تبلیغات
سربازان سایبری ولایت - مطالب مذهبی
 
سربازان سایبری ولایت
وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ
درباره وبلاگ


خــدا خالق عشقه
محـمد گل عشقه
عـلی مظهر عشقه
زهـرا وجود عشقه
حسـن نمادعشقه
حسـین سالارعشقه
عبــاس ساقی عشقه
زیــنـب شاهد عشقه
سجــاد راوی عشقه
باقـــر کلام عشقه
صــادق احیای عشقه
کــاظم صابرعشقه
رضــا ضامن عشقه
تقـــی جمال عشقه
نقـــی پاکی عشقه
حســن بقای عشقه
مهـدی قیام عشقه

اللهم عجل لولیک الفرج


مدیر وبلاگ : سرباز سایبری ولایت

در کتاب جلیل‌القدر مفاتیح‌الجنان آمده است: بدان كه این ماه معروف به نحوست است و برای رفع نحوست هیچ چیز بهتر از تصدق و ادعیه و استعاذات وارده نیست.

ماه صفر با همه غم و غصه‌ای که در دل خود جای داده ماهی است که در روایات صحبت از نحسی آن به میان آمده است. لذا برای رفع نحوست این ماه اهل بیت علیهم‌السلام سفارش به صدقه و دعا نمودند.
در کتاب جلیل‌القدر مفاتیح‌الجنان آمده است: بدان كه این ماه معروف به نحوست است و برای رفع نحوست هیچ چیز بهتر از تصدق و ادعیه و استعاذات وارده نیست و اگر كسی خواهد كه محفوظ ماند از بلاهای نازله در این ماه در هر روز ده مرتبه بخواند چنانكه محدث فیض و غیره فرمودند:



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اراده حكیمانه خداوند بر این تعلق گرفته است كه واقعه تاریخى غدیر در تمام قرون و اعصار، به صورت زنده دردلها و به صورت مكتوب در اسناد و كتب ، بماند و در هر عصر و زمانى نویسندگان اسلامى در كتابهاى تفسیر و حدیث و كلام و تاریخ از آن سخن بگویند و گویندگان مذهبى در مجالس وعظ و خطابه درباره آن داد سخن دهند و آن را ازفضایل غیر قابل انكار حضرت على (ع ) بشمارند.

نه تنها خطبا و گویندگان ، بلكه شعرا و سرایندگان بسیارى از این واقعه الهام گرفته اند و ذوق ادبى خود را از تأمل در زمینه این حادثه و از اخلاص نسبت به صاحب ولایت مشتعل ساخته اند و عالیترین قطعات را به صورت هاى گوناگون و به زبانهاى مختلف از خود به یادگار نهاده اند.
از این جهت ، كمتر واقعه تاریخى همچون رویداد غدیر مورد توجه دانشمندان ، اعم از محدث و مفسر و متكلم وفیلسوف و خطیب و شاعر و مورخ و سیره نویس ، قرار گرفته است و تا این اندازه درباره عنایت مبذول شده است .

یكى از علل جاودانى بودن این حدیث ، نزول دو آیه از آیات قرآن كریم درباره این واقعه است و تا روزى كه قرآن باقى است این واقعه تاریخى نیز باقى خواهد بود و از خاطرها محو نخواهد شد.
جامعه اسلامى در اعصار دیرینه آن را یكى از اعیاد مذهبى مى شمرده اند و شیعیان هم اكنون نیز این روز را عیدمى گیرند و مراسمى را كه در دیگر اعیاد اسلامى بر پا مى دارند در این روز نیز انجام مى دهند.
از مراجعه به تاریخ به خوبى استفاده مى شود كه روز هجدهم ذى الحجة الحرام در میان مسلمانان به نام روز عیدغدیر معروف بوده است ، تا آنجا كه ابن خلكان درباره مستعلى بن المستنصر مى گوید: در سال 487هجرى در روز عیدغدیر كه روز هجدهم ذى الحجة الحرام است مردم با او بیعت كردند . و العبیدى درباره المستنصر بالله مى نویسد: وى در سال 487هجرى ، دوازده شب به آخر ماه ذى الحجه باقى مانده بود كه درگذشت .
این شب همان شب هجدهم ذى الحجه ، شب عید غدیر است .

نه تنها ابن خلكان این شب را شب عید غدیر مى نمامد، بلكه مسعودى و ثعالبى نیز این شب را از شبهاى معروف در میان امت اسلامى شمرده اند.
ریشه این عید اسلامى به خود روز غدیر باز مى گردد، زیرا در آن روز پیامبر (ص ) به مهاجرین و انصار، بلكه به همسران خود، دستور داد كه بر على (ع ) وارد شوند و به او در مورد چنین فضیلت بزرگى تبریك بگویند. زید بن ارقم مى گوید: نخستین كسانى از مهاجرین كه با على دست دادند ابوبكر، عمر، عثمان ، طلحه و زبیر بودند و مراسم تبریك وبیعت تا مغرب ادامه داشت .

در اهمیت این رویداد تاریخى همین اندازه كافى است كه صدو ده نفر صحابى حدیث غدیر را نقل كرده اند. البته این مطلب به معنى آن نیست كه از گروه زیاد تنها همین تعداد حادثه را نقل كرده اند، بلكه تنها در كتابهاى دانشمندان اهل تسنن نام صدو ده تن به چشم مى خورد. درست است كه پیامبر (ص ) سخنان خود را در اجتماع صد هزار نفرى القاء كرد، ولى گروه زیادى از آنان از نقاط دور دست حجاز بودند و از آنان حدیثى نقل نشده است . گروهى از آنان نیزكهاین واقعه را نقل كرده اند تاریخ موفق به درج آن نشده است و اگر هم درج كرده به دست ما نرسیده است .

در قرن دوم هجرى ، كه عصر (تابعان ) است ، هشتاد و نه تن از آنان ، به نقل این حدیث پرداخته اند.
راویان حدیث در قرنهاى بعد همگى از علما و دانشمندان اهل تسنن هستند و سیصد و شصت تن از آنان این حدیث را در كتابهاى خود آورده اند و گروه زیادى به صحت و استوارى آن اعتراف كرده اند.

در قرن سوم نود و دو دانشمند، در قرن چهارم چهل و سه ، در قرن پنجم بیست و چهار، در قرن ششم بیست ، درقرن هفتم بیست و یك ، در قرن هشتم هجده ، در قرن نهم شانزده ، در قرن دهم چهارده ، در قرن یازدهم دوازده ،در قرن دوازدهم سیزده ، در قرن سیزدهم دوازده و در قرن چهاردهم بیست دانشمند این حدیث را نقل كرده اند.
گروهى نیز تنها به نقل حدیث اكتفا نكرده اند بلكه درباره اسناد و مفاد آن مستقلاً كتابهایى نوشته اند.
طبرى ، مورخ بزرگ اسلامى ، كتابى به نام (الولایة فى طریق حدیث الغدیر) نوشته ، این حدیث را از متجاوز از هفتادطریق از پیامبر (ص ) نقل كرده است .
ابن عقده كوفى در رساله (ولایت ) این حدیث را از صد و پنج تن نقل كرده است .

ابوبكر محمد بن عمر بغدادى ، معروف به جعانى ، این حدیث را از بیست و پنج طریق نقل كرده است .
تعداد كسانى كه مستقلاً پیرامون خصوصیات این واقعه تاریخى كتاب نوشته اند بیست و شش نفر است .
دانشمندان شیعه درباره این واقعه بزرگ كتابهاى ارزنده اى نوشته اند كه جامعتر از همه كتاب تاریخى (الغدیر) است كه به خامه تواناى نویسنده نامى اسلامى علامه مجاهد مرحوم آیة الله امینى نگارش یافته است و در تحریر این بخش از زندگانى امام (ع ) از این كتاب شریف استفاده فراوانى به عمل آمد.




نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 

عید قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهی و شعور) و منا (سرزمین آرزوها، رسیدن به عشق) فرا مى رسد، عید رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غیرخدایى است. در این روز حج گزار، اسماعیل وجودش را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

 

صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

 

و اکنون در منایی، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

این را تو خود می دانی، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی، من فقط می توانم " نشانیها " یش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف می کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می خواند، آنچه تو را، در راه "مسئولیت" به تردید می افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا " پیام" را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه ترا به "فرار" می خواند آنچه ترا به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او، کور و کرت می کند ابراهیمی و "ضعف اسماعیلی" ات، ترا بازیچه ابلیس می سازد. در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای بدست آوردنش، از بلندی فرود می آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل توست، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، یا یک حالت، یک وضع، و حتی، یک " نقطه ضعف"!

اما اسماعیل ابراهیم، پسرش بود!

سالخورده مردی در پایان عمر، پس از یک قرن زندگی پر کشاکش و پر از حرکت، همه آوارگی و جنگ و جهاد و تلاش و درگیری با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متولیان بت پرستی و خرافه های ستاره پرستی و شکنجه زندگی. جوانی آزاده و روشن و عصیانی در خانه پدری متعصب و بت پرست و بت تراش! و در خانه اش زنی نازا، متعصب، اشرافی: سارا.

و اکنون، در زیر بار سنگین رسالت توحید، در نظام جور و جهل شرک، و تحمل یک قرن شکنجه "مسئولیت روشنگری و آزادی"، در "عصر ظلمت و با قوم خوکرده با ظلم"، پیر شده است و تنها، و در اوج قله بلند نبوت، باز یک " بشر" مانده است و در پایان رسالت عظیم خدایی اش، یک " بنده خدا" ، دوست دارد پسری داشته باشد، اما زنش نازا است و خودش، پیری از صد گذشته، آرزومندی که دیگر امیدوار نیست، حسرت و یأس جانش را می خورد، خدا، بر پیری و ناامیدی و تنهایی و رنج این رسول امین و بنده وفادارش – که عمر را همه در کار او به پایان آورده است، رحمت می آورد و از کنیز سارا – زنی سیاه پوست –  به او یک فرزند می بخشد، آن هم یک پسر! اسماعیل، اسماعیل، برای ابراهیم، تنها یک پسر، برای پدر، نبود، پایان یک عمر انتظار بود، پاداش یک قرن رنج، ثمره یک زندگی پرماجرا، تنها پسر جوان یک پدر پیر، و نویدی عزیز، پس از نومیدی تلخ.

و اکنون، در برابر چشمان پدر – چشمانی که در زیر ابروان سپیدی که بر آن افتاده، از شادی، برق می زند – می رود و در زیر باران نوازش و آفتاب عشق پدری که جانش به تن او بسته است، می بالد و پدر، چون باغبانی که در کویر پهناور و سوخته ی حیاتش، چشم به تنها نو نهال خرّم و جوانش دوخته است، گویی روئیدن او را، می بیند و نوازش عشق را و گرمای امید را در عمق جانش حس می کند.

در عمر دراز ابراهیم، که همه در سختی و خطر گذشته، این روزها، روزهای پایان زندگی با لذت " داشتن اسماعیل" می گذرد، پسری که پدر، آمدنش را صد سال انتظار کشیده است، و هنگامی آمده است که پدر، انتظارش نداشته است!

 



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اعمال روز عرفه

روز نهم روز عرفه و از اعیاد عظیمه است اگرچه به اسم عید نامیده نشده است و روزى است كه حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مَوائد جُود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده تر و خشمناكترین اوقات خواهد بود و روایت شده كه حضرت امام زین العابدین علیه السلام شنید در روز عرفه صداى سائلى را كه از مردم سؤ ال مى نمود فرمود به او واى بر تو آیا از غیر خدا سؤ ال مى كنى در این روز و حال آنكه امید مى رود در این روز براى بچّه هاى در شكم آنكه فضل خدا شامل آنها شود و سعید شوند و از براى این روز اعمال چند است اول غسل دوّم زیارت امام حسین علیه السلام كه مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلكه بالاتر است و احادیث در كثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر كسى توفیق یابد كه در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسى كه در عرفات باشد نیست بلكه زیاده و مقدّم است و كیفیّت زیارت آن حضرت بعد از این در باب زیارات بیاید انشاءالله تعالى سوّم بعد از نماز عصر پیش از آنكه مشغول بخواندن دعاهاى عرفه شود دو ركعت نماز بجا آورد در زیر آسمان و اعتراف و اقرار كند نزد حق تعالى به گناهان خود تا فایز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزیده گردد پس مشغول شود به اعمال و ادعیه عرفه كه از حُجَج طاهِرِهِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِم روایت شده و آنها زیاده از آن است كه در این مختصر ذكر شود لكن ما به مقدارى كه این كتاب گنجایش آن را داشته باشد نقل مى كنیم شیخ كفعمى در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براى كسى كه ضعف پیدا نكند از دعا خواندن و مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت امام حسین علیه السلام در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد زیر آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نیكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز كند در ركعت اوّل بعد از حمد توحید و در دویم بعد از حمد قُل یا اَیُّهَا الْكافِروُنَ بخواند بعد از آن چهار ركعت نماز گذارد در هر ركعت بعد از حمد توحید پنجاه مرتبه بخواند فقیر گوید كه این نماز همان نماز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام است كه در اعمال روز جمعه گذشت .

تسبیحات حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله در روز عرفه

پس فرموده بخوان این تسبیحات را كه مروى از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله است و سیّد بن طاوُس در اقبال ذكر فرموده :

 



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت          صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

ffbc1329262199a88b989ef8d30452a2 اس ام اس تبریک عید فطر 91

طبیعت با بهار طراوت می یابد و معنویت با بهار رمضان اوج می گیرد. بهار طبیعت با نوروز آغاز می شود و بهار معنویت با ماه رمضان. سردی طبیعت با شکوفه های بهاری و سرود بلبلان رخت بر می بندد و یخهای عصیان و نافرمانی، با زمزمه های نیمه شب رمضان و ترنم دعای رمضانیان آب می شود. در رمضان است که می توان هفت شهر عشق را پیمود و دیو نفس را بر زمین افکند و در عید فطر پیروزی فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.
اگر گردش زمین دور خورشید، آغازگر سال شمسی است واگر تکاپوی ماه بر گرد زمین، نوید بخش سال قمری؛ حرکت سالک عاشق در رمضان المبارک در مدار توحید، طلایه دار سال معنوی است و پیروزی قلب سلیم بر شهوت بدخیم، نوروز آن.

11d803a180ecae708d1d79e3943b627d اس ام اس عید فطر 91

رضای آل محمد علیهم السلام را سخنی شنیدنی است:«اِنَّما جُعِلَ یَوْمُ الْفِطْرِ الْعیدَ لِیَکُونَ لِلْمُسْلِمینَ مُجْتَمَعا یَجْتَمِعُونَ فیهِ وَ یُبْرِزُونَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَیُمَجِّدُونَهُ عَلی ما مَنَّ عَلَیْهِمْ فَیَکُونُ یَوْمَ عیدٍ وَ یَوْمَ اِجْتِماعٍ وَ یَوْمَ فِطْرٍ وَ یَوْمَ زَکاةٍ وَ یَوْمَ رَغْبَةٍ وَ یَوْمَ تَضَرُّعٍ. وَ لأَِنَّهُ اَوَّلُ یَوْمٍ مِنَ السَّنَةِ یَحِلُّ فیهِ الاَْکْلُ وَالشُّرْبُ لاَِنَّ اَوَّلَ شُهُورِ السَّنَةِ عِنْدَ اَهْلِ الْحَقِّ شَهْرُ رَمَضانَ فَأَحَبَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ اَنْ یَکْونَ لَهُمْ فی ذلِکَ مَجْمَعٌ یَحْمِدُونَهُ فیهِ وَ یُقَدِّسُونَهُ؛
همانا روز فطر، عید قرار داده شده تا برای مسلمانان روز اجتماعی باشد که در آن روز گرد هم آیند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز کنندو به خاطر منّتی که بر آنان نهاده است، او را ستایش کنند، پس روز عید و روز گردهم آیی و روز افطار، روز زکات، روز گرایش به یکدیگر و روز تضرّع [به پیشگاه حق تعالی] است، [و نیز روز فطر، روز عید قرار داده شده] به دلیل آنکه روز فطر اولین روز سال است که خوردن و آشامیدن در آن جایز شمرده شده است، چرا که نزد اهل حق اولین ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عید فطر، مسلمانان اجتماع کنند و با یکدیگر به ستایش و تقدیس او بپردازند.»
در صبحدم این عید آسمانی است که هاتفی ملکوتی، پیروزمندان میدان جهاد اکبر را به دریافت پاداششان فرا می خواند، پاداشی فراتر از پاداشهای خاکی و غیرقابل مقایسه با هدایای پادشاهان زمینی.
امام باقر علیه السلام ازپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کردند: «اِذا کانَ أَوَّلُ یَوْمٍ مِنْ شَوّال نادی مُنادٍ: اَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلی جَوائِزِکُمْ. ثُمَّ یا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَیْسَتْ کَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوکِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ یَوْمُ الْجَوائِزِ؛ هنگاهی که روز اول ماه شوال فرا می رسد، منادی ندا می دهد: هان ای مؤمنان! برای دریافت جوایزتان صبح زود بشتابید. ای جابر، جوایز خداوند همانند جوایز پادشاهان نیست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوایز است.»
فاتحان و مدال آوران جهاد اکبر را شایسته نیست که از پس این پیروزی بزرگ، در گرداب معصیت و نافرمانی در غلطند و دیگر بار اسیر نفس فرومایه شوند و عزت خدایی را با ذلّت شیطانی معاوضه کنند. امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه های عید فطر، مردم را به دوری از معصیت در ابعاد مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی، و... دعوت می فرماید.
امام علی علیه السلام در عید فطر خطبه خواند تا آنجا که فرمود: «اَطیعُوا اللّه فیما نَهاکُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَ اِتْیانِ الْفاحِشَةِ وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ بَخْسِ الْمِکْیالِ وَ شَهادَةِ الزُّوْرِ وَ الْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ؛ فرمان خداوند را در خودداری از کارهایی که شما را از آن برحذر داشته است، عمل کنید [که از آن جمله است:] نسبت ناروا به زنان عفیف، شهوترانی حرام، شراب خواری، کم فروشی، شهادت ناحق و فرار از جهاد.»
از همین رو است که پاکان و سالکان را در تعظیم این عید عظیم آدابی است و در تحکیم شعائر آن احکامی.

 

 



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

میلاد باسعادت پیام آور توحید و مهربانی،حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) بر تمامی موحدین جهان تهنیت باد.

بنیان گذار کبیر انقلاب اسلام، حضرت امام خمینی رحمه الله در پیامی به مناسبت شادباش سال نو مسیحی، به مسیحیان چنین می فرمایند: «صلوات و سلام خدای بزرگ بر حضرت عیسی بن مریم، روح اللّه و پیامبر عظیم الشأن که مردگان را احیا و خفتگان را بیدار فرمود. صلوات و سلام خدای بزرگ بر مادر عظیم الشأنش، مریم عذرا و صدیقه حورا، که با نفخه الهی، چنین فرزند بزرگی را به تشنگان رحمت الهی تسلیم نمود. درود بر روحانیون و احبار و رهبانان که با تعالیم عیسی مسیح، نفس سرکششان را به آرامش دعوت می کنند. درود بر ملّت آزاده مسیح، آنان که از تعالیم آسمانی عیسی روح اللّه برخوردارند».



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

31 مرداد روز جهانی مسجد گرامی باد

مسجد در اسلام قلب تپنده حیات اسلام و كانون و محور فعالیتهاى جامعه اسلامى‏است.

محمد سلیمان تاكیوچى عضو جامعه قوم شناسى ژاپن در پاسخ به این سؤال كه چرااز میان تمامى مذاهب خاور دور و خاور میانه، دین اسلام را پذیرفته و مسلمان‏شده، در مقاله‏اى مى‏نویسد:

«... مذهب بودا و مسیحیت علایق معنوى را از علایق مادى جدا كرده و انسان رابه كناره‏گیرى از جامعه ترغیب مى‏كند.

بعضى از فرقه‏هاى بودایى و مسیحى معبدها و صومعه‏ها را در كوهها و اماكن دوراز دسترس جامعه بنا مى‏كنند، اما در اسلام مساجد در قلب اجتماعات، در روستاهاو شهرها بنا مى‏شود و نیایش با جماعت و در خدمت جامعه مورد تقدیر است. من‏اطمینان دارم این زمان بهترین فرصت‏براى اشاعه اسلام در ژاپن است.» (1)

مجموعه‏هاى شهرسازى اسلامى همه وابسته و مربوط به مسجد جامع بوده و مسجد كه‏قلب جامعه است روزى پنج نوبت مسلمانان را از مجموعه‏ها و اجزاء شهر در خودجمع مى‏كند و ایمان آنان را تازه مى‏سازد و به جاى خود بازمى‏گرداند.

در بناهاى اسلامى چند نوع مسجد وجود دارد مانند مسجد محله، مسجد قبیله، مسجدبازار، مسجد جمعه و مسجد جامع.

در تمامى شهرهاى اسلامى مهمترین بنا، مسجد جامع است‏شامل مجموعه‏هاى زیر است:

مسجد و محراب، بیت‏المال، دارالعماره، مدرسه‏هاى علمیه، بازار، حمام، اداره‏حسبه، بیمارستان، رباط، اقامتگاه امام جمعه، آشپزخانه و محل مراسم عقدازدواج.

مسجد و تسبیح دسته‏جمعى به سوى كمال

مسجد: مشتمل بر گنبد،گلدسته، شبستان، منبر، محراب، دكه، وضوخانه و ...

گنبد و گلدسته‏هاى مسجد عابدى را مجسم مى‏كند كه عرقچین بر سر گذاشته و دودست‏خود را براى تسبیح و عبادت به سوى آسمان برافراشته و سقف زیر گنبدنمودار آسمان است و نمازگزاران همگان با تسبیح موجودات آسمانها و زمین خدارا تسبیح و عبادت مى‏كنند:

"یسبح لله ما فى السموات و ما فى الارض الملك القدوس العزیز الحكیم." (2)

ازبالاى گلدسته‏ها روزى پنج‏بار اذان گفته مى‏شود و مردم شهر براى نماز فراخوانده مى‏شوند.

منبر بر دو نوع است، منبر كوتاه براى موعظه نمازگزاران وتعلیم احكام و غیره در روزهاى عادى و منبر بلند براى روزهاى پرجمعیت و ایرادخطبه‏هاى نماز جمعه، ستونهاى مسجد، یادآور نماز ستون دین است.

مسجد و محراب

محراب از كلمه حرب به معناى جنگ، جایى است كه در گودى واقع‏شده همچون سنگر، رمز مبارزه با شیطان درون و آماده سازى نفس براى شیاطین‏الانس و از این رو مسجد گذشته از محل نماز، پایگاه بسیج و اجتماع رزمندگان ‏براى رفتن به جبهه‏ها و جهاد مقدس است. و در مرزها همین مساجد به صورت رباط وقرارگاه درآمده از منارهاى آن به عنوان دیده‏بانى استفاده مى‏شود.

مسجد و بازار

بعضى از مساجد جمعه و جامع از دو طرف و بعضى از چهار طرف‏به بازار راه دارد و بازارهاى اسلامى كه همچون مسجد طاق‏وار ساخته شده جزءمجموعه‏هاى مسجد جامع است و براى ورود به آنها از حیاط مسجد مى‏گذرند، باشد كه‏بازاریان با یاد خدا وارد بازار و كسب و كار شوند.

به تعبیر معماران و مهندسان شهرسازى كه در بناهاى اسلامى كاوش مى‏كنند بازاراسلامى بهمنزله ستون فقرات یك شهر است و این همان تعبیرى است كه خداوند درقرآن براى مال كرده است:

"التى جعل الله لكم قیاما." (3)(اموالى كه خداوند مایه قوام شما قرار داده‏است).

هدف قرآن از پیوند میان مسجد و بازار این است كه مردانى تربیت كند كه:

"...لاتلهیهم تجارة ولابیع عن ذكر الله و اقام الصلوه..." (4)هیچ تجارت و داد و ستدى ‏آنان را از یاد خدا و اقامه نماز باز ندارد.

نتیجه پیوند میان بازار و مسجد این بود كه قوانین اقتصاد اسلامى اغلب خود به ‏خود به اجرا در مى‏آمد و بازاریان روزى چند نوبت در مساجد از نیروى ایمان وتقوى شارژ مى‏شدند و چون به سر كار باز مى‏گشتند، كمتر دروغ مى‏گفتند و كمتر به‏احتكار و كم‏فروشى مى‏پرداختند.

و از اینرو معاملات با اعتماد فراوان در بازارهاى اسلامى صورت مى‏گرفت، و مسلمانان كار و تجارتشان را چیزى جداى از عبادت نمى‏دانستند.

روژه‏ گارودى فیلسوف مسلمان فرانسوى در كتاب خود مسجد آئینه اسلام مى‏نویسد:

«در دوران عظمت اسلام تمام زندگى شهر در مسجد جریان داشت، در آنجاست كه ‏قراردادهاى تجارى بسته مى‏شود، زیرا اسلام تمایزى میان مقدس و نامقدس ‏نمى‏شناسد، اجراى شریعت ‏بیش از هر چیز به این معنى بوده است كه انسان 24 ساعت ‏شبانه‏روز در محضر خداوند بسر مى‏برد و هر عملى در زیر نگاه او انجام مى‏شود،بنابراین هر عملى كه توام با تقوى باشد یك بعد قدسى دارد و نماز درنگى است ‏در سلسله لحظات گوناگون، درنگى كه به سایر لحظات معنى مى‏دهد. بنابراین نماز از بقیه اعمال جدا نیست.» (5)



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

درمعنی " فطر " در " اقرب الموارد " آمده است که عید روزه گشادن ، جشنی که مسلمانان پس از روزه ماه مبارک رمضان در روز اول شوال گیرند .

عید فطر نیز دارای آداب و مراسم ویژه ای است .در این روز مسلمانان با ظاهری آراسته و پاک در نماز عید فطر شرکت می جویند و خداوند را به خاطر نعمات این ماه مبارک ، سپاس می گویند .بازدید اقوام و آشنایان و تبریک عید وپرداخت " فطریه " به مستحقان ازدیگر نکات قابل ذکر در خصوص این رویداد عظیم اسلامی است که دارای ابعاد فردی و اجتماعی فراوان است .

با این تعاریف غیر ممکن خواهد بود که این عید فرخنده و این روز خجسته از نگاه شاعران نکته یاب مسلمان دورمانده باشد .در گنجینه ادب پارسی درباره این واقعه اشعار بسیار دل انگیزی سروده شده است که حکایت از منزلت این عید سعید دارد ، عیدی که جشن پیروزی بر نفس سرکش است .از آن جا که " فطر " پایان " صوم " است به عید فطر عید صیام نیز گفته شده است وتبریک و تهنیت این روز همچون دیگر اعیاد اسلامی مورد توجه قرار گرفته شده است :

خاقانی شروانی :

گفتم کدام عید نه اضحی بود نه فطر

بیرون از این دو عید چه عیدست دیگرش

رودکی سمرقندی :

روزه به پایان رسید و آمد نو عید

هر روز بر آسمانت باد امروا

منوچهری دامغانی :

بر آمدن عید و برون رفتن روزه

ساقی بدهم باده بر باغ و به سبزه

خواجه شمس الدین محمد حافظ :

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی

کایام گل و یاسمن و عید صیام است

مسعود سعد سلمان :

ای خداوند عید روزه گشای

بر تو فرخنده شد چو فر همای



نوع مطلب : مذهبی، شعر ، داستان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

نماز عید فطر دو رکعت است در رکعت اول حمد و سوره (سوره اعلی بهتر است خوانده شود) بخواند و بعد از قرائت پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری این قنوت را بخواند:

اَللَّهُمَّ أَهْلَ الْکِبْرِیَاءِ وَ الْعَظَمَةِ
ای خدا ای که عظمت و کبریایی شایسته و مخصوص توست
وَ أَهْلَ الْجُودِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ أَهْلَ الْعَفْوِ وَ الرَّحْمَةِ وَ أَهْلَ التَّقْوَی وَ الْمَغْفِرَةِ
و جود و بخشش و جلال و جبروت به تو اختصاص دارد و لایق عفو و رحمت و سزاوار ترس از عصیان و آمرزش گناهان تویی
أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذَا الْیَوْمِ الَّذِی جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیداً
از تو درخواست می‏کنم به حق این روز که برای مسلمین عید قرار دادی
وَ لِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهِ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاً وَ مَزِیداً أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
و برای محمد صلی الله علیه و آله ذخیره و زیادت مقام گردانیدی درخواست دارم که درود بر محمد (ص) و آلش فرستی
وَ أَنْ تُدْخِلَنِی فِی کُلِّ خَیْرٍ أَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ
و مرا هم در هر سعادتی که محمد (ص) و آل محمد (ع) را داخل گردانیدی داخل سازی
وَ أَنْ تُخْرِجَنِی مِنْ کُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ‏
و از هر بدی که محمد (ص) و آل محمد (ع) را خارج ساختی مرا نیز خارج گردانی که درود بر محمد و آل او باد
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ خَیْرَ مَا سَأَلَکَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ وَ أَعُوذُ بِکَ فِیهِ مِمَّا اسْتَعَاذَ مِنْهُ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ الْمُخْلِصُونَ‏
ای خدا من از تو درخواست می‏کنم بهتر چیزی را که بندگان شایسته‏ات از تو درخواست کردند و پناه می‏برم به تو از آنچه بندگان صالحت به تو پناه بردند.

پس تکبیر ششم بگوید و برکوع رود و بعد از رکوع و سجود برخیزد برکعت دوم و بعد از حمد سوره (بهتر است سوره شمس را بخواند) بخواند پس چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری آن قنوت را بخواند و چون فارغ شد تکبیر پنجم گوید و به رکوع رود پس نماز را تمام کند
بعد از سلام تسبیح زهرا علیها السلام بفرستد و بعد از نماز عید دعاهای بسیار وارد شده است و شاید بهترین آنها دعای چهل و ششم صحیفه کامله باشد. و مستحب است که نماز عید در زیر آسمان و بر روی زمین بدون فرش و بوریا واقع شود و آنکه برگردد از مصلی از غیر آن راهیکه رفته بود و دعاء کند از برای برادران دینی خود بقبولی اعمال.
 



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

بحث وجوب تكلیف (تعریف و تقسیم)

یكی از مسائلی كه متكلمان در باب عدل الهی مطرح كرده‎اند، مسئله تكلیف است، تعریف تكلیف و اقسام آن، فلسفه تكلیف و وجوب آن، شرایط و ویژگی‎های تكلیف از جمله بحث‎هایی است كه در این باره مطرح شده است.
این مسئله با آنچه امروزه به عنوان «ضرورت دین» مطرح است ارتباط مستقیم دارد.

تعریف و تقسیم

تكلیف در لغت از كلفت به معنای مشقت گرفته شده است، و در اصطلاح به گونه‎های مختلف تعریف شده است. جامع‎ترین آنها عبارت است از این كه:
«تكلیف عبارت است از بعث و فرمان كسی كه اطاعت از او ابتداءً واجب است، به فعلی كه با كلفت و مشقت همراه است؛ إنه بعث من تجب طاعته ابتداءً علی ما فیه كلفة و مشقة»[1] باقید «ابتداءً» بعث و فرمان پیامبر یا امام یا كسان دیگری كه به فرمان الهی اطاعت از آنان واجب است خارج گردید. پس تكلیف منحصر در بعث و فرمان الهی است.
و مقصود از این كه متعلق تكلیف با مشقت همراه است، این است كه التزام به آن طبق دستور شارع با چنین صفتی همراه است، هر چند آن عمل به خودی خود مشتمل بر لذت و مطابق میل باشد. مانند خوردن مقداری از گوشت قربانی برای كسی كه حج تمتع به جای آورده است.
متعلق تكلیف گاهی اعتقاد است و گاهی عمل، و اعتقاد گاهی عقلی صرف است مانند اعتقاد به وجود خداوند و علم و قدرت و حكمت او یعنی اعتقاداتی كه اثبات شریعت متوقف بر آنهاست. چنین اعتقاداتی جز از طریق عقل اثبات نمی‎شوند، و آنچه در متون دینی در این باره آمده است، ارشادی و تأییدی خواهد بود.
و گاهی نقلی صرف است، مانند اعتقاداتی كه از طریق عقل نمی‎توان آنها را اثبات كرد. چون سؤال قبر، میزان، صراط و غیره. و گاهی هم عقلی است و هم نقلی. مانند توحید.
تكلیف عملی نیز گاهی عقلی صرف است مانند وجوب رد ودیعه و شكرمنعم، و احسان به والدین، و ترك ظلم و كذب. و گاهی نقلی است، مانند بسیاری از فروع اسلام دربارة نماز، روزه، زكات و غیره.
با نگاهی دیگر می‎توان گفت: همة احكام دینی هم عقلی‎اند و هم شرعی، زیرا از آن جهت كه این احكام تابع یك سلسله ملاكات واقعی و مصالح و مفاسد نفس الامری هستند،‌عقلی نامیده می‎شوند. زیرا عقل، لزوم این ملاكات و مصالح و مفاسد را بیان می‎كند، و از آن نظر كه از طریق وحی بیان شده‎اند، شرعی نامیده می‎شوند.[2]
تقسیم دیگر تكلیف به اعتبار نوع تكلیف است كه به واجب، حرام، مستحب، مكروه و مباح تقسیم شده است. حكیم لاهیجی در این باره چنین گفته است:
«تكلیف كه عبارت از فرمان است، خطابی است الهی متعلق به افعال عباد من حیث الاتصاف بالحسن و القبح، بر سبیل اقتضا و یا بر سبیل تخییر؛ و مراد از اقتضا طلب است، كه یا متعلق است به فعل یا ترك؛ و تخییر تسویه است میان فعل و ترك. پس اگر طلب متعلق به فعل باشد، آن فعل حسن باشد. چه، طلب قبیح، قبیح است از حكیم. واگر متعلق به ترك فعل باشد، فعل قبیح باشد، چه، طلب ترك حسن، قبیح است. و طلب فعل اگر با عدم تجویز ترك باشد آن را واجب گویند، و اگر با تجویز ترك باشد مندوب و طلب ترك اگر با عدم تجویز فعل باشد حرام گویند، و اگر با تجویز فعل باشد، مكروه، و فعلی را كه متعلق تخییر باشد مباح گویند».[3]

فلسفه تكلیف

در این كه تكلیف حسن است، تردیدی نیست، زیرا تكلیف فعل خداوند است، و فعل خداوند حسن است. اما این كه وجه حسن تكلیف چیست؟ مسئله‎ای است كه به فلسفة تكلیف و غرض از آن باز می‎گردد، و متكلمان عدلیه وجوهی را برای آن بیان كرده‎اند.
الف. یكی از دلایل حسن تكلیف این است كه زمینة دریافت پاداش‎های عظیم اخروی را برای انسان فراهم سازد. از نظر متكلمان، پاداش‎های اخروی تنها دریافت لذایذ و تمتعات اخروی نیست، بلكه با تجلیل و تكریم و مدح و ثنای خاص الهی نیز همراه است. یعنی خداوند در قیامت نیكوكاران را مورد تجلیل و تكریم و مدح و ثنای ویژه قرار می‎دهد، و مواهب اخروی را نیز در اختیار آنان می‎گذارد. بدیهی است، این تكریم و تجلیل ویژه بدون آن كه آنان شایستگی آن را داشته باشند، پسندیده نیست، و مانند این است كه فرد نادانی را به شیوه‎ای كه دانایان اكرام می‎شوند اكرام نمایند. شایستگی برخورداری از آن تكریم و تعظیم ویژه در گرو آن است كه آنان مورد امتحان واقع شوند، و تكالیف دینی در حقیقت برنامة این امتحان الهی است. بنابراین، تكلیف زمینة بدست آوردن شایستگی برای برخورداری از پاداش‎های اخروی را برای انسان فراهم می‎سازد. و در حسن چنین غرض مهمی تردیدی وجود ندارد.[4]
ب. تكالیف شرعی مصداق لطف نسبت به تكالیف عقلی‎اند، زیرا هر گاه انسان عبادت‎ها و دستورات شرعی مانند نماز، روزه، زكات و نظایر آن را رعایت كند، در رعایت تكالیف عقلی، چون تحصیل معرفت، رعایت حقوق افراد، عدالت گرایی، اجتناب از ظلم و مانند آن،‌ آمادگی بیشتری خواهد داشت. و آنچه مصداق لطف است پسندیده و بلكه واجب است.[5]
ج. غرض از آفرینش انسان این است كه به قرب الهی نائل گردد تا كمال مطلوب خویش را باز یابد. از طرفی، حقیقت انسان از دو قوة عقل و شهوت تركیب یافته است كه با یكدیگر سر ناسازگاری دارند، و سعادت انسان در گرو آن است كه قوة شهوت تحت تدبیر قوة عقل باشد، تا هم نیازهای بدنی برآورده شود، و هم كمالات معنوی بدست آید. تحقق این هدف به برنامه‎ای دقیق و جامع نیاز دارد كه با اجرای آن بتوان از افراط و تفریط در یكی از دو قوة مزبور جلوگیری كرد، و اصل اعتدال را بر حیات مادی و معنوی انسان حاكم نمود. از طرفی، اكثر عقول بشر از درك چنین برنامه‎ای ناتوانند، و بلكه كامل‎ترین نوع آن را هیچ یك از عقل‎های بشری نمی‎داند. بنابراین، مقتضای حكمت الهی این است كه برنامة ویژه‎ای را به عنوان احكام و تكالیف دینی برای بشر مقرر دارد.[6]
د. تكالیف دینی از جنبة حیات اجتماعی نیز برای بشر سودمند و بلكه ضروری است، زیرا حیات اجتماعی به قانونی جامع الاطراف نیاز دارد كه حقوق و وظایف افراد را نسبت به یكدیگر بیان كند قوانین بشری ـ گذشته از این كه به دلیل محدودیت‎های علمی بشر فاقد جامعیت می‎باشند ـ چون جنبة قدسی و معنوی ندارند، ضمانت اجرایی درونی نیز ندارند و از تربیت و تهذیب نفوس بشری نیز ناتوانند، چرا كه ركن مهم تربیت و تزكیة نفس ایمان و انقیاد در برابر قدرتی لایزال است. ولی تكالیف دینی همة ویژگی‎های مزبور را دارا می‎باشند، چرا كه از علم ازلی خداوند سرچشمه گرفته، و بر مبنای اعتقاد به توحید ومعاد استوارند.
در نتیجه انسان با اطمینان كامل آنها را می‎پذیرد، و با نگرشی قدسی به آنها عمل می‎كند. در این صورت هم یاد خدا را در دلها زنده می‎سازند، و هم حیات پس از مرگ و پاداش‎ها و كیفرهای اخروی را به انسان گوشزد می‎كنند. و در نتیجه، ضمن برخورداری از فواید دنیوی و آثار اجتماعی آن، فواید معنوی و تربیتی مهمی نیز بر آن مترتب می‎گردد.[7]

تكلیف و قدرت

یكی از شرایط مهم تكلیف این است كه مكلف بر انجام تكلیف قدرت داشته باشد، بدین جهت تكلیف مالایطاق قبیح، و بر خداوند حكیم محال است. تكلیف مالایطاق دو گونه است. یكی این كه اصل فعل از محالات است، مانند اجتماع ضدین و دیگری این كه فعل ممكن الوجود است، ولی مكلف توان آن را ندارد، مانند پرواز كردن به آسمان بدون استفاده از ابزاری مناسب. قرآن كریم آشكارا یادآورشده است كه خداوند كسی را به كاری كه در توان او نیست تكلیف نمی‎كند. «لا یُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها».[8]

 



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
بیداری افکار،شبستر


گل نرگس

جهت ورود به سایت بچه شیعه کلیک کنید