تبلیغات
سربازان سایبری ولایت - مطالب تاریخ و آثار تاریخی
 
سربازان سایبری ولایت
وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ
درباره وبلاگ


خــدا خالق عشقه
محـمد گل عشقه
عـلی مظهر عشقه
زهـرا وجود عشقه
حسـن نمادعشقه
حسـین سالارعشقه
عبــاس ساقی عشقه
زیــنـب شاهد عشقه
سجــاد راوی عشقه
باقـــر کلام عشقه
صــادق احیای عشقه
کــاظم صابرعشقه
رضــا ضامن عشقه
تقـــی جمال عشقه
نقـــی پاکی عشقه
حســن بقای عشقه
مهـدی قیام عشقه

اللهم عجل لولیک الفرج


مدیر وبلاگ : سرباز سایبری ولایت

صنعت نفت و گاز ایران برای شصتمین سال پی در پی ملی شدن خود را جشن می‌گیرد که در حال حاضر با در اختیار داشتن 150 میلیارد بشکه نفت و 33 تریلیون متر مکعب گاز بزرگترین دارنده ذخایر هیدروکربوری جهان به شمار می‌رود.
به گزارش خبرنگار مهر، وقتی مته حفاری "جرج برناردرینولدز " دل پر عطوفت خاک مسجد سلیمان را شکافت و فوران نفت با شادمانی بی حد و حصر دارسی همراه شد، او از شوق، چنان فریادی کشید که حتی دولتیان لندنی هم صدایش را شنیدند.
حال یکصد و دو سال از فریادهای شادمانه دارسی می‌گذرد و پس از گذشت یک قرن هنوز در میان تحلیگران و سیاستمدارن در رابطه با حضور طلای سیاه در سفره اقتصادی ایران اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد.
عده ای" نفط " را بلای آسمانی و گروهی "نفت" را نعمت خدادادی عنوان می کنند اما صنعت نفت در دوران پس از پیروزی انقلاب به صنعتی توسعه آفرین و مولفه ای برای رشد و شکوفایی اقتصادی تبدیل شد.
در این راستا این صنعت که به تنهای تامین کننده 70 درصد درآمدهای اقتصادی کشور است در دولت نهم جان تازه ای گرفت. 
هر چند از نگاه کارشناسان تشکیل اوپک گازی، حضور شرکت های بین المللی در فضای تحریم، بهره برداری از طرحها و پروژه های مختلف با محوریت مشارکت مجموعه های ایرانی از مهمترین دستاوردهای صنعت نفت ایران در یک سال گذشته به شمار می رود، اما موفقیتهای این صنعت 102 ساله فراتر از مرز های جغرافیایی کشورمان است، به طوری که هم اکنون در بین کشورهای انرژی خیز دنیا، ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار شده است.

درخواست کشورهای مختلف از دانشمندان صنعت نفت ایران برای آموزش و حتی طراحی، ساخت، نصب و اجرا سازهای پیچیده و حجیم در خشکی و دریا در سالهای اخیر موید این واقعیت است که صنعت نفت ایران به یک ابر قدرت تبدیل شده است. همان جمله ی معروفی که محمود احمدی نژاد برای نخستین بار به آن اشاره کرد، این روزها در صنعت نفت عینیت پیدا کرده است.

خیمه نفتی انگلیس بر صنعت نوپای نفت ایران

به دنبال تحولات سیاسی ـ اقتصادی جهان پس از جنگ جهانی دوم و تغییر شرایط قراردادهای نفتی در جهان، در ایران نیز زمزمه‌های لزوم تجدید نظر در امتیازات اعطا شده اوج گرفت.

تا آن زمان قرارداد 1312 شمسی که میراث دار قرارداد نفتی دارسی به حساب می‌آمد، سرنوشت نفت ایران را رقم می‌زد و براساس آن انگلستان بر روند استخراج و تولید از منابع هیدروکربوری ایران حاکم بود، اما با اصل تقسیم منافع (50 ـ 50) که پس از جنگ در اکثر کشورهای خاورمیانه مد نظر قرار گرفت، تداوم چنان شرایطی برای ایرانیان قابل قبول نبود.

آنچه قوانین جدید پس از جنگ را از نظام و قوانین پیشین متمایز می‌ساخت، کنترل کشورها بر منافع نفتی خود نبود، بلکه باتوجه به دو قطبی شدن جهان، بلوک غرب برای حفظ منطقه نفوذ خود ناچار بود امکان تجدید نظر در معاهدات پیشین را فراهم سازد، به این معنی که کشورهای صاحب منابع به ظاهر می‌توانستند با تسلط بر ذخایر نفتی خود و تقسیم عادلانه منافع با شرکت‌های خارجی و البته غربی، قرارداد امضا کنند.
واگذاری امتیازهای نفتی در دوران حکومت پادشاهان قاجار




نوع مطلب : سیاسی، تاریخ و آثار تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
به دست خود درختی می نشانم                          به پایش جوی آبی می كشانم   

  كمی تخم چمن بر روی خاكش                              برای یادگاری می فشانم  

درخت یكی از زیباترین مظاهر خلقت و جلوه ای از تجلیات آفریدگار عالم است. درخت نماد آبادانی و شاخص سبزی و خرمی و مظهر زندگی و باعث تلطیف هوا و موجب آسایش و رفاه شهروندان و صفا و پاكی طبیعت می باشد، 

درختان همواره در زندگی بشر موثر بوده اند. قرنهاست كه آدمی در سایه شاخسارشان از شدت گرما و تابش خورشید در امان مانده و از میوه های الوان و شیرینشان بهره مند گشته است. آوای پرندگان كه در لابلای شاخسارشان مأوا گزیده اند، روح و جانش را صفا بخشیده و قلب وی را مملو از خوشی و شادابی نموده است.

در دل زمستان سرد نیز بار دیگر به مدد هیمه ای كه از تنه درختان فراهم آورده و آتشی كه از آن افروخته سرما و یخبندان را تاب آورده و با آنها دست و پنجه نرم كرده است و بار دیگر این شكوفه های زیبای درختانند كه به او نوید فرا رسیدن بهاری دل انگیز را می دهند.


به این ترتیب بهره مندی هایی كه از درختان عاید بشر می گردد بیشمار است و اگر درختان را نعمات الهی بدانیم، سخنی به گزاف نگفته ایم. شاید به همین دلیل است كه انسانهایی فرهیخته نظیر شعرا و بزرگان و اساتید در زمینه ادبیات و نیز پیشوایان و بزرگان دینی همواره آنرا مد نظر قرار داده و بدان توجه نموده اند. درخت مظهر زیبایی و حیات و یكی از زیباترین و پرثمرترین نعمتهای بیكران خداوند است كه بخش مهمی از نیازهای انسان را برآورده می‌سازد . در ایران، روز 15 تا 22 اسفند ماه به عنوان "هفته منابع طبیعی" نامگذاری شده است که نخستین روز این هفته یعنی 15 اسفند "روز ‌درختكاری‌" است.

امروزه با صنعتی شدن جوامع بشری درختان نقش مهم تری در زندگی بشر ایفا می كنند، از سویی مقدمات پیشرفت بیشتر صنعت و فناوری را موجب می شوند و منابع تامین كننده محصولاتی نظیروسایل چوبی، مبلمان، لوازم التحریر (كاغذ، انواع مدادهای مختلف) ‌الوار و هزاران محصول دیگر محسوب می شوند و از سوی دیگر به منزله ریه های یك شهر تلقی شده و نقش مهمی در تامین سلامت اعضای جامعه را ایفا می كنند. این مورد اخیر از موردقبل مهم تر مینماید.


چرا كه به دلیل فعالیت كارخانجات صنعتی و نیز ازدیاد وسایط نقلیه عمومی و فعالیت روزانه آنها در سطح شهرهای بزرگ از جمله تهران آلاینده ها و گازهای مهلك و خطرناكی نظیر دی اكسید كربن در هوای شهرها فزونی یافته و سلامت افراد را تهدید می كند و افزایش هر چه بیشتر این مواد آلاینده كاهش میزان اكسیژن در هوا را سبب می شود و این وضع نامساعد گروههای آسیب پذیر نظیر بیماران ریوی و قلبی، سالخوردگان و كودكان را بیشتر تهدید می كند. در چنین شرایطی مساله درخت و درختكاری راه حلی مناسب برای مبارزه با آلودگیهای مذكور به شمار می آید.

 



نوع مطلب : تاریخ و آثار تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

در 14 اسفندماه 1357 هجری شمسی فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر تشكیل كمیته امداد صادر شد. این نهاد برای ایجاد رفاه و برقراری تسهیلاتی در امر كمك رسانی به محرومان جامعه دایر شد. گفتنی است این نهاد انقلابی اكنون بنام كمیته امداد امام خمینی مشغول فعالیت است.

سابقه كمیته امداد امام خمینی (ره) به سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ـ حدوداً سالهای 1342- 1343 باز می گردد كه تعدادی از انقلابیون كه در زمره یاران امام (ره) بودند،  ماموریت یافتند كه به خانواده های زندانیان، نیازمندان و مبارزین رسیدگی كنند. امدادگری بویژه در دوران اوج گیری انقلاب در طی سالهای 57 – 56 كه اعتصاب و تحصن همه جا را فرا گرفت به منظور حمایت از اعتصاب كنندگان و زندانیان ادامه یافت.

با پیروزی انقلاب حمایت از نیازمندان در صدر برنامه ها قرار گرفت و كمیته امداد امام خمینی (ره) با صدور فرمان ایشان تشكیل شد. این نهاد به منظور كمك به خانواده های محروم به خصوص برای خودكفا كردن آنها تاسیس گردید. كمیته امداد از بزرگترین نهادهای تامین اجتماعی است و در خدمت گروه های آسیب پذیر جامعه قرار د ارد. این كمیته خدمات و فعالیتهای گسترده ای را به افراد محروم جامعه ارائه می دهد كه به برخی از آنها اشاره می كنیم:پرداخت وام قرض الحسنه و تهیه مواد اولیه و ابزار كار به منظور كسب درآمد، برای اقشار بی بضاعت كه كمیته ای ناظر بر حسن مصرف این وام ها می باشد. به نحوی كه اعتبارات اعطایی باعث خودكفا شدن وام گیرندگان گردد. همچنین این كمیته از روش های نظارتی و هدایتی خود برای تحقق این هدف استفاده می كند.

برنامه ریزی جهت آموزشهای فنی و حرفه ای از دیگر اقدامات كمیته امداد است، كه در این زمینه كمیته كلاسهای فنی و حرفه ای متعددی را برای هنرجویان تحت پوشش تشكیل داده است.  این كلاسها به منظور ایجاد آمادگی در هنرجویان برای استخدام یا شروع كسب و كار درآمدزا بوجود آمده است.

علاوه بر این اماكنی برای كار اینگونه افراد بخصوص در رشته های قالیبافی، دامداری، و مرغداری در نظر گرفته شده است . از دیگر فعالیتهای كمیته امداد، كمك به زنان سرپرست خانواده است. امداد رسانی از طریق این كمیته و تحت پوشش قرار گرفتن این افراد باعث گردیده است كه تا آن بتوانند با فعالیت در زمینه های كشاورزی، دامداری، قالی بافی، خیاطی، كاردستی و سایر زمینه ها زندگی خود و خانواده اشان را تامین كنند. قابل به ذكر است كه این كمك ها بویژه باعث بازگشت روستائیان از شهر به روستا و ایجاد شغل در روستاهای آنان می گردد.

همچنین تهیه جهیزیه برای نوعروسان خانواده های تحت پوشش، كمك به بیماران هموفیلی، كلیوی و تالاسمی، خدمات درمانی و بهداشتی، ارائه خدمات فرهنگی و آموزشی به دانش آموزان و دانشجویان تحت پوشش، كاریابی و معرفی آنان به مشاغل مناسب، تامین مسكن برای خانواده های بی بضاعت، جبران دیه، اطعام و افطاریه، جمع آوری صدقات به منظور هدایت صحیح آن، ارائه خدمات عمرانی مانند بازسازی و نوسازی مناطق سیل زده و زلزله زده و آسیب دیده. جذب و صرف كمك های مردمی و بسیاری شبیه به اینگونه كمك ها از دیگر فعالیتهای كمیته امداد امام خمینی (ره) به منظور امداد رسانی و كمك به قشر محروم جامعه می باشد.

علاوه بر این، كمیته امداد فعالیتهای خود را جهت كمك به خانواده های محروم دیگر  كشورهای مسلمان نیز گسترش داده است. براساس اینكه مسلمانان امت واحده اند و برای كمك به محرومین جغرافیایی نمی توان قائل شد این كمیته. محرومان كشورهای مسلمان نشین را نیز تحت پوشش خود قرار داده و خدمات امداد رسانی را نیز به آنها ارائه می كند، از جمله این كشورها عبارتند از: لبنان، افغانستان، جمهوری آذربایجان، تاجیكستان و بوسنی. از آنجائیكه كمیته امداد در یك كشور و جامعه اسلامی تشكیل شده و هر فرد مسلمان وظیفه خود می داند كه در برابر نیازهای و گرفتاریهای برادران دینی خود بی تفاوت نباشد زیرا خدمت به محرومین را یكی از شیرین ترین عبادتها می داند و همین امر باعث گردیده است كه با یاری مردم مسلمان ایران این كمیته روزبه روز پیشرفت كرده و دامنه فعالیتهایش را گسترش دهد و باعث افتخار جامعه اسلامی گردد.

چنانچه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای می فرمایند:« كمیته امداد همچنان كه در نام منتسب به امام است، عملاً هم مورد توجه و لطف خاص امام عزیزمان قرار داشته است.»

قابل ذكر است كه همه ساله از چهاردهم تا بیست و یكم اسفندماه به نام هفته نیكوكاری نامگذاری شده است. برگزاری این هفته به منظور جذب كمكها و هدایای مردم به خانواده های محروم و نیازمند است كه جمع آوری و توزیع آن توسط كمیته امداد صورت می گیرد. زیرا كمك به همنوع از اصول اساسی دین مبین اسلام است كه همچنان كه خداوند در سوره مبارکه انسان آیه 8و9 می فرماید:«و به دوستی خدا به فقیر و اسیر و طفل یتیم طعام می دهند و گویند ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی نمی طلبیم.»

منابع:
ـ وضعیت كودكان و نوجوانان جمهوری اسلامی/ یونسكو
ـ مجموعه نشریات خیرین مدرسه ساز
ـ روزنامه كیهان/ 1380
ـ روزها و رویدادها (مجلد سوم) به قلم علی بری دیزجی،‌محمدرضا مطیعیان، مجید تركاشوند



نوع مطلب : فرهنگی، تاریخ و آثار تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

روز پنج اسفند در ایران روز بزرگداشت خواجه نصیر طوسی و روز مهندس نام‌گذاری شده‌است ضمن تبریک این روز به تمام مهندسان  ایرانی مطلب زیر را به مناسبت بزرگداشت این مرد بزرگ ایران زمین تقدیم می شود :

خواجه نصیر الدین مشهور به محقق طوسی؛ حکیم و دانشمند میهن پرست ایرانی در سال ۵۹۷ هجری در شهر طوس دیده به جهان گشود. در زمان هلاکوخان به وزارت رسید و انتقام ایرانیان را از دستگاه خلافت و جور عباسیان گرفت و با کمک هلاکو توانست خلافت عباسیان را در بغداد پایان بخشد و به قرنها ستم و بیداد آنها پایان بخشد . او رصدخانه مراغه را با بیش از ۱۲ دستگاه و ابزار نجومی جدید؛ با ابتکار خود ساخت که از شاهکارهای مراکز علمی جهان در قرون وسطی بود. بعدها تیکوبراهه منجم هلندی با تقلید از او رصدخانه اوزانین برگ را برپا نمود. واجه حدود ۸۰ کتاب و رساله در ریاضیات؛ نجوم؛ فلسفه؛ تفسیر و مسایل اجتماعی نوشت و از کارهای معروف او در علوم؛ وضع مثلثات و قضایای هندسه کروی؛ تفهیم بی نهایت کوچک ها و تکمیل نظریه ارشمیدس است.

 علامه حلی(شاگرد وی) از او به عنوان استاد بشریت یاد میکند- جورج ساتن وی را بزرگترین ریاضیدان ایران به شمار می آورد و بروکلمن آلمانی می گوید وی از مشهورترین دانشمندان قرن هفتم و برترین مولفان این قرن به طور مطلق است. جامعه علمی جهان به پاس خدمات و تلاشهای این دانشمند بزرگ در علم ریاضی و نجوم نامش را بر کره ماه ثبت نمود. چهار حکایت کوتاه از زندگی خواجه به قلم یاسمین آتشی : تاسف خواجه نصیرالدین طوسی بر حال عباسیان خواجه نصیرالدین توسی را گفتند آنگاه که خلافت ۵۲۵ ساله عباسیان را سرنگون نمودی بر چه حال آنها بیشتر متاسف شدی ؟ گفت اینکه هر چه دفتر و دیوان بود به پیش خاندان آنها تقسیم گشته و از اهل اندیشه هیچ آنجا ندیدمی . حکومت داری با خویشان ره به سوی نیستی بردن است . ارد بزرگ اندیشمند فرزانه کشورمان می گوید : بکار گیری آشنایان در یک گردونه کاری برآیندی جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت . دودمان عباسیان زنجیره ایی از خویشاوندان در هم تنیده بود که با تدبیر ایرانیان ( ابومسلم خراسانی ) برای مهار تازیان بر روی کار آمده و از آنجای که به سرکشی و ظلم روی آورد با تدبیر ایرانی ( خواجه نصیر الدین توسی ) نابود گشت . بهترین جای عالم از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی عطاملک‌ جوینی‌ که‌ یکی‌ از وزیران‌ دربار هلاکو می‌باشد و کتاب‌ تاریخ‌ جهانگشای‌ او معروف‌است‌ به خواجه نصیرالدین توسی گفت اکنون که ایران در زیر یوغ اجنبی است و هیچ جای نفس کشیدن نیست بهترین جای دنیا برای اقامت گزیدن کجاست ؟ تا از برای رشد و حفظ جان به آنجا در آییم خواجه خنده ایی کرد و گفت بهترین جا ایران است و از برای شخص خود من زادگاهم توس ، شما را دیگر نمی دانم مختارید انتخاب کنید و عزم سفر نمایید عطاملک پاسخ داد برای دانشمندانی نظیر ما بستر آرامش دروازه های باشکوهتری به روی آیندگان خواهد گشود و خواجه به طعنه گفت البته اگر آینده ی باشد ! چرا که فرار اهل خرد ، نفع شخصی عایدشان می کند و در این حال دیار مادری همچنان خواهد سوخت امروز مهمترین وظیفه ما ایستادن و خرد را به کار بردن برای رفع ایستیلای اجنبی است و اگر این کار نتوانیم دیگر فایده ایی برای زنده بودن نمی بینم . ارد بزرگ اندیشمند و متفکر برجسته کشورمان می گوید : آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . عطاملک جوینی در حالی که به زمین می نگریست به خواجه نصیر الدین توسی گفت برای من بزرگترین نعمت همین است که در کنار آزاده مردی همچون شما هستم . احترام به شایستگان خواجه نصیر الدین توسی در ابتدای وزارت خویش بود ، که تعدادی از نزدیکان بدو گفتند ایران مدیری همچون شما نداشته و تاریخ همچون شما کمتر به یاد دارد . یکی از آنها گفت : نام همشهری شما خواجه نظام الملک توسی هم به اندازه نام شما بلند نبود . خواجه نصیر سر به زیر افکنده و گفت : خواجه نظام الملک باعث فخر و شکوه ایران بود آموخته های من برآیند تلاشهای انسانهای والا مقامی همچون اوست. حرف خواجه به جماعت فهماند که او اهل مبالغه و پذیرش حرف بی پایه و اساس نیست. ارد بزرگ اندیشمند فرزانه کشورمان می گوید : “شایستگان بالندگی و رشد خود را در نابودی چهره دیگران نمی بینند.” شاید اگر خواجه نصیر الدین طوسی هم به آن سخنان اعتنا می نمود هیچگاه نمی توانست گامهای بلندی در جهت استقلال و رشد میهنمان بردارد. نا امیدی خردمندان را هم به زمین می زند خواجه نصیر الدین طوسی پس از مدتها وارد زادگاه خویش طوس شد . سراغ دوست دانای دوران کودکی خویش را گرفت مردم گفتند او حکیم شهر ماست اما یک سال است تنها نفس سرد از سینه اش بیرون می آید و نا امیدی در وجودش رخنه نموده است . خواجه به دیدار دوست گوشه نشین خویش رفت و دید آری او تمام پنجره های امید به آینده را در وجود خویش بسته است . به دوست خویش گفت تو دانا و حکیمی اما نه به آن میزان که خود را از دردسر نا امیدی برهانی ، دوستش گفت دیگر هیچ شعله امیدی نمی تواند وجودم را در این جهان رو به نیستی گرما بخشد ، خواجه گفت اتفاقا هست دستش را گرفت و گفت می خواهم قاضی نیشابور باشی ، و می دانم از تو کسی بهتر نخواهم یافت . ارد بزرگ اندیشمند یگانه کشورمان می گوید : اندیشه و انگاره ای که نتواند آینده ای زیبا را مژده دهد ناتوان و بیمار است . می گویند یک سال پس از آن عده ایی از بزرگان طوس به دیدار قاضی نیشابور رفتند و با تعجب دیدند هر داستانی بر زبان قاضی می آید امیدوارانه و دلگرم کننده است .



نوع مطلب : فرهنگی، تاریخ و آثار تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

روز 29 بهمن 1356، كه مصادف با چهلم فاجعه قم در 19 دی بود، در بسیاری از شهرها و نقاط كشور به یاد و خاطره شهدای آن فاجعه، مجالس ختم و سوگواری برگزار شد.

در تبریز نیز قرار بود ساعت 10 صبح مردم در مسجد قزللی (میرزا آقا یوسف مجتهد) تجمع نمایند. دعوت از سوی آیت الله قاضی و ده تن دیگر از علمای تبریز صورت گرفته بود.

همچنین در 25 بهمن آیات عظام گلپایگانی و شریعتمداری نیز به همین مناسبت اعلامیه هایی صادر و این روز را عزای عمومی اعلام كرده بودند.

در روز 29 بهمن مردم در حالی كه جمع می شدند، در مقابل مسجد، اعلامیه ها را نیز مطالعه می كردند.

سرگرد مقصود حق شناس، رییس كلانتری بازار به همراه عده ای مامور سر می رسد و به مردم اعلام می كند كه متفرق شوند، اما مردم توجهی به اخطارهای او نمی كنند. خادم مسجد كه قصد باز نمودن درب مسجد را بنا به دستور آیت الله قاضی طباطبایی داشت، توسط مأموین از این كار منع می شود. تعدادی از جوانان به طرف سرگرد حق شناس حركت می كنند و از او می خواهند تا درب مسجد جهت برگزاری مراسم باز شود  و او با لحن تند و زشتی خطاب به جوانان می گوید: «نمی شود. در این طویله باید بسته بماند!»

جوانی از غیرتمندان تبریز به نام محمد تجلاّ كه از پاره كردن اعلامیه و سخنان توهین آمیز او به هیجان آمده بود، با وی گلاویز می شود. حق شناس اسلحه كمری را می كشد و سینه محمد را نشانه می گیرد و این جوان 22 ساله را به شهادت می رساند. مردم جنازه خون آلود جوان قهرمان را برداشته و به طرف خیابان ها به راه می افتند. كم كم در طول راه مردم به صف راهپیمایان می پیوندند و قیام مردم آغاز می شود.



نوع مطلب : سیاسی، تاریخ و آثار تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

تیراندازی و سپس تسخیر شهر تا 6 صبح ادامه داشت، اما با آغاز صبح ششم بهمن، حماسه ی مردم آمل شکل گرفت و صدها نیروی داوطلب مردمی با روی آوردن به مقر سپاه و گرفتن اسلحه، به مقابله‌ی سربداران جنگل رفتند.سنگربندی‌ها آغاز شد. از زن و مرد و پیر و جوان همگی با آوردن شن و گونی اقدام به سنگرسازی و نبرد سنگر به سنگر کردند تا آنجا که آمل لقب «هزار سنگر» گرفت.



نوع مطلب : سیاسی، تاریخ و آثار تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

سرانجام شاه روز 26 دی 1357، فرار را برقرار ترجیح داد. ساعت 30: 12 بعد از ظهر، شاه و همسرش تهران را به مقصد مصر ترک کردند.  از اعضای خانواده سلطنتی تنها فرح مانده بود که او نیز همراه همسرش از ایران خارج شد. پس از خروج شاه از ایران، موج شادی مردم را فرا گرفت و ملت با آمدن به خیابان‌ها و اظهار شادمانی و پخش گل و شیرینی این پیروزی بزرگ را جشن گرفتند و رژیم سلطنتی کمتر از یک ماه پس از فرار شاه سقوط کرد و طومار عمر رژیم سراسر ظلم و جور 2500 ساله شاهنشاهی روز 22 بهمن 1357، درهم پیچیده شد.



نوع مطلب : سیاسی، تاریخ و آثار تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بیست و هفتم شهریورماه سالروز خاموشی شهریار شعر ایران با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی روز شعر و ادب نامیده شده است.

اصولاً شرح حال و خاطرات زندگی شهـریار در خلال اشعـارش خوانده می شود و هـر نوع تـفسیر و تعـبـیـری كـه در آن اشعـار بـشود به افسانه زندگی او نزدیك است و حقـیـقـتاً حیف است كه آن خاطرات از پـرده رؤیا و افسانه خارج شود. 

گو اینكه اگـر شأن نزول و عـلت پـیـدایش هـر یك از اشعـار شهـریار نوشـته شود در نظر خیلی از مردم ارزش هـر قـطعـه شاید ده برابر بالا برود، ولی با وجود این  دلالت شعـر را نـباید محـدود كرد.

شهـریار یك عشق اولی آتـشین دارد كه خود آن را عشق مجاز نامیده. در این كوره است كه شهـریار گـداخـته و تصـفیه می شود. غالـب غـزل هـای سوزناك او، كه به ذائـقـه عـمـوم خوش آیـنـد است، یادگـار این دوره است. این عـشـق مـجاز اسـت كـه در قـصـیـده ( زفاف شاعر ) كـه شب عـروسی معـشوقه هـم هـست، با یك قوس صعـودی اوج گـرفـتـه، به عـشق عـرفانی و الهـی تـبدیل می شود. ولی به قـول خودش مـدتی این عـشق مجاز به حال سكـرات بوده و حسن طبـیـعـت هـم مـدتهـا به هـمان صورت اولی برای او تجـلی كرده و شهـریار هـم با زبان اولی با او صحـبت كرده است. 

بعـد از عـشق اولی، شهـریار با هـمان دل سوخـته و دم آتـشین به تمام مظاهـر طبـیعـت عـشق می ورزیده و می توان گـفت كه در این مراحل مثـل مولانا، كه شمس تـبریزی و صلاح الدین و حسام الدین را مظهـر حسن ازل قـرار داده، با دوستـان با ذوق و هـنرمـنـد خود نـرد عـشق می بازد. بـیـشتر هـمین دوستان هـستـند كه مخاطب شعـر و انگـیزهًَ احساسات او واقع می شوند. از دوستان شهـریار می تـوان مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزكوهـی، تـفـضـلی، سایه، و نگـارنده و چـند نـفر دیگـر را اسم بـرد. 

شرح عـشق طولانی و آتـشین شهـریار در غـزل هـای   ماه سفر كرده، توشهً سفـر، پـروانه در آتـش، غـوغای غـروب و بوی پـیراهـن  مشـروح است و زمان سخـتی آن عـشق در قـصیده " پـرتـو پـایـنده "  بـیان شده است و غـزل هـای یار قـدیم، خـمار شـباب، ناله ناكامی، شاهـد پـنداری، شكـرین پـسته خاموش، تـوبـمان و دگـران ، نالـه نومیـدی ، و غـروب نـیـشابور حالات شاعـر را در جـریان آن عـشق حكـایت می كـند.  شهـریار در دیوان خود از خاطرات آن عـشق غزل ها و اشعار دیگری دارد از قـبـیل  حالا چـرا، دستم به دامانـت و ...  كه مطالعـهً آنهـا به خوانندگـان عـزیز نـشاط می دهـد.

عـشق هـای عارفانه شهـریار را می توان در خلال غـزل هـای انتـظار، جمع و تـفریق، وحشی شكـار، یوسف گـمگـشته، مسافرهـمدان، حراج عـشق، ساز صبا، و نای شـبان و اشگ مریم، دو مرغ بـهـشتی، و غـزل هـای ملال محـبت، نسخه جادو، شاعـر افسانه و خیلی آثـار دیگـر مشاهـده كرد.  برای آن كه سینمای عـشقی شهـریار را تـماشا كـنید، كافی است كه فـیلمهای عـشقی او را كه از دل پاك او تـراوش كرده ، در صفحات دیوان بـیابـید و جلوی نور دقـیق چـشم و روشـنی دل بگـذاریـد. هـرچـه ملاحـظه كردید هـمان است كه شهـریار می خواسته  زبان شعـر شهـریار خـیلی ساده است. 

محـرومیت و ناكامی های شهـریار در غـزل هـای گوهـر فروش، ناكامی ها، جرس كاروان، ناله روح، مثـنوی شعـر، حكـمت، زفاف شاعـر، و سرنوشت عـشق  به زبان خود شاعر بـیان شده و محـتاج به بـیان من نـیست.

خیلی از خاطرات تـلخ و شیرین شهـریار از كودكی تا امروز در هـذیان دل، حیدر بابا، مومیایی و افسانه ی  شب به نـظر می رسد و با مطالعـه آنهـــا خاطرات مزبور مشاهـده می شود. 

شهـریار روشن بـین است و از اول زندگی به وسیله رویا هـدایت می شده است. دو خواب او كه در بچـگی و اوایل جـوانی دیده، معـروف است و دیگـران هـم نوشته اند.

اولی خوابی است كه در سیزده سالگی موقعـی كه با قـافله از تـبریز به سوی تهـران حركت كرده بود، در اولین منزل بـین راه - قـریه باسمنج - دیده است؛ و شرح آن این است كه شهـریار در خواب می بـیـند كه بر روی قـلل كوهـها طبل بزرگی را می كوبـند و صدای آن طبل در اطراف و جـوانب می پـیچـد و به قدری صدای آن رعـد آساست كه خودش نـیز وحشت می كـند. این خواب شهـریار را می توان به شهـرتی كه پـیدا كرده و بعـدها هـم بـیشتر خواهـد شد تعـبـیر كرد. 

خواب دوم را شهـریار در 19 سالگـی می بـیـند، و آن زمانی است كه عـشق اولی شهـریار دوران آخری خود را طی می كـند و شرح خواب به اختصار آن است كه شهـریار مـشاهـده می كـند در استـخر بهـجت آباد   (قـریه ای واقع در شمال تهـران كه سابقاً  آباد و با صفا و محـل گـردش اهـالی تهـران بود و در حال حاضر جزو شهـر شده است) با معـشوقهً خود مشغـول شـنا است و غـفلتاً معـشوقه را می بـیـند كه به زیر آب می رود، و شهـریار هـم به دنبال او به زیر آب رفـته ، هـر چـه جسـتجو می كـند، اثـری از معـشوقه نمی یابد؛ و در قعـر استخر سنگی به دست شهـریار می افـتد كه چـون روی آب می آید ملاحظه می كـند كه آن سنگ، گوهـر درخشانی است كه دنـیا را چـون آفتاب روشن می كند و می شنود كه از اطراف می گویند گوهـر شب چـراغ را یافته است. این خواب شهـریار هـم بـدین گـونه تعـبـیر شد كه معـشوقـه در مـدت كوتاهی از كف شهـریار رفت و در منظومهً ( زفاف شاعر ) شرح آن به زبان شهـریار به شعـر گـفـته شده است و در هـمان بهـجت آباد تحـول عـارفانه ای  به شهـریار دست می دهـد كه گـوهـر عـشق و عـرفان معـنوی را در نـتـیجه آن تحـول می یابد.  

شعـر خواندن شهـریار طرز مخصوصی دارد - در موقع خواندن اشعـار قافـیه و ژست و آهـنگ صدا ، هـمراه موضوعـات تـغـیـیر می كـند و در مـواقـع حسـاس شعـری ، بغـض گـلوی او را گـرفـته و چـشـمانـش پـر از اشك می شود و شـنونده را كاملا منـقـلب مـی كـند. 

شهـریار در موقعـی كه شعـر می گـوید به قـدری در تـخـیل و اندیشه آن حالت فرو می رود كه از موقعـیت و جا و حال خود بی خـبر می شود.  شرح زیر نمونهً یكی از آن حالات است كه نگـارنـده مشاهـده كرده است:  

هـنـگـامی كه شهـریار با هـیچ كـس معـاشرت نمی كرد و در را به روی آشنا و بـیگـانه بـسته و در اطاقـش تـنـها به تخـیلات شاعـرانه خود سرگـرم بود، روزی سر زده بر او وارد شدم . دیـدم چـشـمهـا را بـسـته و دسـتـهـا را روی سر گـذارده و با حـالـتی آشـفـته مرتـباً به حـضرت عـلی عـلیه السلام مـتوسل می شود. او را تـكانی دادم و پـرسیدم این چـه حال است كه داری؟  شهـریار نفـسی عـمیـق كشیده، با اظهـار قـدردانی گـفت مرا از غرق شدن و خـفگـی نجات دادی. گـفـتم مگـر دیوانه شده ای؟ انسان كه در اطاق خشك و بی آب و غـرق، خفـه نمی شود. شهـریار كاغـذی را از جـلوی خود برداشتـه، به دست من داد.  دیدم اشعـاری سروده است كه جـزو افسانهً شب به نام سمفونی دریا ملاحظه می كـنـید. 

شهـریار بجـز الهـام شعـر نمی گوید. اغـلب اتـفاق می افـتد كه مـدتـهـا می گـذرد، و هـر چـه سعـی می كـند حتی یك بـیت شعـر هـم نمی تـواند بگـوید.  ولی اتـفاق افـتاده كه در یك شب كه موهـبت الهـی به او روی آورده، اثـر زیـبا و مفصلی ساخته است. هـمین شاهـكار تخـت جـمشید، كـه یكی از بزرگـترین آثار شهـریار است، با اینكه در حدود چـهـارصد بـیت شعـر است   در دو سه جـلسه ساخـته و پـرداخـته شده است.

 

شهـریار دارای تـوكـلی غـیرقـابل وصف است، و این حالت را من در او از بدو آشـنایی دیـده ام.  در آن موقع كه به عـلت بحـرانهـای عـشق از درس و مـدرسه (كـلاس آخر طب) هـم صرف نظر كرده و خرج تحـصیل او به عـلت نارضایتی، از طرف پـدرش قـطع شده بود، گـاه می شد كه شهـریار خـیلی سخت در مضیقه قرار می گـرفت. به من می گـفت كه امروز باید خرج ما برسد و راهی را قـبلا تعـیـیـن می كرد. در آن راه كه می رفـتـیم، به انـتهـای آن نرسیده   وجه خرج چـند روز شاعـر با مراجـعـهً یك یا دو ارباب رجوع می رسید.  با آنكه سالهـاست از آن ایام می گـذرد، هـنوز من در حیرت آن پـیشامدها هـستم. قابل توجه آن بود كه ارباب رجوع برای كارهای مخـتـلف به شهـریار مـراجـعـه می كردند كه گـاهـی به هـنر و حـرفـهً او هـیچ ارتـباطی نـداشت - شخـصی مراجـعـه می كرد و برای سنگ قـبر پـدرش شعـری می خواست یا دیگـری مراجـعـه می كرد و برای امـر طـبی و عـیادت مـریض از شهـریار استـمداد می جـست، از اینـهـا مهـمـتر مراجـعـهً اشخـاص برای گـرفـتن دعـا بود. 

خـدا شـناسی و معـرفـت شهـریار به خـدا و دیـن در غـزل هـای   جـلوه جانانه، مناجات، درس محـبت، ابـدیـت، بال هـمت و عـشق، دركـوی حـیرت، قـصیده تـوحـید، راز و نـیاز، و شب و عـلی مـندرج است. 

عـلاقـه به آب و خـاك وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید  مهـمان شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید  به زبان شعـر بـیان كرده است.  الـبـته با مطالعه این آثـار به مـیزان وطن پـرستی و ایمان عـمیـقـی كه شهـریار به آب و خاك ایران و آرزوی تـرقـی و تـعـالی آن دارد، پـی بـرده می شود. 

تـلخ ترین خاطره ای كه از شهـریار دارم، مرگ مادرش است كه در روز 31 تـیرماه 1331 اتـفاق افـتاد - هـمان روز در اداره به این جانب مراجعـه كرد و با تاثـر فوق العـاده خـبر شوم را اطلاع داد - به اتـفاق به بـیمارستان هـزار تخـتخوابی مراجـعـه كردیم و نعـش مادرش را تحـویل گـرفـته، به قـم برده و به خاك سپـردیم.  حـالـتی كه از آن مـرگ به شهـریار دست داده ، در منظومه ی � ای وای مادرم � نشان داده می شود. تا آنجا كه می گوید:

می آمدیم و كـله من گیج و منگ بود

انگـار جـیوه در دل من آب می كـنند

پـیـچـیده صحـنه های زمین و زمان به هـم

خاموش و خوفـناك هـمه می گـریختـند

می گـشت آسمان كه بـكوبد به مغـز من

دنیا به پـیش چـشم گـنهـكار من سیاه

یك ناله ضعـیف هـم از پـی دوان دوان

می آمد و به گـوش من آهـسته  می خلیـد: 

تـنـهـا شـدی پـسـر! 

شیرین ترین خاطره برای شهـریار این روزها دست می دهـد و آن وقـتی است كه با دخـتر سه ساله اش شهـرزاد مشغـول و سرگـرم ا ست. 

 

شهـریار در مقابل بچـه كوچك مخـصوصاً كه زیـبا و خوش بـیان باشد، بی اندازه حساس است؛ خوشبختانه شهـرزادش این روزها همان حالت را دارد كه برای شهـریار 51 ساله نعـمت غـیر مترقبه ای است. موقعی كه شهـرزاد با لهـجـه آذربایجانی شعـر و تصـنیف فارسی می خواند، شهـریار نمی تواند كـثـرت خوشحالی و شادی خود را مخفی بدارد.

نام كامل شهـریار سید محـمـد حسین بهـجـت تـبـریـزی است. در اوایل شاعـری (بهـجـت) تخـلص می كرد و بعـداً دوباره با فال حافظ تخـلص خواست كه دو بـیت زیر شاهـد از دیوان حافظ آمد و خواجه تخـلص او را (شهـریار) تعـیـیـن كرد:

كه چرخ سكه دولت به نام شهـریاران زد

غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم

به شهـر خود  روم و شهـریار خود باشم

و شاعـر ما بهـجت را به شهـریار تـبـدیل كرد و به هـمان نام هـم معـروف شد .  تاریخ تـولـدش 1285 خورشیدی و نام پـدرش حاجی میرآقا خشگـنابی است كه از سادات خشگـناب (قـریه نزدیك قره چـمن) و از وكـلای مبرز دادگـستـری تـبـریز، و مردی فاضل و خوش محاوره و از خوش نویسان دوره خود و با ایمان و كریم الطبع بوده است و در سال 1313 مرحوم و در قـم به خاك سپرده شد. 

شهـریار تحـصـیلات خود را در مدرسه متحده و فیوضات و متوسطه تـبـریز و دارالفـنون تهـران خوانده و تا كـلاس آخر مـدرسهً طب تحـصیل كرده است و در چـند مریضخانه هـم مدارج اكسترنی و انترنی را گـذرانده است  ولی د رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیشامدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شده است و با وجود مجاهـدت هـایی كه بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تكـمیل این یك سال تحصیل شد، معـهـذا شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد كه وارد خـدمت دولتی بـشود. چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت كرد و در سال 1315 به بانك كـشاورزی تهـران داخل شد و تا كـنون هـم در آن دستگـاه خدمت می كند.

شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است ، تمام كشورهای فارسی زبان و ترك زبان، بلكه هـر جا كه ترجـمه یك قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند. منظومه (حـیـدر بابا) نـه تـنـهـا تا كوره ده های آذربایجان، بلكه به تركـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در تركـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممكن نیست ترك زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود. 

شهـریار در تـبـریز با یكی از بـستگـانش ازدواج كرده، كه ثـمره این وصلت دخـتری سه ساله به نام شهـرزاد و دخـتری پـنج ماهـه بـه نام مریم است. 

شهـریار غـیر از این شرح حال ظاهـری كه نوشته شد ، شرح حال مرموز و اسرار آمیزی هـم دارد كه نویسنده بـیوگـرافی را در امر مشكـلی قـرار می دهـد.  نگـارنـده در این مورد ناچار به طور خلاصه و سربـسته نكـاتی از آن احوال را شرح می دهـم تا اگـر صلاح و مقـدور شد بعـدها مفـصل بـیان شود:

شهـریار در سالهـای 1307 تا 1309 در مجالس احضار ارواح كه توسط مرحوم دكـتر ثـقـفی تـشكـیل می شد شركت می كـرد. شرح آن مجالس سابـقـاً در جراید و مجلات چاپ شده است .  شهـریار در آن مجالس كـشفـیات زیادی كرده است و آن كـشـفـیات او را به سیر و سلوكاتی می كـشاند. در سال 1310 به خراسان می رود و تا سال 1314 در آن صفحات بوده و دنـباله این افـكار را داشتـه است و در سال 1314 كه به تهـران مراجـعـت می كـند، تا سال 1319 این افـكار و اعمال را به شدت بـیـشـتـری تعـقـیب مـی كـند؛ تا اینكه در سال 1319 داخل جرگـه فـقـر و درویشی می شود و سیر و سلوك این مرحـله را به سرعـت طی می كـند و در این طریق به قـدری پـیش می رود كه بـر حـسب دسـتور پـیر مرشد قـرار می شود كه خـرقـه بگـیرد و جانشین پـیر بـشود. تكـلیف این عـمل شهـریار را مـدتی در فـكـر و اندیشه عـمیـق قـرار می دهـد و چـنـدین ماه در حال تـردید و حـیرت سیر می كـند تا اینكه مـتوجه می شود كه پـیـر شدن و احـتمالاً زیر و بال جـمع كـثـیری را به گـردن گـرفـتن برای شهـریار كه مـنظورش معـرفـت الهـی و كـشف حقایق است، عـملی دشوار و خارج از درخواست و دلخواه اوست.  اینجاست كه شهـریار با توسل به ذات احـدیت و راز و نیازهای شبانه،  به كشفیاتی عـلوی و معـنوی می رسد و به طوری كه خودش می گـوید پـیشامدی الهـی او را با روح یكی از اولیاء مرتـبط می كـند و آن مقام مقـدس كلیهً مشكلاتی را كه شهـریار در راه حقـیقـت و عـرفان داشته حل می كند و موارد مبهـم و مجـهـول برای او كشف می شود.  

باری شهـریار پس از درك این فـیض عـظیم ،  به كـلی تـغـیـیر حالت می دهـد. دیگـر از آن موقع به بعـد پـی بـردن به افـكار و حالات شهـریار برای خویشان و دوستان و آشـنایانش - حـتی من - مـشكـل شده بود؛ حرفهـایی می زد كه درك آنهـا به طور عـادی مـقـدور نـبود؛ اعـمال و رفـتار شهـریار هـم به مـوازات گـفـتارش غـیر قـابل درك و عـجـیب شده بود. 

شهـریار در سالهای اخیر اقامت در تهـران خـیلی مـیل داشت كه به شـیراز بـرود و در جـوار آرامگـاه استاد حافظ باشد و این خواست خود را در اشعـار (ای شیراز و در بارگـاه سعـدی) منعـكس كرده است ولی بعـدهـا از این فكر منصرف شد و چون از اقامت در تهـران هـم خسته شده بود، مردد بود كجا برود؛ تا اینكه یك روز به من گـفت كه: " مـمكن است سفری از خالق به خلق داشته باشم " و این هـم از حرف هـایی بود كه از او شـنـیـدم و عـقـلم قـد نـمی داد - تا این كه یك روز بی خـبر از هـمه كـس، حـتی از خانواده اش، از تهـران حركت كرد وخبر او را از تـبریز گـرفـتم. 

********

بالاخره سید محـمد حسین شهـریار در 27 شهـریـور 1367 خورشیـدی در بـیـمارستان مهـر تهـران بدرود حیات گـفت و بـنا به وصیـتـش در زادگـاه خود در مقـبرةالشعـرا سرخاب تـبـریـز با شركت قاطبه مـلت و احـترام كم نظیر به خاك سپـرده شد. چه نیك فرمود:   

برای ما شعـرا نـیـست مـردنی در كـار               كـه شعـرا را ابـدیـت نوشـته اند شعـار



نوع مطلب : تاریخ و آثار تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، ابوریحان محمد بن احمد بیرونی - از دانشمندان بزرگ ایران در علوم حكمت و اخترشناسی و ریاضیات و تاریخ و جغرافیا - در سال 362 هجری قمری در اطراف خوارزم متولد شد و به این خاطر به بیرونی یعنی خارج از خوارزم معروف شده است.

بیرونی البته یك‌ فیلسوف‌ رسمی‌ كه‌ دارای‌ روش‌ خاص‌ فلسفی‌ باشد، نبود، اما‌ دارای‌ آگاهی‌ عمیق‌ فلسفی‌ بوده‌ و این‌ امر از اشارات‌ بسیاری‌ كه‌ در ضمن‌ كتاب‌هایش‌ به‌ چشم‌ می‌خورد، مسلم‌ می‌شود. حتا‌ در ضمن‌ این‌ مباحث‌ می‌بینیم‌ كه‌ برخی‌ مشكلات‌ كلامی‌ و مذاهب‌ فلسفی‌ را نام‌ می‌برد و با عباراتی پرمعنی‌ و پخته‌ از آن‌ها انتقاد یا استقبال‌ می‌كند.

ابن‌ ابی‌ اصیبعه‌ در این زمینه می‌گوید: «او معاصر با شیخ‌الرییس‌ ابن‌ سینا بود و میان‌ آن‌ دو مراسلات‌ و محادثاتی‌ رد و بدل‌ می‌شد و من‌ جواب‌ چند سؤال‌ را از آن‌ ابن‌ سینا كه‌ ابوریحان‌ از او پرسیده‌ بود، پیدا كردم‌ كه‌ حاوی‌ امور مفید و سودمندی‌ بود».

و ازجمله كارهایی‌ كه‌ بیرونی كرده‌ این‌ است‌ كه‌ «وجوه‌ توافق‌ میان‌ فلسفه‌ فیثاغوری‌ افلاطونی‌ و حكمت‌ هندی‌ و بسیاری‌ از مذاهب‌ صوفیه‌ را بیان‌ كرده‌ است‌».

او از اولین كسانی است كه به پیدا كردن وزن مخصوص بسیاری از اجسام مبادرت كرد و آن‌چنان این كار را دقیق انجام داد كه اختلاف وزن‌های محاسبه‌شده‌اش با وزن‌هایی كه دانشمندان در قرن‌های اخیر با توجه به تمام وسایل جدید خود تهیه كرده‌اند، بسیار ناچیز است. ابوریحان در طول عمر خود به شهرهای مختلفی سفر می‌كرد و به اندازه‌گیری طول و عرض جغرافیایی آن شهرها می‌پرداخت و سپس موقعیت هر شهر را روی یك كره مشخص می‌كرد و پس از سال‌ها توانست آن نقاط را روی یك نقشه مسطح پیاده كند و این مقدمه علم كارتوگرافی بود كه این‌كار با ابوریحان شروع شد.

نزد ابونصر منصور علم آموخت، در 17 سالگی ارتفاع خورشیدی نصف‌النهار را رصد كرد و بدین ترتیب عرض جغرافیایی زمینی آن را استنتاج كرد.

در دربار مأمون خوارزمشاهی قرب و منزلت عظیم داشته، چند سال هم در دربار شمس‌المعالی قابوس بن وشمگیر به‌سر برده است. در حدود سال 404 هجری قمری به خوارزم مراجعت كرد. زمانی كه سلطان محمود غزنوی خوارزم را گرفت، درصدد قتل او برآمد و به شفاعت درباریان از كشتن وی درگذشت و او را در سال 408 هجری با خود به غزنه برد. در سفر محمود به هندوستان، ابوریحان همراه او بود و در آن‌جا با حكما و علمای هند معاشرت كرد و زبان سانسكریت آموخت و مواد لازم را برای تألیف كتاب خود ـ "ماللهند" ـ جمع‌آوری كرد.

ابوریحان در طول زندگی خود حدود یك‌صد و 43 كتاب در زمینه‌های نجوم، هیأت، منطق و حکمت نوشت. ازجمله تألیفات او "قانون مسعودی" در نجوم و جغرافیا و "آثار الباقیه" در تاریخ، آداب و عادات ملل است. از دیگر آثارش به "التفهیم"، تحقیق "ماللهند"، "اسطرلاب"، "سدس"، "تحدید"، "چگالی‌ها"، "سایه‌ها"، "وترها"، "پاتنجلی"، "قره‌الزیجات"، "قانون"، "ممرها"، "الجماهر" و "صیدنه" می‌توان اشاره كرد.

سید امین‌ درباره بیرونی چنین می‌گوید: «بیرونی‌ حكیم‌ ریاضی‌، عالم‌ به‌ نجوم‌ بود و در فلسفه‌ و طب‌ و جغرافی‌ و تاریخ‌ و ادب‌ و شعر لغت‌ مهارت‌ داشت‌».

ابن‌ ابی ‌اصیبعه‌ نیز معتقد است: «ابوریحان‌ به‌ علوم‌ فلسفی‌ اشتغال‌ داشت‌ و در هیأت‌ و نجوم‌ فاضل‌ بود و همو در صناعت‌ طب‌ نظری‌ نیكو داشت‌».

صفدی‌ او را چنین‌ وصف‌ می‌كند: «... در دانش‌های‌ فلسفه‌ و ریاضی‌ یگانه‌ روزگار خود بود، و در طب‌ و نجوم‌ بسیار كوشیده‌ و ماهر گشته‌ بود».

سخائو - خاورشناس‌ آلمانی -‌ كه درباره‌ بیرونی‌ تحقیقاتی‌ كرده‌ و چند كتاب را در این زمینه چاپ‌ كرده، درباره او گفته‌ است‌: «بیرونی‌ از بزرگ‌ترین‌ شخصیت‌های عقلی‌ است‌ كه‌ تاریخ‌ اسلام‌ به‌ خود دیده‌ است‌».

سمیث‌ در بخش نخستین‌ از كتاب‌ "تاریخ‌ ریاضیات‌" می‌نویسد‌: «بیرونی‌ درخشان‌ترین‌ چهره‌ علمی‌ زمان‌ خود در ریاضی‌ بوده‌ است‌، و اروپاییان‌ بسیاری‌ از معلومات‌ نادر و كمیاب‌ خود را در باب‌ «هند» مدیون‌ ابوریحان‌ و آثار ارزنده‌ او هستند».

جرج‌ سارتن‌ در كتاب‌ "مقدمه‌ای‌ بر تاریخ‌ علم"‌ به نبوغ‌ بیرونی‌ و وسعت‌ اطلاعات‌ او اذعان‌ كرده‌ و می‌گوید: «بیرونی‌ نه‌ فقط‌ از فیلسوفان‌ و ریاضیدانان‌ و جغرافیدانان‌ نامبردار است‌، بلكه‌ از بزرگ‌ترین‌ مورخان‌ اسلام‌ و از نامدارترین‌ دانشمندان‌ جهان‌ است».

بروكلمان‌ در "تاریخ‌ رجال‌ اسلامی"‌ می‌آورد: «حقیقت‌ این‌ است‌ كه‌ شجاعت‌ فكری‌ بیرونی‌ و حب‌ او به‌ آگاهی‌ علمی‌ و دور بودنش‌ از توهم‌ و دوستداری‌ حقیقت‌ و تسامح‌ و پاكی‌ ضمیر او، جملگی‌ از خصالی‌ است‌ كه‌ در قرون‌ وسطا بی‌نظیر بوده‌ است‌. درواقع‌ او نابغه‌ای‌ نوآور بود و در مسائل‌ علمی‌ بصیرت‌ كامل‌ داشت‌ و نظرش‌ نافذ و صائب‌ بود».

اما ابوالفضل‌ بیهقی‌ در این‌باره چنین می‌نویسد: «... و من‌ كه‌ این‌ تاریخ‌ پیش‌ گرفته‌ام‌، التزام‌ این‌قدر بكرده‌ام‌ تا آن‌چه‌ نویسم‌ یا از معاینه‌ من‌ است‌ یا از سماع‌ درست‌ از مردی‌ ثقه‌، و پیش‌ از این‌ به‌ مدتی‌ دراز كتابی‌ دیدم‌ به‌ خط‌ استاد ابوریحان‌، و او مردی‌ بود كه‌ در ادب‌ و فضل‌ و هندسه‌ و فلسفه‌ در عصر او چنو دیگری‌ نبود و به‌ گزاف‌ چیزی‌ ننوشتی‌،... و این‌ دراز از آن‌ دادم‌ تا مقرر گردد كه‌ من‌ در تاریخ‌، چون‌ احتیاط‌ می‌كنم».

و عبدالحمید دجیلی درباره بیرونی چنین می‌گوید: «اگرچه ابوریحان معمولا آثار خود را به عربی و سانسكریت می‌نوشت، اما از لحاظ فارسی دارای تسلط كامل بود تا آن‌جا كه كتاب "التفهیم" وی كه به دو زبان پارسی و تازی نوشته شده است، هم‌اكنون به عنوان یك مرجع لغت فارسی مورد توجه دانشمندان و ادبای فارسی است.

این روایت معروف است كه در واپسین ساعات عمر ابوریحان بیرونی شخصی به دیدنش آمد و او در بستر بیماری پاسخ مسأله‌ای علمی را از وی پرسید. اطرافیان که از کار او متعجب شده بودند، از بحث علمی برحذرش داشتند؛ ابوریحان در پاسخ چنین گفت: «آیا پاسخ این سوال را بدانم و بمیرم بهتر است یا ندانسته بمیرم؟»

ابوریحان بیرونی در سال 440 هجری قمری در سن 78 سالگی در شهر غزنین از دنیا رفت.

پی‌نوشت: در نگارش این مطلب از منابع مختلفی استفاده شده است.

منبع: خبرگزاری ایسنا



نوع مطلب : تاریخ و آثار تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

رازی یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی سده سوم هجری است،نیمه دوم سده سوم (ه- ق) را جورج سارتون در تاریخ علم، هم بدین عنوان “عصر” محمدبن زکریای رازی (۲۵۱- ۳۱۳ ه ق) نامیده است.

عصر رازی دوره اولین جنبش نوزایی فرهنگی اسلامی به شمار می‌رود که در وسیع‌ترین محدوده زمانی خود فاصله میان سده‌های سوم و چهارم را در بر می‌گیرد. این دوره را که اوج “تمدن اسلام” دانسته‌اند، شاهد ظهور یک طبقه متوسط دولت‌مند و متنفذی بود که با برخورداری از اشتیاق و امکانات کسب دانش و موقع اجتماعی به پرورش و پراکنش فرهنگ کهن مدد رساند.

رازی پزشک کیمیایی و فیلسوف نامدار که چیز زیادی از زندگانی او دانسته نیست. طبق قول ابوریحان بیرونی در ماه شعبان سال ۲۵۱ق _ ۸۶۵م در ری زاده شد. نام نیای رازی یحیی بوده است و بدین نام و نسب “ابوبکرمحمدبن زکریابن یحیی‌الرازی” یاد کرده است. در بعضی از منابع، پیشه زرگری اولین کار رازی شمرده شده است. گفته می‌شود که وی در روم شوشه‌های طلا معامله می‌کرد و شناخت کیمیا در نزد وی از همین داستان نتیجه گرفته شده است و بعدها رازی به طب پرداخته است.

مورخان طب و فلسفه در قدیم به تفاریق استادان رازی را سه تن یاد کرده‌اند:

ابن ربن طبری: زکریا در طب شاگرد وی بوده است.

 ابوزیذ بلخی: حکیم زکریای رازی در فلسفه شاگرد وی بوده است.

 ابوالعباس محمدبن نیشابوری: استاد محمدبن زکریا رازی در حکمت مادی (ماترلیسیم) یا گیتی‌شناسی شاگرد وی بوده‌ است.

رازی، پزشک و طبیعت شناس بزرگ ایرانی را پدر شیمی یاد کرده‌اند، از آن رو که دانش کیمیایی کهن را به علم شیمی نوین دگرگون ساخت. ابن ندیم از قول رازی گفته است: “روا نباشد که دانش فلسفه را درست دانست و مرد دانشمند را فیلسوف شمرد، اگر دانش کیمیا در وی درست نباشد و آن را نداند.”

رازی مکتب جدیدی در علم کیمیا تاسیس کرده که آن را می‌توان مکتب کیمیای تجربی و علمی نامید. ژولیوس روسکا دانشمند برجسته‌ای که در شناسایی کیمیا (شیمی) رازی به دنیای علم بیشتر سهم و جهد مبذول داشته، رازی را پدر شیمی علمی و بانی مکتب جدیدی در علم دانسته، شایان توجه و اهمیت است که قبلا این لقب را به دانشمند بلند پایه فرانسوی لاوازیه داده بودند. به هر حال آنچه مسلم است تاثیر فرهنگ ایرانی دوران ساسانی در پیشرفت علوم دوران اسلامی و از جمله کیمیاست که در نتیجه موجب پیشرفت علم شیمی امروزه شده است.

در فرآیند دانش کیمیا به علم شیمی توسط رازی، نکته‌ای که از نظر محققان و مورخان علم ثابت گشته، نگرش “ذره‌یابی” یا اتمسیتی رازی است. کیمیاگران قائل به تبدیل عناصر به یکدیگر بوده‌اند و این نگرش موافق با نظریه ارسطویی است که عناصر را تغییر پذیر یعنی قابل تبدیل به یکدیگر می‌داند. لیکن از نظر ذره‌گرایان عناصر غیر قابل تبدیل به یکدیگرند و نظر رازی هم مبتنی بر تبدیل ناپذیری آنهاست و همین علت کلی در روند تحول کیمیایی کهن به شیمی نوین بوده است. به تعبیر تاریخی زکریا، “کیمیا” ارسطویی بوده است و “شیمیدموکریتی است. به عبارت دیگر، شیمی علمی رازی، مرهون نگرش ذره‌گرایی است، چنانچه همین نظریه را بیرونی در علم “فیزیک” بسط داد.

در اروپا فرضیه اتمی را دانیل سرتDaniel Seer  در سال ۱۶۱۹ از فلاسفه یونانی گرفت که بعدها روبرت بویل آن را در نظریه خود راجع به عنصرها گنجاند. با آنکه نظریه بویل با دیدگاه‌های کیمیاگران قدیم تفاوت آشکار دارد نباید گذشت که از زمان فیلسوفان کهن تا زمان او، تنها رازی قائل به اتمی بودن ماده و بقاء و قدمت آن بوده است و با ان که نظریه رازی با مال بویل و یا نگرش نوین تفاوت دارد، لیکن به نظریات دانشمندان شیمی و فیزیک امروزی نزدیک است.

رازی توانست مواد شیمیایی چندی از جمله الکل و اسید سولفوریک (زیت‌الزاج) و جز اینها را کشف كند. همچنین وی در علوم طبیعی و از جمله فیزیک تبحر داشته است. ابوریحان بیرونی و عمر خیام نیشابوری، بررسی‌ها و پژوهش‌های خود را از جمله در چگال‌سنجی زر و سیم مرهون دانش “رازیهستند. رازی در علوم فیزیولوژی و کالبدشکافی، جانورشناسی، گیاه‌شناسی، کانی‌شناسی،  زمین‌شناسی، هواشناسی و نورشناسی دست داشته است.



نوع مطلب : تاریخ و آثار تاریخی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
بیداری افکار،شبستر


گل نرگس

جهت ورود به سایت بچه شیعه کلیک کنید