تبلیغات
سربازان سایبری ولایت - مطالب مهدویت و آخرالزمان
 
سربازان سایبری ولایت
وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ
درباره وبلاگ


خــدا خالق عشقه
محـمد گل عشقه
عـلی مظهر عشقه
زهـرا وجود عشقه
حسـن نمادعشقه
حسـین سالارعشقه
عبــاس ساقی عشقه
زیــنـب شاهد عشقه
سجــاد راوی عشقه
باقـــر کلام عشقه
صــادق احیای عشقه
کــاظم صابرعشقه
رضــا ضامن عشقه
تقـــی جمال عشقه
نقـــی پاکی عشقه
حســن بقای عشقه
مهـدی قیام عشقه

اللهم عجل لولیک الفرج


مدیر وبلاگ : سرباز سایبری ولایت
روزجمعه، هشتم ربیع الاول سال 260 هـ.ق، امام حسن عسکری علیه السلام پس از اینکه نماز صبح را خواندند، بر اثر زهری که هشت روز قبل معتمد به ایشانخورانده بود، به شهادت رسید. این حادثه در شرایطی روی داد که امام یازدهمافزون بر این که مانند پدران خود زمینه را برای غیبت آماده کرده بود، شبپیش از شهادتشان، دور از چشم مأموران خلیفه، نامه های بسیاری به شهرهایشیعه نشین فرستادند. خبر شهادت امام در سراسر شهر سامرا پیچید و مردم بهاحترام او عزاداری کردند. به گفته مورخان، در روز شهادت امام علیه السلام،سامرا به صحرای قیامت تبدیل شده بود.
 بر اساس گفته شیخ صدوق، خود امامزمان علیه السلام با کنار زدن عمویش جعفر که قصد نمازگزاردن داشت، بر بدنپدر بزرگوارش نماز خواند.
حکومت عباسی از مدت ها پیش بر اساس سخن رسولالله صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام مبنی بر این که مهدیفرزند امام حسن عسکری علیه السلام است، امام یازدهم را زیر نظر داشت ومراقب بود تا فرزندی از ایشان نماند، ولی امام یازدهم با پنهان نگه داشتنخبر ولادت فرزندش این نقشه را باطل کرده بود. پس از شهادت امام علیه السلامکم کم خبر فرزندی به نام مهدی علیه السلام پخش شد و تلاش چند باره خلیفهعباسی برای یافتن امام مهدی علیه السلام به نتیجه نرسید.



نوع مطلب : مهدویت و آخرالزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 ولادت با سعادت حضرت قائم (عج) بر تمامی شیعیان جهان مبارك باد

آلبوم تصاویر حضرت مهدی(عج)

دوازدهمین پیشواى معصوم، حضرت حجة بن الحسن المهدى، امام زمان - عجل الله تعالى فرجه - در نیمه شعبان سال 255 هجرى در شهر «سامرأ» دیده به جهان گشود. (1) او همنام پیامبر اسلام (م ح م د) و همكنیه آن حضرت (ابوالقاسم) است. (2) ولى پیشوایان معصوم از ذكر نام اصلى او نهى فرموده‏اند. (3)

از جمله القاب آن حضرت، حجت، قائم، خلف صالح، صاحب الزمان (4)، بقیة الله است (5) و مشهورترین آنها «مهدى» مى‏باشد. (6)

آلبوم تصاویر حضرت مهدی(عج)

پدرش، پیشواى یازدهم حضرت امام حسن عسكرى - علیه السلام - و مادرش، بانوى گرامى «نرجس »است (7) كه بنام «ریحانه»، «سوسن» و «صقیل» نیز از او یاد شده است. (8) میزان فضیلت و معنویست نرجس خاتون تا آن حد، والا بود كه «حكیمه» خواهر امام هادى - علیه السلام - كه خود از بانوان عالیقدر خاندان امامت بود، او را سرآمد و سرور خاندان خویش، و خود را خدمتگزار او مى‏نامید. (9)

حضرت مهدى دو دوره غیبت داشت: یكى كوتاه مدّت (غیبت صغرى) و دیگرى دراز مدّت (غیبت كبرى). اولى، از هنگام تولد تا پایان دوران نیابت خاصّه ادامه داشته و دومى، با پایان دوره نخست آغاز شد و تا هنگام ظهور و قیام آن حضرت طول خواهد كشید. (10)

تولد حضرت مهدى (ع) از دیدگاه علماى اهل سنت

چنانكه در صفحات آینده توضیح خواهیم داد، اعتقاد به موضوع مهدویت اختصاص به شیعه ندارد، بلكه بر اساس روایات فراوانى كه از پیامبر اكرم (ص) رسیده، علماى اهل سنت نیز این موضوع را قبول دارند. منتها آنان نوعاً تولد حضرت مهدى را انكار مى‏كنند و مى‏گویند: شخصیتى كه پیامبر اسلام از قیام او (پس از غیبت) خبر داده، هنوز متولد نشده است و در آینده تولد خواهد یافت! (11)

با این حال تعداد قابل توجهى از مورخان و محدّثان اهل سنت، تولد آن حضرت را در كتب خود ذكر كرده و آن را یك واقعیت دانسته‏اند. بعضى از پژوهشگران بیش از صد نفر از آنان را معرفى كرده‏اند. (12)

آلبوم تصاویر حضرت مهدی(عج)



نوع مطلب : مهدویت و آخرالزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

جریان امامت و ولایت ائمة اطهار علیهم السلام جداى از یك‌ دیگر نبوده، بلكه متناسب با شرائط و مقتضیات زمان، جلوه‌هاى گوناگونی به خود گرفته است. این جریان، گاه در قیام سرخ، گاه در نهضت فرهنگى و علمی، گاه در لباس اسارت و گاه در تبعید و هجرت، متبلور شده است؛ اما از آن‌جا كه تمامی معصومین، یك نور واحد هستند

(خَلَقَكُمُ اللَّهُ أَنْوَارا[1])، هدف واحدی را نیز دنبال مى‌كنند.
حفظ مكتب، هدایت امت، تبیین و اجراى حق و عدل و نیز ستیز با باطل، هدف مشترك تمام امامان علیهم السلام بود كه هم‌چون رودخانه‌اى كه در مسیر خود، پیچ و تاب خاصى مى‌یابد، در هر زمان به شكلی بروز یافت تا همگان را حیات بخشد و سرانجام به اقیانوس حاكمیت عدل و امن الهى در زمان حضرت ولی‌عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بیانجامد.
لیكن در این میان، پیوستگى و ارتباط میان قیام امام حسین علیه السلام و انقلاب حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف، نمود
بیشتری دارد. گویا نهضت نینوا، نهال و بذرى بود كه در روز عاشورا كاشته شد تا در گذر زمان، رشد كند و در عصر ظهور، به ثمر بنشیند. در عصری كه همة پیامبران و امامان علیه السلام، در انتظار فرا رسیدن آن بوده‌اند؛ عصری كه در آن، وعده‌هاى الهی بر حكومت جهانی حق و عدل[2]، تحقق می‌یابند و آیة استخلاف[3] عینیت پیدا می‌كند.

نمونه‌های پیوند عاشورا و انتظار
1. امام حسین علیه السلام به فرزندش، امام سجاد علیه السلام فرمود: «اى فرزندم! به خدا سوگند؛ خون من از جوشش نخواهد افتاد تا آن‌كه خداوند، مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف را برانگیزد و انتقام خونم را بگیرد[4]».
2. در دعاى ندبه و شرح غم هجران مهدى موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف، از میان صدها شهید عترت پیامبر صل الله علیه و آله، تنها از شهید كربلا، سخن به میان می‌آید.
3. شعار قیام جهانى امام منتظَر و یارانش، «یا للثارات الحسین» خواهد بود.[5]
4. بیش از دویست روایت، به این مساله اشاره دارند كه حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف ، فرزند و از نسل امام حسین علیه السلام است و خود این نكته،
گویاى رمز عمیق این ارتباط است. از جمله، پیامبر صل الله علیه و آله در بیانى به فاطمة زهرا علیها السلام فرمود: «قسم به خدایى كه جز او معبودى نیست؛ مهدى این امت كه عیسى بن مریم، پشت سر او نماز مى‌خواند از ما مى‌باشد» و آن‌گاه با دست مبارك بر شانة امام حسین علیه السلام زد و سه مرتبه فرمود: «او از حسین علیه السلام است»[6]. هم‌چنین آن حضرت، به سلمان و ام سلمه فرمود: «مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان حسین علیه السلام است؛ پس خوشا به حال آن‌كه از دوستان حسین علیه السلام باشد كه به خدا قسم؛ شیعیان و پیروان او در روز قیامت، رستگارند[7]».
امام على علیه السلام نیز در خطاب با امام حسین علیه السلام می‌فرمایند: «‌اى حسین! نهمین فرزند تو، كسى است كه بر اساس حق، قیام می‌كند،دین را ظاهر و حاكم می‌‌نماید و عدالت را گسترش می‌دهد» و آن‌گاه كه امام حسین علیه السلام از ایشان می‌پرسد: «آیا این امر واقع خواهد شد؟»، ادامه می‌دهند: «آری، قسم به خدایى كه محمد صل الله علیه و آله را به پیامبری برگزید و او نیز مرا بر همة آدمیان، مبعوث كرد. لیكن این امر، بعد از غیبت و دور‌ة حیرت خواهد بود»[8].



نوع مطلب : عاشورا و عاشوراییان، مهدویت و آخرالزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

اندیشه مهدویت در اسلام -و به ویژه روایت شیعی آن- به دلایل گوناگونی مورد توجه و بررسی بسیاری اندیشمندان غربی[1] قرار گرفته است. فارغ از هدف این متفكران از بررسی و اظهار نظر در این موضوع، مباحث مطرح شده از سوی این افراد حاوی نكات خاص و برجسته ای است كه قابل تامل و دقت است چرا كه نوع نگاه غرب و

اندیشمندان آن را به مفاهیم اسلامی و شیعی نمایان می­سازد.
یكی از مباحثی كه در این باره در ذیل مقالات متعدد نویسندگان غربی نمود دارد، نقش قیام امام حسین ع و حادثه كربلا در شكل­گیری و هدف دهی به اندیشه مهدویت نزد شیعه است. اكثر این پژوهشگران به ارتباط حركت امام حسین ع بر علیه ظلم حاكمان و در نتیجه نقش شهادت او و یاران و همراهانش در پایه گذاری اولیه مفهوم مهدویت در سیر تكاملی اندیشه شیعی مورد اذعان قرار داده اند و حتی انتقام گیری مهدی ع از خون شهید كربلا را از جمله اهداف مهم قیام ایشان دانسته‌اند. از آنجا كه دقت در نوشته های این اندیشمندان هم ما را در دریافت نوع نگاه ایشان به این دو مفهوم بنیادین راهنمایی می كند و هم می تواند به نوعی ما را از اشكالات خود در طرح این مباحث آگاه كند، این نوشتار تنظیم شده است. به این منظور ارتباط این دو مفهوم در نگاه چند اندیشمند و نویسنده غربی كه عمدتا این مطالب را در همایشها و مجلات معتبر مطرح نموده‌اند، مورد بررسی قرار می گیرد.
1) مهدویت و تاثیر آن بر بیداری اسلامی
جفری هالورسون و استیون كرمن در مقاله ای با نام "ایران و مصر: یك روایت از دو داستان"[2] به بررسی تفاوتهای انقلاب مصر و ایران می پردازند و در خلال این بررسی به پیش زمینه های اعتقادی مردم این دو كشور اشاره می نمایند. این دو محقق دو اندیشه "مهدویت" و "كربلا" را به عنوان دو برگ برنده اندیشه شیعی و باعث موفقیت انقلاب ایران معرفی می كنند. ایشان در تبیین نقش اندیشه اول می نویسند:
روحیه انقلابی شیعه برپایه اندیشه بنیادین مهدویت شكل گرفته است و این دیدگاه است كه انتظار طولانی مدت و بازگشت نهایی دوازدهمین امام شیعه برای شكل دادن عصر جدید را تبیین می كند. شیعه به خلاف اهل سنت، حكومت دیگران را نامشروع می داند و تنها به حسب ضرورت حكومت فقیهان آشنا به احكام الهی را می پذیرد. اگرچه اندیشه مهدویت در دیدگاه اهل سنت هم وجود دارد ولی اهمیتی كمتر و اختلافات اساسی با دیدگاه شیعه دارد.
كربلا و قیام امام حسین ع دومین موردی است كه مورد توجه این دو نویسنده قرار گرفته است. ایشان با ذكر دیدگاه شیعه در مورد قیام و شهادت امام حسین ع و تاثیر شگرف آن بر نپذیرفتن حكومت ظالمان می نویسند:
این حادثه موجب ایجاد اندیشه بنیادین در شیعه گردید كه مرگ بهتر از زندگی تحت حكومت ستمگران و قدرتهای كافر است.... این اندیشه در طول تاریخ همراه با شیعه بوده و چنین عاملی باعث شده كه حكومت ایران كشورهایی مانند اسرائیل و امریكا و حتی برخی كشورهای همسایه خود را در نقش یزید دانسته و با آنها مقابله نماید. در طرف مقابل جامعه سنی، حادثه عاشورا را تنها حادثه ای تراژدیك و سوزآور كه در آن نوه پیامبر اسلام كشته شده می بینند و نه حادثه ای تاثیرگذار در عرصه سیاست.
در آخر این دو محقق نتیجه می گیرند كه ماهیت انقلاب مصر با انقلاب شیعی ایران با وجود برخی شباهتها، تفاوتهای بنیادین دارند و نباید از آنها غافل ماند.



نوع مطلب : عاشورا و عاشوراییان، مهدویت و آخرالزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید


اهمیت دادن به نماز

امام حسین‏ (ع)  و یارانش سرگرم نبرد بودند كه ابوثمامه، «عمرو بن عبدالله صائدی» خطاب به آن حضرت فرمود: وقت نماز ظهر است، گرچه من دست از تو نمی‏كشم تا كشته شوم، امّا دوست دارم دوركعت نماز با تو بخوانم. امام سربرداشت و در حق او اینگونه دعا كرد.

قال الامام الحسین‏ ع : ذَكَّرْتَ الصَّلاةَ، جَعَلَكَ اللهُ مِنَ الْمُصَلِّینَ الذَّاكِرینَ! نَعَمْ، هذا أَوَّلُ وَقْتِها
آنگاه به یاران فرمود: سَلُوهُمْ أَنْ یَكُفُّوا عَنَّا حَتَّی نُصَلّی.[1]
كوفیان مخالفت كردند. حضرت اباعبدالله‏ ع  خود اذان گفت، وقتی اذان تمام شد خطاب به عمر سعد فرمود: یابْنَ سَعْدٍ اَنَسیتَ شَرایِعَ الْاِسْلامِ، اَلاتَقِفُ عَنِ الْحَرْبِ حَتَّی نُصَلّی وتُصَلُّونَ وَنَعُودَ إلی الْحَرْبِ.
عمر سعد جواب نداد. امام‏ ع  فرمود، شیطان بر او چیره شد.آنگاه به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله فرمود: تَقَدَمَّا اَمامی حَتَّی اُصَلِّیَ الظُّهْرَ 
مهلت خواستن برای نماز
در روز نهم محرّم، عمر سعد و دیگر سران نظامی تصمیم گرفتند كه با یك حمله عمومی كار را یكسره كنند، حركت لشگرها و بالارفتن گرد و غبارها همه را متوجّه خود ساخت، امام حسین‏ ع  برادرش حضرت عبّاس‏ ع  را فرستاد تا علّت حركت سپاه دشمن را بداند.
حضرت عبّاس رفت و بازگشت و فرمود: می‏گویند یا با یزید بیعت كن و یا آماده نبرد باش.
حضرت اباعبدالله7به برادر فرمود:
اِرْجَعْ اِلَیْهِمْ فَاِن اِسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلی غَدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیَّةَ، لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنا اللَّیْلَةَ وَنَدْعُوهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ أَنّی كُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ كِتابِهِ وَكَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالْاِسْتِغْفارِ.[2]
فَقَامَ اللَّیْلَ كُلَّهُ یُصَلِّی وَ یَسْتَغْفِرُ وَ یَدْعُو وَ یَتَضَرَّعُ وَ قَامَ أَصْحَابُهُ كَذَلِكَ یُصَلُّونَ وَ یَدْعُونَ وَ یَسْتَغْفِرُونَ[3]
بَاتَ الْحُسَیْنُ وَ أَصْحَابُهُ تِلْكَ اللَّیْلَةَ وَ لَهُمْ دَوِیٌّ كَدَوِیِّ النَّحْلِ مَا بَیْنَ رَاكِعٍ وَ سَاجِدٍ وَ قَائِمٍ وَ قَاعِدٍ...[4]
امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و منتظرانش
وقت نماز
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْغَدَاةَ إِلَى أَنْ تَنْقَضَّ النُّجُومُ[5]؛ از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است كسی كه نماز صبح را تا ناپدید شدن ستارگان به تأخیر بیندازد.
وفای به عهد
امام حسین ع   و یارانش
وفاداری نسبت به قرارداد صلح
پس از آنكه با امضاء قرار دادنامه صلح تحمیلی معاویه بر عراق و شام حاكم شد از آن پس دیگر امام حسین‏ ع  نیز كه به صلح وفادار بود. هرگاه اشخاصی یا گروه‏هایی با امام حسین‏ ع  تماس می‏گرفتند و تلاش می‏كردند آن حضرت را بر ضدّ معاویه بشورانند پاسخ می‏داد:
قال الامام الحسین‏ ع : اِنَّ بَیْنیِ وَ بَیْنَ الْقَوْمِ مَوْعِداً أَكْرَهُ أَنْ أُخَلِفَهُمْ، فَاِنْ یَدْفَعِ اللهُ عَنَّا فَقَدیماً ما أَنْعَمَ عَلَیْنا وَ كَفی، وَاِنْ یَكُنْ ما لابُدَّ مِنْهُ فَفَوْزٌ وَشَهادَةٌ اِنْ شاءَ اللهُ. امام حسین‏ ع  فرمود: میان ما و این قوم وعده و قراری است كه نمی‏خواهم از آن بازگردم، پس اگر خداوند شرّ آنها را از ما دفع كند، كه همواره در گذشته نیز چنین می‏كرد و ما را كفایت می‏فرمود. و اگر ناچار با آنان درگیر شویم پس رستگار شده و شهادت در انتظار ماست، اگر خدا بخواهد.[6]
وفای به پیمان صلح
به معاویه خبر داده بودند كه حسین‏ ع  قصد قیام و مبارزه بر ضدّ تو را دارد و با شیعیان خود در رفت و آمد است. معاویه نامه‏ای به امام حسین‏ ع  نوشت و خبرهای رسیده را طرح كرد و هشدار داد كه از كوفیان پروا كنید، آنها نسبت به پدر و برادر تو وفادار نبودند. امام‏ ع  در جواب او نوشت:
قال الامام الحسین‏ ع : أَتانی كِتابُكَ، وَ أَنَا بِغَیْرِ الَّذی بَلَغَكَ عَنّی جَدیرٌ، وَالْحَسَناتُ لایَهْدی لَها إِلاَّ اللهُ، وَما أَرَدْتُ لَكَ مُحارَبَةً وَلا عَلَیْكَ خِلافاً، وَما أَظُنُّ أَنَّ لی عِنْدَاللهِ عُذْراً فی تَرْكِ جِهادِكَ!! وَما أَعْلَمُ فِتْنَةً أَعْظَمَ مِنْ وِلایَتِكَ أَمْرَ هذِهِ الأُمَّةِ![7]
امام حسین‏ ع  فرمود: نامه تو بدست من رسید، من به آن گزارشاتی كه بتو دادند سزاوار نیستم، و نیكوكاری‏ها را جز خدا هدایت نمی‏كند، من هم اكنون قصد جنگ یا مخالفت بر ضد تو را ندارم، گرچه فكر می‏كنم عذری در ترك مبارزه با تو را نزد خداوند نخواهم داشت، زیرا من فتنه و فسادی بزرگتر از حكومت تو بر این امّت سراغ ندارم.
اصحاب حضرت
حضرت راجع به اصحابشان نیز می فرمایند: فَإِنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَ لَا خَیْراً مِنْ أَصْحَابِی...[8]
یارانى وفادارتر و پرمهرتر و بهتر از یاران خویش نمى‏شناسم...
امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و منتظرانش
وَ لَوْ أَنَّ أَشْیَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ... [9]
اگر شیعیان ما - كه خداوند بر اطاعتش موفقشان بدارد - با دلهای متّحد و یكپارچه بر وفای به عهد و پیمان اجتماع می‏كردند، ملاقات ما از آنها به تأخیر نمی‏افتاد، و سعادت دیدار و مشاهده با معرفت و راستی بر آنها به زودی حاصل می‏شد...
صله رحم
امام حسین ع   و یارانش
اگر زندگی باید بگونه‏ای اجتماعی و در سایه وحدت و همكاری تداوم یابد تا به تكامل و رستگاری برسیم، چه بهتر كه در زندگی اجتماعی به خویشاوندان و فامیلان خود توجّه داشته و با آنان ارتباط داشته باشیم كه ره‏آوردهای فراوانی خواهد داشت.
قال الامام الحسین‏ ع : مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُنْسَأَ فی‏ أَجَلِهِ وَ یُزادَ فی‏ رِزْقِهِ‏ فَلْیَصِلْ رَحِمَهُ.[10]
امام حسین‏ ع  فرمود: كسی كه دوست دارد و خوشحال است تا عمر او طولانی گردد، و روزی او فراوان شود، پس با خویشاوندان خود ارتباط داشته باشد.
بزرگواری حسین ع  را ببینید:



نوع مطلب : عاشورا و عاشوراییان، مهدویت و آخرالزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

ارتباط حقیقی واقعه عاشورا با مفهوم انتظار چیست؟ این واقعه تاریخی چگونه می‌تواند زمینه ساز عصر ظهور باشد؟
پاسخ به این سؤال، در درجه اول، نیازمند تحلیل واقعه عاشورا و عصر ظهور و شناسایی حقیقت انتظار است تا چگونگی مبدئیت عاشورا برای انتظار ظهور، معلوم شود. تحلیل‌های ما در این خصوص‌، مبتنی بر پیش‌فرض‌های ماست و این پیش فرض‌ها، ظرفیت تحلیل‌های ما را مشخص می‌كنند. در پیش‌فرض‌هایی كه ما در تحلیل حوادث بزرگ، مثل عاشورا یا ظهور به كار می‌بریم، نگرش ما به حضرت حق، فعل الهی و عظمت صنع پروردگار و نیز هدفمند بود و حكیمانه بودن این صنع، یعنی تجلی عظمت و حكمت الهی در خلقت، جایگاه برجسته و تعیین كننده‌ای دارد. در واقع، نگاه به آغاز آفرینش و مراحل سیر و تكامل آن، در این زمینه، تأثیرگذار است. در همین راستا باید به جایگاه فعل معصوم در مسیر خلقت توجه كرد.
دومین نكته قابل توجه در تحلیل حوادث با عظمتی چون واقعه عاشورا، نگاه فلسفه تاریخی است كه متأسفانه در طول تاریخ، مغفول واقع شده است؛ شاید به این دلیل كه این دانش، به صورت یك علم مدون، دانش سابقه‌داری نیست؛ هرچند در معارف ما جلوه‌هایی از آن وجود دارد. حال با در نظرگرفتن این نگاه، نمونه‌ای ذكر می‌كنم:
اگر فلسفه تاریخ شما، فلسفه ماركسیستی ـ مبتنی بر ماتریالیسم تاریخی ـ باشد و بخواهید عاشورا را تحلیل كنید، یا باید عاشورا را در جبهه تكامل تاریخی بگنجانید یا در جبهه مقابل تكامل تاریخی. چون آنها حقانیت را به تكامل تاریخ تعریف می‌كنند. حال اگر عاشورا را در جبهه تكامل تاریخ بردید، با نگاه فلسفه تاریخ ماركسیستی، باید آن را یك جنگ طبقاتی بدانید كه مقصودِ طبقه پیشرو است و در نهایت، باید آن را به روابط تولید برگردانید. این افقی است كه آنها در جنگ می‌بینند؛ یعنی یك نهضت بر آمده از متن ماده و حاصل پیچیده‌تر شدن مناسبات مادی، مبتنی بر منطق دیالكتیك و در چارچوب ماتریالیسم تاریخی؛ اما اگر این واقعه را در چارچوب فلسفه تاریخی كه مبتنی بر اندیشه‌های لیبرال ـ دموكراسی است قرار دهیم، باید بگوییم كه یا حركتی است استبداد گرایانه و مبتنی بر سنّت، یا حركتی به سمت توسعه دموكراسی. كسانی كه اخیراً زبان به تحریف عاشورا گشوده‌اند و می‌گویند عاشورا حركتی در جهت توسعه دموكراسی بوده، نگاهشان مبتنی بر این فلسفه تاریخ است. این اندیشه فلسفه تاریخی، خود را در تحلیل حادثه نشان می‌دهد؛ چراكه هر حادثه را در فرآیند تاریخ و در مسیر تكامل تاریخ باید دید كه یا مانع تكامل تاریخ است یا جریان پیشرویی است.
تضاد طبقاتی به سمت جامعه بی‌طبقه، اگر هم پیشرو بود، باید به سمت جامعه آرمانی باشد و اگر جامعه آرمانی، لیبرال دموكراسی است، اقدامی است به سوی توسعه دموكراسی و اگر جامعه آرمانی، كمون است، اقدامی است به سوی جامعه بی‌طبقه. حال آنكه اگر ما معتقد باشیم كه اندیشه و نگاه مذكور به عالم و تاریخ، غلط است و جهان به سمت توسعه و تكامل حركت می‌كند و تكامل هم با ظهور توحید و ولایت حقه، معنا می‌شود و نه با گسترش مناسبات اقتصادی یا بسط دموكراسی و اگر تكامل تاریخ را در مراتب ظهور ولایت حقّه در حیات انسانی ببینیم، طبیعتاً جامعه آرمانی ما جامعه‌ای است كه توحید در آن به معنای تام، ظهور پیدا می‌كند و مناسبات عالم و جامعه انسانی تحول می‌یابد. در نهایت، تعریف تكامل به « ظرفیت پذیرش ظهور ولایت» بدین معناست كه با ورود تجلی ولایت، مناسبات عالم تغییر می‌یابد و عالم، عالم دیگری می‌شود؛ عالمی كه به سوی تعالی در عصر ظهور رجعت انبیا، عالم قیامت و عوالم پس از قیامت حركت می‌كند؛ و این‌گونه معنای حركت تاریخ و تكامل آن، دگرگون می‌شود. در مقابلِ ظهور تجلیات نورانی الهی كه مبدأ كمال عالم است و حامل آن انبیا و اولیا، و محور این تجلیات هم نبی اكرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل‌بیت علیهم السلام هستند، بسط باطل و گسترش ظلمت نیز به عنوان یك جریان روبنایی و قابل حذف، همانند كف روی آب، مطرح است؛ چرا كه آن تجلیات نورانی، جریان زلال و ماندگار در هستی است. این جاست كه جریان درگیری حق و باطل در تاریخ شكل می‌گیرد و این درگیری به سمت غلبه ایمان بر كفر پیش می‌رود و دوران حق، به عنوان دوران تجلی توحید و ولایت حَقّه در عالم، فراروی انسان قرار می‌گیرد و همه مناسبات عالم انسانی، مناسبات بندگی و پرستش و قُرب و رضوان می‌شود. با این نگاه، طبیعتاً عاشورا عظیم ترین نقطه درگیری حق و باطل در ظاهر و باطن و در طریق گسترش حق می‌شود.



نوع مطلب : عاشورا و عاشوراییان، مهدویت و آخرالزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

مهدی عجل الله تعالی فرجه، ادامه حسین علیه السلام است و انتظار، ادامة عاشورا و بر‌آمده از آن.
مهدی عجل الله تعالی فرجه، فرزند حسین علیه السلام است و فرهنگِ انتظار برآمده از فرهنگ عاشورا و انتظارِ حسین دیگری را كشیدن. این دو پیوندی دیرین و مستحكم با هم دارند. یكی پشتوانه فرهنگی و زمینه‌ساز برای دیگری است. یكی رمز قیام و به پا خاستن شیعه است و دیگری، عامل حفظ و استمرار آن. عاشورا، دریچه‌ای به انتظار است و انتظار، تجلی آرزوها و آمال كربلا.
انتظار، ثمرة كربلاست. بدون كربلا، انتظار بی معناست. یاران مهدی، همه كربلائیند و در فراز و فرود تاریخ، غربال شده و آب‌دیده‌اند. مگر می‌توان بی عاشورا، انتظار داشت؟ انتظار بی عاشورا، انتظار بی پشتوانه است.
انتظار و عاشورا، دو بال پرواز شیعه است؛ اگر این دو نبود، چشمة‌ غدیر هم می‌خشكید.
پیوند فرهنگ عاشورا و انتظار، دلایل و شواهد متعددی دارد. ما در این مقاله، ضمن بیان آنها، به تحلیل و رهیافت های برخاسته از آنها خواهیم پرداخت:
بخش اول: پیوندها
نگاه به عاشورا و انتظار، می‌رساند كه میان این دو، پیوندها و رابطه‌هایی است:
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه، فرزند حسین علیه السلام است و خونخواه امام حسین علیه السلام. اولین كلام امام عصر عجل الله تعالی فرجه، یاد جدشان حسین بن علی علیه السلام است. شعار یاوران قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه، یالثارات الحسین است. یاری اباعبدالله علیه السلام، یاری حجت بن الحسن العسكری علیه السلام است. آن دو بزرگوار دارای لقبهای مشتركی هستند، نظیر: ثارالله، غریب، رانده‌شده و ... . زیارت عاشورا از خونخواهی امام حسین علیه السلام در ركاب مهدی خبر می‌دهد. مطابق روایات، در روز عاشورا و میلاد امام حسین علیه السلام، باید به یاد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه بود و در روز میلاد امام زمان عجل الله تعالی فرجه و شب قدر با زیارت امام حسین علیه السلام به یاد اباعبدالله علیه السلام. روز ظهور قائم آل محمد (ص)، عاشوراست. به زیارت امام حسین علیه السلام و زیارت صاحب الامر علیه السلام در اعیاد اسلامی توصیه شده است. شهر كوفه، پایگاه مشترك این دو امام معصوم است. امام عصر علیه السلام به قرائت زیارت عاشورا و زنده نگهداشتن یاد عاشورا عنایت دارند. هر دو امام علیه السلام با بیعت نكردن با طاغوت به اصلاح گری می‌پردازند. بالاخره در روایات، آرزوی شهادت در ركاب این دو امام  علیه السلام برای شیعیان، تحسین شده است.

 



نوع مطلب : عاشورا و عاشوراییان، مهدویت و آخرالزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید
اندیشه ی مهدویت در طول تاریخ در بین شیعه به طور خاص ودر میان تمام مسلمانان به طور عام وهمچنین با نام منجی در میان تمام ملل وجود داشته است، اما در مواقعی كه ظلم وستم ورنج مردمان افزون بر طاقتشان می شده نمود و بروز دیگری می یافت. ادعای دروغین مهدویت موضوعی است كه همیشه جامعه ی اسلامی و به خصوص شیعی را دچار تشتت و آسیب می كرده است.
این ادعاها كه امروزه و هر چه به ظهور نزدیكتر می شویم پررنگتر و بیشتر می شود، سابقه ای به طول خود اسلام دارد. اولین نشانه های ادعای مهدویت را می توان پس از واقعه عاشورا مشاهده كرد.
حادثه ی عظیم عاشورا ضربه ی خرد كننده ای بر پیكر شیعه وارد كرد و با انعكاس آن در سراسر سرزمین اسلامی رعب و وحشت شدیدی در جامعه اسلامی بر پا كرد. در آن روزگار محبوبتر ونزدیكتر از امام حسین(ع) نزد پیامبر وجود نداشت وهمگان بر این موضوع آگاهی داشتند، به خصوص كسانی كه پیامبر را درك كرده و از تابعین بودند. پس از آن بود كه با توجه به نحوه ی شهادت امام و یارانش و اسارت اهل بیت پیامبر توسط امویان مردم ازعمق ستمگری وظلم ایشان اطلاع یافته و دریافتند كه یزید در راه تثبیت پایه های حكومتی خود از هیچ جنایتی دریغ نمی كند. واقعه حره پس از عاشورا وسركوب مردم مدینه توسط سپاه یزید اختناق را در كل جامعه ی اسلامی به نهایت خود رساند. حكومت خلفای بعدی اموی همچون معاویه بن یزید، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان، و ولید بن عبدالملك هم با خشونت و اختناق شدید همراه بود. این شرایط سخت بود كه شخصی جاه طلب چون عبدالله بن زبیر را به فكر خلافت انداخت. او بااستفاده از كاهش محبوبیت امویان در جامعه سلامی ادعای خلافت كرده و توانست در مدینه عد ه ای را به دور خود جمع كند. همین شرایط سخت واختناق شدید بود كه زمینه ی ظهور یك منجی را در بین مردم به خصوص شیعیان كه در مركز تهدیدات قرار داشتند، ایجاد كرد. شهادت امام حسین(ع)تاثیر شگرفی برعواطف مذهبی مردم ونیز بر آینده شیعه گذاشت؛ به طوریكه حتی عده ای تاریخ ظهور شیعه را این دوره می دانند، گر چه این نظر چندان صحیح نمی رسد. مردم كوفه كه از عدم همراهی فرزند پیامبر در برابر دشمنان نادم وپشیمان بودند، پی به غفلت و كوتاهی خود در حمایت از نواده ی پیامبربرده وبرای توبه از این غفلت بزرگی راهی جز انتقام خون حسین(ع) برای خود ندیدند. رهبری این گروه كه خود را توابون (توبه كاران) می نامیدند بر عهده ی سلیمان بن صردالخزایی بود وهسته ی اولیه ی آن را صد نفر از شیعیان ومعتمدین حضرت علی(ع) تشكیل می دادند.
تشكیل این گروه توابون را می توان اولین بازتاب عملی واقعه كربلا پس از یك مدت دوره ی فترت دانست. با مرگ ناگهانی یزید شرایط به نفع ایشان تغییر یافت. آنها توانستند در ابتدا حمایت 16000 نفر را كه در میانشان علاوه بر كوفیان مردم بصره و برخی قبایل دیگر حضور داشتند، به دست بیاورند. اما هنگام رویارویی باز هم داستان آن روزها تكرار شد و در نهایت تنها 3000نفر در مقابل سپاه سی هزارنفری عبیدالله بن زیاد شركت كردند. سرانجام با كشته شدن بیشتر رهبران نهضت، باقیمانده ی توابون به سمت كوفه باز گشتند.


نوع مطلب : عاشورا و عاشوراییان، مهدویت و آخرالزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

كسانی ندای حسین را لبیك می‌گویند و می‌توانند «فَیَا لَیْتَنِی كُنْتُ مَعَكُمْ فَأَفُوزَ مَعَكُم»[1] را آرزو كنند، كه امروز در صحنه باشند. «كُلّ یَوْمٍ عاشُورا»؛ هر روز عاشوراست و هر روز، صف‌بندی حق و باطل؛ در گفته ها، نوشته ها و رفتارها، ... . همه و همه؛ چه خوب و چه بد، هر دو خریدارانی دارند. دنیا مزرعه است و محل تجارت و كسانی به فوز و سعادت می‌رسند كه خوب زندگی كنند. «كَما تَعیشُونَ، تَمُوتُون»[2]؛ هر گونه كه زندگی می‌كنیم، آن گونه خواهیم مُرد! خوبان، خوب می‌میرند و بدان، بد.
كسی با حسین است كه در عاشورای انتخاب، خوب انتخاب كند حتی اگر به اشتباه یا هر دلیلی در خیمة بدی باشد؛ «حُرّ» وار توبه كند و به امیر و سردار خوبی ها ملحق شود. در برابر جذبه ها و مظاهرِ فریبنده پُست و مقام و شهوات و ... مستحكم باشد. هیچ به ظاهر امانی را بر «امانِ حسین» ترجیح ندهد. حق شناس و حق گرا باشد. وظیفه خود را بشناسد و در عمل به وظیفه خللی به خود راه ندهد.
امروز، بی طرفی و غافل از خود و زمان خود بودن، حسینی بودن و مهدوی بودن نیست. در این میان وظیفه اندیشمندان، محققان و مبلّغان و تمام مشتاقان فرهنگ حسینی است كه زمینه سازان ظهور فرزندش باشند. باید «حسینی» زیست  و «مهدوی» قیام كرد، بی‌آنكه خسته شد.
الدُّعَاةُ إِلَى دِینِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْرا[3]
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- بحارالانوار، ج98، ص200. ای كاش با شما بودیم و همراهتان به سعادت می‌رسیدیم.
 [2]- عوالی اللآلی، ج4، ص72.
 [3]- بحارالانوار، ج52، ص122.
پدیدآونده: محمد صابر جعفری



نوع مطلب : عاشورا و عاشوراییان، مهدویت و آخرالزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

 برای مشاهده اندازه واقعی پوستر مذهبی حضرت مهدی موعود عج_2 کلیک کنید

ماجرای خونبار کربلا، مسلمانان، اعم از شیعه و سنی را به «مهدی موعود» متوجه کرد که نام او مطابق روایات به طور مکرر از پیامبر (ص) به عنوان مصلح و منجی عالم بشریت، نقل شده بود، به طوری که آنها به دنبال چنین شخصی می‌گشتند.

امویان از این موقعیت سوء استفاده کردند و گفتند وقتی که علویان دارای مهدی هستند، و عباسیان نیز مهدی دارند، چرا ما نداشته باشیم، از این رو برای خود مهدی تراشیدند و او را با لقب «سفیانی» خواندند.

گروه دیگر با نام «جارودیه»، محمدبن عبدالله بن حسین را مهدی غایب دانسته و در انتظار ظهورش به سر می‌برند.

گروه دیگری به نام «ناووسیه» حضرت امام صادق(ع) را هنوز زنده و مهدی می‌دانند و «فرقه زیدیه»، به زیدبن امام سجاد(ع) به عنوان مهدی موعود اعتقاد دارند.

واقفیه» گروه دیگری هستند که امام کاظم (ع) را زنده و غایب می‌دانند و معتقدند او ظهور می‌کند و دنیا را پر از عدل و داد می‌کند.

به این ترتیب نتیجه می‌گیریم که جاه طلبی و استعمار و تحمیق مردم و سوء استفاده برای رسیدن به منافع نامشروع، گروه‌هایی از مردم را زیر ماسک مهدویت و بابیت، به وادی دین سازی و فرقه‌پردازی افکند تا با گل آلود کردن آب، ماهی بگیرند.

به این ترتیب فرقه «باقریه»، امام باقر (ع) را مهدی موعود می‌دانند، و «اسماعیلیه»، اسماعیل فرزند امام صادق (ع) را مهدی موعود دانسته و فرقه «محمدیه» به حضرت محمدبن علی (فرزند امام هادی) به عنوان مهدی موعود، دل بسته‌اند. «جوازیه» فرقه‌ دیگری هستند که حضرت حجت ‌ابن الحسن (عج) را دارای فرزندی دانسته و او را مهدی موعود خوانده‌اند.

ابومسلم خراسانی نیز ادعای مهدویت کرد، و در سال 138 هـ. ق کشته شد.

در دوران عباسیان، عده‌ای منصور دوانیقی را مهدی موعود دانستند، و معتقد شدند که روح خدا در پیکر او حلول کرده است.

تا آنجا که منصور دوانیقی، پسرش را به نام مهدی نام گذاری کرد، تا در آینده از این نام سوء استفاده کند و خود را همان مهدی موعود بخواند و مردم از او به این عنوان اطاعت کنند.

بعضی نخستین خلیفه عباسی، ابوالعباس عبدالله سفاح را مهدی موعود خواندند.

 



نوع مطلب : عاشورا و عاشوراییان، مهدویت و آخرالزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   


پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
بیداری افکار،شبستر


گل نرگس

جهت ورود به سایت بچه شیعه کلیک کنید