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد
دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی‏داند
که همچون دوردستان آروزی کربلا دارد
به یاد کاروان اربعینی با گریه می‏گوید
به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد
اگر چه برده از این سر زمین آخر دلی پرخون
ولی دلبستگی از جان به کوی کربلا دارد
به یاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته
به کف جامی‏لبالب از سبوی کربلا دارد
اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش
همی بوسیم خاکی را که بوی کربلا دارد... (عبدالعلی نگارنده)



نوع مطلب : عاشورا و عاشوراییان، شعر ، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
عباس براتی‌پور

تا شد به روی دست نبی (ص) مرتضی (ع) بلند
شد رایت جلال خدا برملا بلند

بشنید چون كه نغمه «یا ایهاالرسول»
گردید منبری همه از پشته‌ها بلند

مرآت پاك لم‌یزلی، آیت جلی
شد بر سریر دست حبیب خدا بلند

آیین پاك ختم رسل ناتمام بود
گر بر نمی‌شد آن مه برج ولا بلند

هنگامه شد به كوری چشمان دشمنان
شد بانگ مرحبا ز همه ما سوی بلند



نوع مطلب : پیامبر و اهل بیت، شعر ، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مسجد نمودى نیك از عرش برین است

 مسجد تجلى ‏گاه رب العالمین است

 در آستین آسمان گر آفتابى ‏ست

 هر مسجدى خورشید تابان در زمین است

 در مدح مسجد مثنویها مى‏توان گفت

 تنها یكى معراج ختم ‏المرسلین است

 پیغمبر پاكى، رسول راستى گفت:

 مسجد خدا را خانه در روى زمین است

مسجد حریم عاشق و معشوق باشد

 ماواى محبوب است و بیت‏العاشقین است

 صاحبدلان با صد زبان گفتند و گویند

 مسجد دیار دل، منار نشر دین است

اى آن كه دنبال دیار دوست هستى

 رو مُحرم مسجد بشو، مقصد همین است

 در سیر سبز زندگى منزل به منزل

هرجا روى مسجد محل بهترین است

محكم‏ تر از مسجد پناهى نیست جان را

هر مسجدى در جاى خود حصن حصین است

 تا تشنه‏اى دل داده در دشت طلب هست

 هر مسجدى مصداقى از حبل المتین است

 البته میدان جهاد اكبر اینجاست

 محراب مسجد خود شكاران را كمین است

 در سنگر سجاده با شمشیر اخلاص

 خصمى كه باید كشت، این نفس لعین است

 هر لحظه باید خیبر خود را شكستن

 اصلى كه در معناى محراب است، این است

 با تیر تكبیر و تشهد مى‏توان كشت

 چشم چراغى را كه شرك است و دوبین است

 در وصف مسجد عابدى شعرى طلب كرد

 گفتم حریم حضرت حق المبین است

خلوتگه یار است و میقات ملاقات

 داماد دل را حجله‏اى بس دلنشین است

 از مسجد آمد هم  ز مسجد رفت مولا

مسجد شهادتگاه مولى المتقین است

 تا بود مسجد بود على را خانه عشق

 یعنى كه مسجد خانه یعسوب دین است

 در خانه حق رستم از هر آن كه جز اوست

 این ناله ی  مولا امیرالمومنین است

 تا ناله " فزت و رب الكعبه‏" سر داد

معلوم شد هنگامه‏اى بس سهمگین است



نوع مطلب : شعر ، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

درمعنی " فطر " در " اقرب الموارد " آمده است که عید روزه گشادن ، جشنی که مسلمانان پس از روزه ماه مبارک رمضان در روز اول شوال گیرند .

عید فطر نیز دارای آداب و مراسم ویژه ای است .در این روز مسلمانان با ظاهری آراسته و پاک در نماز عید فطر شرکت می جویند و خداوند را به خاطر نعمات این ماه مبارک ، سپاس می گویند .بازدید اقوام و آشنایان و تبریک عید وپرداخت " فطریه " به مستحقان ازدیگر نکات قابل ذکر در خصوص این رویداد عظیم اسلامی است که دارای ابعاد فردی و اجتماعی فراوان است .

با این تعاریف غیر ممکن خواهد بود که این عید فرخنده و این روز خجسته از نگاه شاعران نکته یاب مسلمان دورمانده باشد .در گنجینه ادب پارسی درباره این واقعه اشعار بسیار دل انگیزی سروده شده است که حکایت از منزلت این عید سعید دارد ، عیدی که جشن پیروزی بر نفس سرکش است .از آن جا که " فطر " پایان " صوم " است به عید فطر عید صیام نیز گفته شده است وتبریک و تهنیت این روز همچون دیگر اعیاد اسلامی مورد توجه قرار گرفته شده است :

خاقانی شروانی :

گفتم کدام عید نه اضحی بود نه فطر

بیرون از این دو عید چه عیدست دیگرش

رودکی سمرقندی :

روزه به پایان رسید و آمد نو عید

هر روز بر آسمانت باد امروا

منوچهری دامغانی :

بر آمدن عید و برون رفتن روزه

ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزه

خواجه شمس الدین محمد حافظ :

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

کایام گل و یاسمن و عید صیام است

مسعود سعد سلمان :

ای خداوند عید روزه گشای

بر تو فرخنده شد چو فر همای



نوع مطلب : مذهبی، شعر ، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

مبارك باد آمد ماه روزه رهت‏خوش باد، اى همراه روزه شدم بر بام تا مه را ببینم كه بودم من به جان دلخواه روزه نظر كردم كلاه از سر بیفتاد سرم را مست كرد آن شاه روزه مسلمانان، سرم مست است از آن روز زهى اقبال و بخت و جاه روزه بجز این ماه، ماهى هست پنهان نهان چون ترك در خرگاه روزه بدان مه ره برد آن كس كه آید درین مه خوش به خرمنگان روزه رخ چون اطلسش گر زرد گردد بپوشد خلعت از دیباه روزه دعاها اندرین مه مستجاب است فلكها را بدرد آه روزه چو یوسف ملك مصر عشق گیرد كسى كو صبر كرد در چاه روزه سحورى كم زن اى نطق و خمش آن ز روزه خود شوند آگاه روزه

(كلیات شمس، جزء و پنجم، ص 137)

رمضان، ماه روزه و ماه نهم از ماههاى قمرى بین شعبان و شوال است، رمضان در لغت‏به معناى تابش گرما و شدت تابش خورشید است. بعضى گویند رمضان به معنى سنگ گرم است كه از سنگ گرم، پاى روندگان مى‏سوزد و شاید ماخوذ از «رمض‏» باشد كه به معنى سوختن است چون ماه صیام گناهان را مى‏سوزاند به این خاطر، بدین اسم موسوم شده است زیرا ماه رمضان موجب سوختگى و تكلیف نفس است. اما صوم و روزه كه در این ماه تكلیف شرعى مسلمانان است عبارت است از احتراز از خوردن و آشامیدن و مفطرات دیگر از طلوع صبح تا غروب.

در قرآن مجید یك بار «رمضان‏» و چهارده بار صوم و صیام و صائمین و صائمات ... آمده است.

شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن ... ماه رمضان است كه در آن فرو فرستاده شد قرآن ... دستور روزه در آیه 179 سوره بقره طرح شده است: یا ایها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب على الذین من قبلكم لعلكم تتقون.

از همان آغاز كه رودكى پدر شعر فارسى، بلند بناى كاخ ادب را برافراشت، مفردات روزه، رمضان، صوم و صیام در آیینه شعر فارسى انعكاس یافتند. این انعكاس در تمامى انواع شعر مدحى، اخلاقى، تعلیمى، غنایى و رثا دیده مى‏شود. در شعر شاعران دوره اول، كاربردها سطحى است و از اعلام ماه رمضان یا عید رمضان و مبارك باد گفتن آن فراتر نمى‏رود:

روزه به پایان رسید و آمد نو عید هر روز بر آسمانت‏باد امروزا

(رودكى)

همان بر دل هر كسى بوده دوست نماز شب و روزه آیین اوست

(فردوسى 203/3)

بر آمدن عید و برون رفتن روزه ساقى بدهم باده بر باغ و به سبزه

(منوچهرى به نقل از دهخدا)

عید قربان بر او مبارك باد هم بر آنسان كه بود عید صیام

(فرخى به نقل از دهخدا)

جاهش زد هر چون مه عید از صف نجوم ذاتش زخلقت چون شب قدر از مه صیام گر در مه صیام شود خوانده این مدیح بر تو به خیر باد مدیح و مه صیام

(به نقل از دهخدا)

خجسته باد و مبارك قدوم ماه صیام بر اولیاء و احباى شهریار نام

(نزارى به نقل از دهخدا)

نزد خداوند عرش بادا مقبول طاعت‏خیر تو و صیام و قیامت

(مسعود سعد به نقل از دهخدا)

روزه دار و به دیگران بخوران نه مخور روز و شب شكم بدران

(به نقل از دهخدا)

دیدگاه ناصر خسرو شاعر تعلیمى و دینى مذهبى اسماعیلیه از شاعران پیشین فراتر مى‏رود وى اگر چه پرسشى را كه از مستنصر بالله درباره روزه و دیگر احكام شریعت مى‏كند بى‏جواب مى‏گذارد:

و آنگاه بپرسیدم از اركان شریعت كاین پنج نماز از چه سبب گشت مقرر؟ و ز روزه كه فرمودش ماه نهم از سال و زحال زكات درم و زر مدور ...

(ناصر خسرو ص 512)

اما مخاطب خود را به تامل درباره این حكم عبادى فرا خوانده مى‏گوید:

چون روزه ندانى كه چه چیزى است چه سود است بیهوده همه روز تو را بودن ناهار

(ناصر خسرو ص 165)

همه پارسایى نه روزه است و زهد نه اندر فزونى نماز و دعاست

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)

از نماز و روزه تو هیچ نگشاید تو را خواه كن خواهى مكن، من با تو گفتم راستى

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)

تا نپذیرد ز توى زى خداى نیست پذیرفته صلاة و صیام

(ناصر خسرو به نقل از دهخدا)

سوى بهشت عدن یكى نردبان كنم یك پایه از صلات و دگر پایه از صیام

(ناصر خسرو ص 58)

خاقانى شاعر تعلیمى علاوه بر آن كه در شعر خود از مفردات صوم و صیام سود جسته است و صیام را از بهترین سكنات نفس دانسته است:

از جسم بهترین حركاتى صلاة دان وز نفس بهترین سكناتى صیام دان

(خاقانى)

به خاطر آشنایى با عقاید ترسایى و دین مسیحیت از «روزه مریم‏» «صوم العذرا» یاد مى‏كند. روزه مریم یا صوم مریم كه در آیه 27 سوره مریم آمده است: «فقولى انى نذرت للرحمن صوما فلن اكلم الیوم انسیا: پس بگو بدرستى كه من نذر كردم براى خداى بخشنده روزه، پس سخن نمى‏كنم امروز آدمى را.

آن است كه بعد از ولادت عیسى(ع) مریم نذر كرد كه روزه بدارد و یك روز تمام با كسى سخن نگفت: چون قوم از وى سخنها پرسیدن گرفتند فقط اشاره به كودك كرد كه در گهواره بود و عیسى(ع) گفت: انى عبد الله اتانى الكتاب و جعلنى نبیا: گفت: به درستى كه منم بنده خدا، مرا كتاب داده و پیغمبر گردانیده است.

نسطوریه، روزه مریم را هنوز به نام صوم مارت مریم نگاه مى‏دارند و آن در دوشنبه بعد از عید بسبار نسطورى آغاز مى‏شود و در روز عید میلاد تمام مى‏شود:

چه بود آن نفخ روح و غسل و روزه كه مریم عور بود و روح تنها چه بود آن نطق عیسى وقت میلاد چه بود آن صوم مریم گاه اصغا

(خاقانى ص 27)

در توحید و معراج حضرت ختمى مرتبت گوید:

دل گرسنه در آمد بر خوان كائنات چون شبهتى بدید برون رفت ناشتا مریم گشاده روزه و عیسى ببسته نطق كو در سخن گشاده سر سفره سخا...

(خاقانى ص 5)

و در واقعه حبس و عزلت‏خود گوید:

روزه كردم نذر چون مریم كه هم مریم صفاست خاطر روح القدس پیوند عیسى زاى من نیست‏بر من روزه در بیمارى دل زان مرا روزه باطل مى‏كند اشك دهن آلاى من اشك چشم در دهان افتد گه افتد افطار از آنك جز كه آب گرم چیزى نگذرد بر ناى من

(خاقانى صص 31، 322)

نظامى گنجوى نیز در مثنوى خسرو و شیرین در بیان مرگ مریم، روزه مریم را یاد مى‏كند:

چون مریم، روزه مریم نگه داشت دهان در بست از آن شكر كه شه داشت

(خسرو و شیرین ص 288)

مولانا در كلیات شمس، روزه مریم را براى نفس شكمخوار توصیه مى‏كند:

باز رهان خلق را از سر و از سر كشى اى كه درون دلى چند ز دل، دركشى... نفس شكمخوار را روزه مریم دهى تا سوى بهرام عشق مركب لاغر كشى

(كلیات شمس جزو ششم ص 241)

و در موردى دیگر گوید:

روزه مریم مرا، خوان مسیحیت نوا تركنم از فرات تو، امشب خشك نانه

(كلیات شمس جزو پنجم ص 222)




نوع مطلب : رمضان، شعر ، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

رفت ز دار فنا، هادى اهل صفا

ز راه جور و جفا، از چه تو دارى قرار 

پور امام نهم ، خسرو میر دهم

آن كه زمین را مدیر، بود و زمان را مدار 

آه كه از ظلم و كین ، و ز ستم ملحدین 

بر دل آن دل غمین ، زهر ستم زد شرار 

روز جهان گشت شب ، رفت چو در تاب و تب

فخر مهان عرب ، آیت پروردگار

نور دو چشمش حسن ، آن خلف مؤ تمن

مفخر اهل زَمَن ، خسرو با اقتدار

با حرم محترم ، گشت دچار الم

در غم آن محتشم ، منبع حلم و وقار

ظلم گروه جهول ، كرده حزین و ملول

جمله آل رسول ، داد از این روزگار 

سوم ماه رجب ، چون كه بشد آشكار

شیعه بیا زین زمان ز دیدگان خون ببار 

در حیرت از جمال رخت ماه و آفتاب

هادى دین امام مبین ، رهبر یقین 

رمز متین و سوره تین ، آیه كتاب

چون فلك صُنع ، بر خطّ راه محمّدى است 

آن را كه هست همچو علىّ هادى صواب

اى شاه ، ماه عارض تو قصر عاشق است 

اى قصر عاشقان تو بر وفق نُه قُباب

باغ جنان سراى دل آلودگان نبود 

دست تو كرد بر رخ این دسته فتح باب

اى روزگار زاده زاهر و زهراءِ كین ؟!



نوع مطلب : پیامبر و اهل بیت، شعر ، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

http://www.anthropology.ir/sites/default/files/images/20551785.preview.jpg

گونتر گراس در شعری با عنوان «آنچه باید گفت»، به تازگی از ایران در برابر حمله نظامی اسرائیل دفاع كرده و این رژیم را متهم به انگیزه به راه انداختن جنگی جهانی كرده است. انتشار این شعر سبب شده است كه وی به شدت و به صورت تقریبا یكپارچه ای مورد یورش رسانه های همگانی آلمان و بسیاری دیگر از كشور ها و حتی احزاب سیاسی از راست تا چپ قرار بگیرد. این در حالی است كه موضع گیری روشنفكران در این مورد بسیار معتدل تر بوده است، و افزون بر این در شبكه های اجتماعی بحث به شدت درباره موضع گیری او ادامه دارد و اعلام نظر ها تا حدی بیشتر به سود گراس است، تا بر علیه او، بدون آنكه افراد همه نظرات او را بپذیرند و بدون آنكه لزوما واقعیت جنگ طلبی اسرائیل را به معنای دفاع از تمام موضع گیری ها و كنش های ایران بدانند.

البته شكی نیست كه گراس به مثابه یك آلمانی سخن گفته است و نباید فراموش كرد كه آلمان كشوری است كه بار اصلی جنایات جنگی در جنگ جهانی دوم و كشتار یهودیان (در كنار بسیاری دیگر از اقوام نظیر اسلاو ها و كولی ها، و بسیاری از مخالفان خود از گروه های كمونیست و لیبرال و حتی كشیشان و مسیحیان مخالف نازی در آلمان و خارج از آلمان گرفته تا حتی معلولان، هم جنس گرایان، و بیماران لاعلاج...) را بر دوش دارد. ظاهرا انتشار این شعر در آلمان و به وسیله یك روشنفكر ضد لیبرال و جهانی و برنده جایزه نوبل ادبیات، می تواند همواره بهانه ای باشد برای آنكه بیشتر بر او تازیده شود و یا به گذشته های دور، زمانی كه او جوان كم سن و سالی بیش نبوده و در نیروهای نظامی آلمان هیتلری خدمت می كرده است، برگشته و این گذشته را برجسته كرد، گذشته ای كه هم در مورد اكثر قریب به اتفاق سیاستمداران كهنسال آلمان از هر جناحی صادق است و هم در مورد سیاستمداران میان سال آلمانی از جمله خود خانم مركل و دیگر كشور ها نظیر پوتین كه به رژیم های دیكتاتوری كمونیستی و هولناك شوروی (رئیس پیشین سازمان اطلاعات و پلیس مخفی شوروی) و یا آلمان شرقی تعلق داشتند و این بار نه به مثابه سربازی در خدمت موطف خویش، بلكه به عنوان سیاستمداران و گردانندگان مهم این كشور ها و در نتیجه مسئول در جنایت های آن ها.




نوع مطلب : وال استریت، سیاسی، شعر ، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
علیرضا قزوه، شاعر پارسی‌گوی که اینک در هند به سر می‌برد، با سرودن شعری با عنوان به «گونترگراس و وال استریت شعر» نسبت به شعر «آنچه باید گفت» این شاعر آلمانی واکنش نشان داده است.

http://www.fardanews.com/files/fa/news/1391/1/19/90191_675.jpg


آقای گونترگراس!
من و تو خوب می‌دانیم
کاخ سفید
میدان گاوبازی دنیاست
با دستمال سرخی به نام اتحادیه اروپا
و گوساله‌ای به نام اسرائیل
ما دیگر عادت کرده‌ایم به این بازی
ما دیگر عادت کرده‌ایم به رجاله‌هایی
که از زیر دستمال شعبده بازی انگلیس
بیرون می‌آیند
به وطن فروشانی که پرچم شان بی بی سی ست
به جاسوسان ستاره داوود
با رمز بالاترین
جنگ‌ها بازی است
سیاستها بازی
من و تو نیز متهمیم
که در شعرمان کمی غنی سازی وجود دارد
و پیشتر از ما
در شعر خیام و مولوی و نیما
ابیات هسته‌ای یافته اند
بازرسان همین سازمان ملل و آژانس شیشه و شراب
این کشف تازه عجوزه کلینتون است لابد
و دیوه زنان شاخدار‌هالیوود
از رایس که برج دوقلو زایید
تا همین کلینتون
که مدام خط و نشان می‌کشد
تا اوبامای بیست درصد هسته‌ای
اوبامای اف بیست و دو
انگشت ششم غرب
که از همان اول
مترسک خیمه شب بازی بود
قلبش با بطری کار می‌کند و زبانش با باتری
و از دور کنترل می‌شود
او از جنس بازیگرانی ست که
مدام تیر می‌خورند و نمی‌میرند
و از دهانشان قیر و نفت و افعی می‌ریزد
و زود با یک قطعنامه
بازسازی می‌شوند
هورا به شعر تو و بیداری ات
در وال استریت شعر
من که پهلوانی نمی‌بینم آقای گونترگراس!
انگار خون «نولدکه» در توست
و خون شاهنامه فردوسی
که پاک می‌کنی حماقت هیتلر را
لابد دانسته‌ای
که جنگ شعبده و جادوگران و رجالگان است
با اصحاب معجزه و
ذوالجناح و ذوالفقار!
تمام حرف همین است
شکوه شعر تو را
بسیارها سپاس
آقای گونترگراس!



نوع مطلب : وال استریت، سیاسی، شعر ، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
http://bg.isfpnu.ac.ir/Portals/19/999.jpg

عشق من! پاییز آمد مثل پار
باز هم، ما باز ماندیم از بهار

احتراق لاله را دیدیم ما
گُل دمید و خون نجوشیدیم ما

باید از فقدان گل، خونجوش بود
در فراق یاس، مشكى پوش بود

یاس بوى مهربانى مى‏دهد
عطر دوران جوانى مى‏دهد

یاس‎ها یادآور پروانه‏اند
یاس‎ها پیغمبران خانه‏اند

یاس ما را رو به پاكى مى‏برد
رو به عشقى اشتراكى مى‏برد

یاس در هر جا نوید آشتى‎ست
یاس دامان سپید آشتى‎ست

در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس
بر لبان ما كه مى‏خندید؟ یاس

یاس یك شب را گُل ایوان ماست
یاس تنها یك سحر مهمان ماست

بعد روى صبح پرپر مى‏شود
راهى شب‎هاى دیگر مى‏شود

یاس مثل عطر پاك نیت است
یاس استنشاق معصومیت است

یاس را آیینه‏ها رو كرده‏اند
یاس را پیغمبران بو كرده‏اند

یاس بوى حوض كوثر مى‏دهد
عطر اخلاق پیمبر مى‏دهد

حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانه‏هاى اشكش از الماس بود

داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
مى‏چكانید اشك حیدر را به چاه

عشق محزون على یاس است و بس
چشم او یك چشمه الماس است و بس

اشك مى‏ریزد على مانند رود
بر تن زهرا، گل یاس كبود


احمد عزیزی


نوع مطلب : پیامبر و اهل بیت، شعر ، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه عاشورا، جمعه متعلق به امام زمان(عج) است، به همین مناسبت شعری که حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای در وصف اباصالح‌ المهدی عجل‌ الله تعالی فرجه‌ الشریف سروده‌اند در پی می‌آید:

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است

جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده‌ام فغان

بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است

دستم نمی‌رسد که دل از سینه برکنم

باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه‌تر است ز گیسوی سرکشت

خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی

مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو

هرگل در این چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم

تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به جام هوس گشت آشنا

روزی «امین» سزا لب حسرت گزیدن است



نوع مطلب : ولایت فقیه، شعر ، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   


پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
بیداری افکار،شبستر


گل نرگس

جهت ورود به سایت بچه شیعه کلیک کنید